پژوهش های نوین دامپروری عرض سلام و احترام خدمت شما کاربران گرامی ,وبللاگی که مشاهده می فرمائید بر پایه اطلاعات علمی و به روز دامپروری(دام وطیور) بنا نهاده شده ،تا بتوانیم گوشه ای از نیاز های علمی شما عزیزان را فراهم آوریم چنانچه جویای مطالب خاصی می باشید که اطلاعات موجود در این وبلاگ قادر به تامین کردن آن نمی باشد خواهشمندم در صورت تمایل به ایمیل اینجانب پیام ارسال نمایید از حسن انتخاب شما کمال تشکر را دارم واز خداوند منان برای شما کاربر گرامی موفقیت روزافزون را خواهانم. tag:http://damparvaran.mihanblog.com 2019-09-19T02:52:06+01:00 mihanblog.com عوامل موثر مصرف خوراک در جوجه های گوشتی 2015-01-29T18:07:51+01:00 2015-01-29T18:07:51+01:00 tag:http://damparvaran.mihanblog.com/post/47 مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام کنترل مصرف خوراکمطالعه تئوری های فیزیولوژیکی کنترل مصرف خوراک در پستانداران از سال 1988 آغاز شد که در آن زمان دانسته ها راجع به طیور کم بود. کنترل مصرف خوراک در پستانداران وابسته به نواحی خاصی از هیپوتالاموس مغز است که دارای محرک ها و تنظیم کننده های بیشماری است. برخلاف پستانداران، در پرندگان خاصیت بافت خوراک و دیدن آن تأثیر بیشتری بر مصرف خوراک دارد ( نسبت به طعم و مزه ی خوراک). در مقایسه با پستانداران، پرندگان حس بویایی ضعیف تری دارند. همچنین پرنده اگر شکل خوراک را تشخیص ندهد، آن Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4


کنترل مصرف خوراکمطالعه تئوری های فیزیولوژیکی کنترل مصرف خوراک در پستانداران از سال 1988 آغاز شد که در آن زمان دانسته ها راجع به طیور کم بود. کنترل مصرف خوراک در پستانداران وابسته به نواحی خاصی از هیپوتالاموس مغز است که دارای محرک ها و تنظیم کننده های بیشماری است. برخلاف پستانداران، در پرندگان خاصیت بافت خوراک و دیدن آن تأثیر بیشتری بر مصرف خوراک دارد ( نسبت به طعم و مزه ی خوراک). در مقایسه با پستانداران، پرندگان حس بویایی ضعیف تری دارند. همچنین پرنده اگر شکل خوراک را تشخیص ندهد، آن را با ولع نخواهد خورد.
1- تئوری های کنترل مصرف خوراک
خوراک مصرفی به واسطه مکانیسم های متعددی قابل کنترل است. متداول ترین تنظیم کننده های مصرف خوراک شامل : تئوری گلوکواستاتیک، تئوری ترموستاتیک، انبساط لوله گوارشی، چرخش اسیدهای آمینه و پروتئین خورده شده در بدن و تئوری لیپواستاتیک (گلاوز، 1989). فرضیه گلوکواستاتیک تنظیم گلوکز خون و مقدار گلوکز وارد شده به کبد، پس از خوردن خوراک را توضیح می دهد. کاهش گلوکز خون (هایپوگلایسمی) موجب تحریک اعصاب مرکزی و تحریک اشتها شده، در صورتی که افزایش گلوکز خون (هایپرگلایسمی) موجب تحریک مرکز سیری می شود. شرلوک و فربز (1981) نشان دادند، تزریق گلوکز در سیاهرگ باب کبد جوجه های گرسنه، موجب کاهش مصرف خوراک آن ها می شود. در حالی که با تزریق گلوکز در سیاهرگ کردن، چنین عکس العملی مشاهده نشد.
وقتی پرندگان انتخاب آزادانه ای به خوراک دارند[1]، پرندگان مصرف خوراک را بر اساس نیازهای انرژی و آمینواسیدی خود نیز تنظیم میکنند.فرضیه ترمواستاتیک به شدت با تنظیم حرارتی پرنده ربط دارد. عامل اصلی محیطی تنظیم کننده ی مصرف خوراک دما است. پرندگان موجوداتی خونگرم می باشند که به این معناست که آن ها، در برابر نوسانات محیطی مقابله کرده و دمای داخلی خود را حفظ می کنند. در هنگام گرمای زیاد، ممکن است پرنده قادر به کاهش گرمای تولیدی مربوط به متابولیسم طبیعی بدن (متابولیسم مواد مغذی) نباشد. همچنین در این شرایط نیازهای انرژی نگهداری، کاهش میابد. حاصل جمع این دو عامل، موجب کاهش مصرف خوراک می شود. در این شرایط محیطی، تراکم مواد مغذی باید افزایش یابد. افزایش دمای محیط (بیش از ناحیه خنثی)، موجب کاهش مصرف خوراک می شود (هورویتز، 1980). در استرس گرمایی مزمن، با توجه به تولید حرارت هنگام هضم خوراک که به گرمای بدن می افزاید، مصرف خوراک باید کم شود. میزان حرارت تولیدی هضم خوراک، به ترکیب جیره بستگی دارد. تأمین انرژی به وسیله کربوهیدرات ها موجب تولید حرارت هضمی بیشتری نسبت به چربی می شود (به دلیل انتقال فعال، که در جذب کربوهیدرات ها نقش دارد). در شرایط استرس گرمایی از طریق افزایش چربی جیره، کاهش کربوهیدرات و پروتئین و استفاده از مکمل اسید های آمینه میتوان مصرف خوراک پرنده را در حد مطلوبی حفظ کرد.انبساط و حرکت لوله گوارشی بر مصرف خوراک پرندگان تأثیر گذار هستند (هر چند از نحوه ی تأثیر لوله گوارش بر مصرف خوراک، اطلاعات کمی نسبت به سایر عوامل موجود است). گیرنده های موجود در چینه دان، سیگنال های فیزیکی را ارسال می کنند. این گیرنده ها نسبت به فشار حساس هستند. پیام های ارسالی به مغز در مرکز سیری تجمع و منجر به کاهش مصرف خوراک می شوند. گیرنده های انبساطی در سنگدان نیز وجود داشته (داک، 1977) که آسیاب کردن خوراک و چسبندگی دستگاه گوارش را کنترل می کنند.فرضیه لیپواستاتیک، به نظر نقش چندانی در کنترل مصرف خوراک در جوجه ها و پرندگان بالغ ندارد. در بیشتر گونه ها، پرندگان جوان و بالغ از طریق کنترل میزان مصرف انرژی جیره، در برابر تغییرات چربی بدن از خود مقاومت نشان می دهند.

 2- عوامل جیره ای موثر بر مصرف خوراک
عوامل جیره ای متفاوتی بر مصرف خوراک تاثیر گذارند، به خصوص اگر مواد مغذی جیره کم یا بیشتر از حد نیاز پرنده باشد. با توجه به اینکه مرغ گوشتی به منظور افزایش وزن انتخاب شده است، تغییرات جیره بر مصرف خوراکشان اثر کم تری نسبت به مرغ های تخمگذار دارد. مرغ های گوشتی تمایل به مصرف حداکثری خوراک تا پر شدن دستگاه گوارش دارند ( به شرط نبودن سموم در جیره، محیط و مدیریت بد و عوامل بیماریزا).
2- 1- انرژی جیره
در مرغ گوشتی، میزان انرژی جیره تاثیر زیادی روی مصرف خوراک دارد. پرندگان تمایل به مصرف خوراک در حد نیازهای متابولیسمی دارند. میزان انرژی مورد نیاز بستگی به نیازهای نگهداری، رشد و یا تولید بدن دارد. بنابراین با کاهش میزان انرژی جیره، مصرف خوراک افزایش میابد (تا زمانی که از طریق انبساط دستگاه گوارشی، مصرف خوراک محدود شود). از آنجا که در پرورش مرغ گوشتی، ضریب تبدیل غذایی عامل مهم اقتصادی به شمار می آید، کاهش انرژی جیره به منظور افزایش مصرف خوراک، عملی غیر منطقی به نظر می رسد.
2-2- پروتئین و اسید های آمینه جیره
اسیدهای آمینه و پروتئین جیره بیشتر اثرات غیر مستقیمی بر مصرف خوراک دارند. دریافت روزانه اسید آمینه برای رشد، امری ضروری به نظر می رسد. همچنین عدم تعادل اسیدهای آمینه خاص، ممکن است منجر به تغییراتی سریع در مصرف خوراک جوجه ها شود. مکانیسم کنترل مصرف خوراک بستگی به غلظت اسیدهای آمینه خون نیز دارد.
2-3- ویتامین و مواد معدنی جیره
اصولاً ویتامین ها و مواد معدنی به عنوان کوفاکتور های شرکت کننده در متابولیسم مطرح هستند، هر چند برخی مواد معدنی پر مصرف از قبیل کلسیم، فسفر و منیزیوم در اسکلت بدن کاربرد دارند. در صورت کمبود و یا مصرف بیش از حد نیاز این مواد، مصرف خوراک نیز دچار تغییر می شود. کمبود ویتامین و مواد معدنی در جیره از طریق ایجاد اختلالات متابولیکی به طور غیر مستقیمی بر مصرف خوراک تاثیر دارند. کاهش جزئی مواد معدنی، با تحریک پرنده برای بیشتر به دست آوردن آن، احتمالاً موجب افزایش مصرف خوراک خواهد شد. بالعکس، حضور بیش از حد ویتامین و مواد معدنی در جیره، با بد مزه کردن دان، موجب اجتناب پرنده از خوردن خوراک می شود. علاوه براین، افزایش مصرف مواد معدنی با افزایش مصرف آب پرنده همراه خواهد بود. مصرف بیش از اندازه ی نمک موجب افزایش مصرف آب و کاهش مصرف خوراک می شود. کمبود مواد معدنی کم مصرف، تاثیر چندانی بر اشتهای پرنده ندارد (مگر در طولانی مدت).
2-4- عوامل ضد تغذیه ای
به طور طبیعی برخی ترکیبات از قبیل ممانعت کننده های پروتئاز، آلکالوئیدها، گواترزا ها، اگزالات ها و فیتات ها موادی هستند که در ذرات مواد خوراکی وجود دارند. این ترکیبات ضد مغذی پس از مصرف موجب کاهش قابلیت دسترسی مواد مغذی، کاهش مصرف خوراک و کاهش رشد حیوانات می شوند (هتچوک، 1994. شاهیدی، 1997). منشأ برخی از مواد ضد تغذیه ای از متابولیسم باکتری ها و قارچ ها موجود در خوراک است.
2-5- مصرف آب
هر چند محاسبه میزان دقیق نیاز پرنده به آب نسبت به سایر مواد خوراکی کار آسانی نیست، آب ماده ای بسیار ضروری در جیره پرندگان به شمار می آید. میزان مصرف آب جوجه های گوشتی بستگی به دمای محیط و نسبت آن با رطوبت، ترکیبات جیره، نرخ رشد و بازده بازجذب آب از کلیه ها دارد. افزایش پروتئین خام جیره موجب افزایش مصرف آب و نسبت مصرف آب به خوراک می شود. مصرف خوراک کرامبل و پلت نسبت به خوراک آردی، موجب افزایش مصرف آب و خوراک خواهد شد. با افزایش نمک و یا سایر مواد معدنی اوسموتیک در جیره، افزایش مصرف آب به منظور افزایش دفع این مواد اضافی از کلیه ها را شاهد خواهیم بود.
مصرف آب تاثیر بسزایی بر مصرف خوراک دارد. با محدود شدن مصرف آب، بدن شروع به دهیدراته[2] شدن می کند.
3- عوامل مدیریتی موثر بر مصرف خوراک
حتی اگر پرندگان دو گله جیره یکسانی دریافت کنند، میزان مصرف خوراک دو گله با دو ساختمان و تسهیلات جدا، متفاوت خواهد بود. این تفاوت در مصرف خوراک به دلیل تفاوت در مدیریت و بیماری ایجاد می شود. 3 عامل مدیریتی مهم که بر مصرف خوراک جوجه های گوشتی موثرند شامل :1- دسترسی به آب و خوراک 2- تنش محیطی 3- مشکلات بیماری.
3-1- دسترسی به آب و خوراک
مرغ گوشتی از لحظه ی ورودش به سالن تا ارسال آن به بازار، باید آزادانه به آب و خوراک دسترسی داشته باشد. تعداد آبخوری ها و دانخوری ها باید کافی باشد تا رقابت را بین پرندگان به حداقل برساند. در صورت بالا بودن تفاوت در میانگین وزنی گله ، احتمالاً با کمبود دانخوری به ازای هر پرنده مواجهیم.
3-2- تنش محیطی
تنش ها بر مصرف خوراک جوجه های گوشتی تأثیر بدی دارند. استرس پرنده را مجبور به افزایش هورمون هایی به منظور جابجایی سوخت بدن برای ترس و پرواز خواهد کرد. پاسخ بدن در برابر استرس موجب کاهش جذب مواد مغذی و کاهش قابل توجه حرکت دستگاه گوارشی خواهد شد. استرس حاد و ناگهانی موجب کاهش موقتی در مصرف خوراک خواهد شد و اثرات سوء کمی بر عملکرد پرنده دارد. در حالی که استرس های طولانی و مزمن اثرات بد زیادی روی مصرف خوراک دارند. عموماً تنش های مزمن شامل استرس گرمایی، کیفیت پایین هوا و بد بودن کیفیت بستر می باشند.
استرس گرمایی تأثیرات واضح بدی بر مصرف خوراک جوجه های گوشتی دارد. تحمل پرنده نسبت به استرس گرمایی بستگی به عواملی از قبیل اندازه بدن و سرعت رشد پرنده، دمای محیط و نسبت آن با رطوبت دارد. کیفیت بد هوا و بستر نیز اثرات غیر مستقیمی بر مصرف خوراک دارند. سرعت تهویه و مدیریت بستر از عوامل اصلی تأمین کننده کیفیت این دو فاکتور می باشند.
3-3- تنش های مربوط به بیماری و پاسخ های ایمینی
تنش های ایمنی ایجاد شده در پاسخ به بیماری ها به طور قابل توجهی بر مصرف خوراک تاثیر دارد. اگر چه بیماری های روده ای موجب کاهش مصرف خوراک می شود، هر آنتی ژنی ( میکروب بیماریزا یا واکسن) که موجب تحریک سیستم ایمنی شود، توأم با کاهش اشتها خواهد بود.
در عفونت ها و اسهال جذب آب، سدیم، کلر و گلوکز به طور منی داری کاهش میابد (کانو، 1996). 70% کاهش عملکرد پرنده در طول بیماری به دلیل کاهش مصرف خوراک است و 30% باقی به دلیل کاهش تجزیه و جذب مواد مغذی می باشد.
استرس های ایمینولوژیکی در طیور موجب تغیراتی در برخی هورمون ها می شود. این تنش ها موجب کاهش غلظت هورمون های آنابولیکی مانند هورمون رشد (الاسر، 1997)، فاکتور رشد شبه انسولینی (
IGF-1) (الاسر، 1995) و موجب افزایش ترشح هورمون های کاتابولیکی از قبیل گلوکوکورتیکوئید ها می شود (الاسر، 2000). با کاهش هورمون رشد شبه انسولینی و کاهش مصرف خوراک، روند تجزیه ماهیچه اسکلتی بدن افزایش میابد.
3-4- رفتار
پرندگان به مرور زمان، به صدای دانخوری ها به عنوان خوراک عادت می کنند. بنابر این تحویل مکانیکی خوراک، موجب تحریک مصرف خوراک می شود. حتی پرندگان از صدا و دیدن دان خوردن پرندگان دیگر نیز تحریک به خوردن می شوند.
نتیجه گیری
در جوجه های گوشتی، مصرف خوراک عامل اصلی موثر بر افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل خوراک می باشد. به دلیل تأثیر عوامل مختلف بر مصرف خوراک، اغلب بهبود مصرف خوراک ضعیف کاری دشوار است مگر با مرور کلی در مدیریت سالن و خوراک. مدیریت و سلامت گله نسبت به عوامل جیره تأثیر بیشتری بر مصرف خوراک ضعیف گله دارند. عوامل جیره ای تنها بر مصرف خوراک پرندگان یک گله موثرند. بالعکس، تنش های محیطی وایمینولوژیکی تاثیر عمیقی بر مصرف خوراک از یک گله به گله دیگر دارند. با ارزیابی منشأ استرس یا بیماری ها، می توان در بهبود مصرف خوراک پرنده موفقیت های قابل توجهی کسب نمود.

 Reference:

Peter R. Ferket and Abel. 2006. International Journal of Poultry Science 5 (10): 905-911 G. Gernat. Factors that affect feed intake of meat birds: A review.

 

 

]]>
سیلاژوافزودنی های مورد استفاده در آن 2015-01-29T17:45:41+01:00 2015-01-29T17:45:41+01:00 tag:http://damparvaran.mihanblog.com/post/46 مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام   نگهداری علوفه به صورت سیلاژ روشی مرسوم در تامین منابع غذایی نشخوارکنندگان در مدت زمانی از سال می باشد که علوفه تازه در دسترس نیست. سیلاژ ماده­ای است که توسط تخمیر بی هوازی کنترل شده یک گیاه با رطوبت زیاد تولید می­شود. سیلو کردن نام این فرآیند است و محل انجام آن را سیلو گویند. در این روش، در اثر فعالیت باکتری­های مولد اسیدلاکتیک و تحت شرایط بی­هوازی، کربوهیدرات­های محلول در آب علوفه به اسیدهای آلی (عمدتاً اسید لاکتیک) تبدیل و باعث کاهش pH می شوند. ایجاد محیط بی هوازی همراه با Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

 

نگهداری علوفه به صورت سیلاژ روشی مرسوم در تامین منابع غذایی نشخوارکنندگان در مدت زمانی از سال می باشد که علوفه تازه در دسترس نیست. سیلاژ ماده­ای است که توسط تخمیر بی هوازی کنترل شده یک گیاه با رطوبت زیاد تولید می­شود. سیلو کردن نام این فرآیند است و محل انجام آن را سیلو گویند. در این روش، در اثر فعالیت باکتری­های مولد اسیدلاکتیک و تحت شرایط بی­هوازی، کربوهیدرات­های محلول در آب علوفه به اسیدهای آلی (عمدتاً اسید لاکتیک) تبدیل و باعث کاهش pH می شوند. ایجاد محیط بی هوازی همراه با دستیابی به pH پایین در محصولات می تواند علوفه را برای مدتهای طولانی از فساد میکروبی محافظت کند.

برای تولید سیلاژی با کیفیت عالی دو عامل مهم مدیریت سیلو کردن و عوامل مربوط به علوفه تاثیر گذار هستند. از عوامل مدیریتی می توان به برداشت علوفه در مرحله مناسب رشد و بلوغ،  فشردن مناسب سیلو، حفظ شرایط بی­هوازی در طول دوره سیلو کردن و استفاده از افزودنی های مناسب اشاره کرد. عدم مدیریت مناسب در سیلو کردن منجر به تولید سیلاژی با کیفیت پایین، افت مصرف خوراک  و کاهش عملکرد حیوان خواهد شود. از مهمترین عوامل علوفه ای موثر بر سیلو کردن می توان ظرفیت بافری پایین، غلظت مناسب کربوهیدرات­های محلول در آب و جمعیت بالای باکتریهای تولید کننده اسید لاکتیک بر روی علوفه اشاره کرد. علوفه ذرت از نظر این عوامل بهترین گیاه برای سیلو کردن است. عامل دیگری که علوفه ذرت را به عنوان علوفه ایده آل جهت تولید سیلاژ مطرح ساخته است میزان بالای تولید آن در هکتار و ارزش غذایی زیاد آن است. سیلاژ ذرت معمولا به صورت مکمل انرژی برای گاوهای گوشتی و تلیسه­های شیری در حال رشد و یا گاوهای شیری در حال شیردهی در ترکیب با مکمل های علوفه­ای با پروتئین بالا (مانند یونجه) استفاده می­شود.

در ایران به­علت برداشت دو محصول در سال و کشت دوم بودن علوفه ذرت، علوفه ذرت سیلویی دارای ماده خشک پایین (حدود 20 درصد ) و رطوبت زیاد می باشد. رطوبت بالای علوفه ذرت موجب افزایش اتلاف ماده مغذی از طریق پس­آب و افزایش احتمال وقوع تخمیر کلستریدیومی می­شود. همچنین علوفه­های با ماده خشک پایین با سرعت بیشتری نسبت به علوفه­های با ماده خشک بالا تخمیر می­شوند زیرا ماده خشک بالای علوفه منجر به کاهش رشد میکروبی می­شود.

اکثر تولید کنندگان سیلاژ ذرت در ایران جهت بهبود کیفیت سیلاژ ذرت به سراغ افزودنی های میکروبی سیلاژ می روند تا سیلاژی با تخمیر مطلوب داشته باشند در حالی که علوفه ذرت برداشت شده در ایران معمولا ماده خشک پایین داشته و تخمیر شدیدی دارند و لذا استفاده از این افزودنی ها منجر به افزایش بیشتر در وسعت تخمیر سیلاژ می گردد. در چندین مطالعه  نتایج مثبتی در هنگام استفاده از این افزودنی ها بر عملکرد دام گزارش شده اما اغلب تحقیقات انجام شده در مورد استفاده از این افزودنی ها در تلقیح علوفه ذرت با ماده خشک پایین اثر معنی داری بر عملکرد دام مشاهده نکرده اند و حتی در برخی موارد کاهش در ماده خشک مصرفی و تولید شیر و افت چربی و پروتئین شیر گزارش شده است. برخی از محصولات میکروبی نیز جهت بهبود پایداری هوازی سیلاژ در هنگام باز کردن سیلو (مقاومت در مقابل کپک زدگی) توصیه می گردند. نتایج مطالعات اخیر نشان داده است که پایداری هوازی سیلاژهای ایران بالا است. این امر به فشردگی زیاد و وجود منافذ کم در توده سیلاژهای مرطوب برمی گردد که مانع از نفوذ هوا به داخل توده سیلاژ شده و لذا چنین سیلاژهایی نسبت به سیلاژهای با ماده خشک بالا که دارای خلل و فرج زیاد هستند دیرتر کپک می زنند.

روش جایگزین برای برداشت علوفه ذرت مرطوب، افزودن جاذب­هایی با ارزش غذایی بالاست. منابع مختلفی از کربوهیدرات­ها به­عنوان جاذب برای افزایش ماده خشک و کاهش پس­آب استفاده می­شوند. جاذبهای به­کار رفته شامل کاه غلات، تفاله چغندرقند، بسته­های یونجه، دانه غلات و تفاله نیشکر می­باشند. پژوهش­های قبلی نشان دادند که تفاله چغندر خشک و ذرت یا گندم آسیاب شده به­منظور افزایش ماده خشک علوفه ذرت سیلویی می توانند بسیار مفید واقع شوند و علاوه بر افزایش ارزش غذایی سیلاژ، تخمیر را نیز در سطح مناسب کنترل کنند. استفاده از جاذبهایی با ارزش مواد مغذی بالا می تواند مشکل دامپروران را در امر تهیه سیلاژ با کیفیت مناسب برطرف کرده و علاوه بر کاهش پس آب و آلودگی زیست محیطی می تواند با محدود کردن تخمیر، مواد مغذی را بصورت بهتری برای دام نگهداری کند و از این راه مصرف ماده خشک و تولید شیر را بهبود بخشد.

یکدسته دیگر از افزودنی هایی که می توانند در افزایش کیفیت سیلاژهای تولید شده در ایران مفید واقع شوند استفاده از مواد محدود کننده تخمیر است. ممانعت کننده­های تخمیر عمدتا محصولات شیمیایی شامل اسیدهای معدنی (اسید هیدروکلریک، سولفوریک، و فسفوریک)، اسیدهای آلی (اسید فرمیک، پروپیونیک، لاکتیک، استیک، اکریلیک، سولفامیک، بنزویک و سوربیک)، فرمآلدئید، و دیگر مواد شیمیایی شامل نیتریت سدیم و هگزامتیلن­تترامین می­باشند. استفاده از این مواد محدود کننده می تواند با کاهش سریع pH مواد سیلویی فعالیت میکروارگانیسمها را کاهش و از افت مواد مغذی در طی سیلو کردن جلوگیری کند.

منابع:

محمدزاده، حمید. 1390. اثر افزودنی میکروبی بر خصوصیات تخمیر، ارزش مواد مغذی و پایداری هوازی ذرت سیلو شده و عملکرد حیوان. رساله دوره دکترا علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه صنعتی اصفهان.

 

]]>
استفاده از ویتامین ها در پرورش جوجه های گوشتی 2014-04-30T17:18:53+01:00 2014-04-30T17:18:53+01:00 tag:http://damparvaran.mihanblog.com/post/44 مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام ویتامین ها از جمله ریز ذرات مغذی میباشند که در بسیاری از واکنش های متابولیک طبیعی بدن شرکت داشته و از این رو ، در حفظ شرایط سلامتی بدن و راندمان تولید ، نقشی بسیار مهم را ایفا می نمایند . به نظر می رسد که طی سالهای اخیر و در مقایسه با سایر مواد مغذی ، مطالعات اندکی بر روی حداقل سطح مورد نیاز ویتامین در جوجه های گوشتی صورت پذیرفته است . بر اساس برآوردهای صورت پذیرفته ، سطوح بسیار متفاوتی از انواع ویتامین ها در جیره های مصرفی توسط جوجه های گوشتی تجاری ، مورد استفاده قرار می گیرد . اکثریت سطوح پی ویتامین ها از جمله ریز ذرات مغذی میباشند که در بسیاری از واکنش های متابولیک طبیعی بدن شرکت داشته و از این رو ، در حفظ شرایط سلامتی بدن و راندمان تولید ، نقشی بسیار مهم را ایفا می نمایند .

به نظر می رسد که طی سالهای اخیر و در مقایسه با سایر مواد مغذی ، مطالعات اندکی بر روی حداقل سطح مورد نیاز ویتامین در جوجه های گوشتی صورت پذیرفته است . بر اساس برآوردهای صورت پذیرفته ، سطوح بسیار متفاوتی از انواع ویتامین ها در جیره های مصرفی توسط جوجه های گوشتی تجاری ، مورد استفاده قرار می گیرد .

اکثریت سطوح پیشنهادی توسط NCR ، بر اساس مطالعات قدیمی بوده  ، تحت شرایط کنترل شده محاسبه شده اند و حداقل میزانی می باشند که با استفاده از آنها ، پرندگان علائم کمبود ویتامین را بروز نخواهند داد . چنین مقادیری ، بهترین راندمان پرندگان ، تحت شرایط چالش زای مزارع ما را مد نظر قرار نداده اند .

به هرحال ، بایستی این نکته را مدنظر قرار داد که نژادهای مدرن ، سرعت رشد و راندمان بالایی داشته و با توجه به پتانسیلهای بالقوه ژنتیکی آنها ، سطوح نیازمندی های تغذیه ایی بالاتری دارند

از سوی دیگر ، علاوه بر میزان تولید ، پارامترهای دیگری چون ایمنی ، آسایش ، خصوصیات لاشه ، آنالیزهای میکروبیولوژیک و غیره را نیز بایستی در هنگام محاسبه میزان ویتامین مورد نیاز پرنده ، مد نظر قرار داد . احتمال آن میرود که فراهم سازی سطوح بالاتری از حداقل میزان پیشنهادی ، به راندمان تولید بیشتر ، وضعیت سلامت بهتر ، آسایش و کیفیت لاشه مناسب تر ، منتج گردد .

تحت چنین شرایطی ، ویتامین ها از جمله ریز ذرات مغذی می باشند که تقریبا در تمامی فرایندهای آلی متابولیک ، حضور داشته و به منظور دستیابی به عملکرد خوب و سلامت مناسب گله های پرورشی ، نقشی مهم را ایفا می نماید . کمبود یک یا چندین نوع ویتامین میتواند به بروز اختلالات متابولیک ، کاهش تولید ، تاخیر در رشد ، مشکلات در تولید مثل و کاهش ایمنی منتهی شود .

ویتامینها ، بر اساس قابلیت حل در لیپیدها ، در دو گروه مختلف قابل حل در آب یا قابل حل در چربی ، طبقه بندی می شوند . ویتامین های قابل حل در چربی ، شامل ویتامین های A ، D ، E ، K و ویتامین های کمپلکس B ( B1 ، B2 ، B6 ، B12 ، فولیک اسید ، نیکوتونیک اسید ، پانتوتنیک اسید ) می باشند . ویتامین C نیز در گروه ویتامینهای قابل حل در آب ، طبقه بندی میشود .

ویتامین های قابل حل در چربی ، عموما در گسترش و نگهداری بافت های بدن نقش دارند . این در حالیست که ویتامین های قابل حل در آب در ساختارهای کاتالیتیک تاثیر دارند و یا به عنوان کنترل کننده متابولیسم ( کوآنزیم ) ، نقش خود را ایفا می کنند .

متون علمی ، وجود تفاوتهای بسیار زیادی از سطوح ویتامینهای مورد استفاده در جیره جوجه های گوشتی را به ثبت رسانیده اند . تحت چنین شرایطی ، جذابیت تحقیقات در جهت دستیابی به سطوحی از ویتامین ها که بهترین بازگشت اقتصادی را بدون بروز هیچگونه عوارضی در پرندگان داشته باشد ، بسیار بالاست .

ویتامین های قابل توصیه :

هنگامیکه متخصصین تغذیه ، نیازمندیهای پرنده به ویتامین ها را در نظر می گیرند ، فاکتورهای مختلفی را بایستی مد نظر قرار دهند . این فاکتورها به طور حتم در نیازمندیهای پرنده به مواد مغذی ، متاثر خواهند بود .  برخی از این فاکتورها عبارتند از :

ü       نژاد .

ü       جنس .

ü       رویه های مدیریتی .

ü       وضعیت رشد پرنده .

ü       استرس و بیماری ها .

از سوی دیگر ، برخی فاکتورها نیز به مواد غذایی باز می گردند . از جمله این فاکتورها میتوان به سطح انرژی جیره ، ذخیره سازی آن و منبع مورد استفاده برای ویتامین ها ، اشاره نمود . طی سالیان اخیر ، مطالعات فروانی در سراسر دنیا به منظور استفاده از سطوح بالاتر ویتامینها در جیره غذایی ، در جهت بهبود ارزش غذایی و دستیابی به کیفیت بهتری از گوشت مصرفی ، صورت پذیرفته است .

منابعی چون NCR ، AFRC ، INRA از مهمترین سازمانها ، ارگانها و منابعی میباشند که به ارزیابی ، مطالعه و محاسبه سطوح ویتامین های مورد استفاده در مراحل مختلف تولید پرداخته اند .

این در حالیست که منابع یاد شده ، در اکثر موارد حداقل نیازمندی های پرندگان را در نظر می گیرند . حال آن که تحت شرایط پرورشی در داخل مزارع ، نیازها اندکی متفاوت بوده و بنابراین ، میان مقادیر پیشنهادی و مصرفی ، فاصله زیادی وجود دارد .

اکثر مطالعاتی که به منظور ارزیابی و تخمین میزان ویتامین های مورد نیاز جوجه های گوشتی صورت پذیرفته ، تحت شرایط تجربی کنترل شده انجام گرفته و در طول تمامی مراحل مطالعه ، از جیره های خالص یا نیمه خالص استفاده شده است . چنین جیره هایی به شدت قابل هضم بوده ، مواد غذایی تشکیل دهنده آن Bioavailability بالایی داشته و شامل برخی ذرات غذایی می باشند که به طور معمول ، در جیره غذایی جوجه های گوشتی مورد استفاده قرار نمی گیرند .

جیره هایی که پرندگان ، با استفاده از آنها در شرایط تجربی آزمایشگاهها تغذیه می شوند ، حاوی کازئین ( منبع پروتئین ) و دکستروز ( منبع انرژی ) میباشند . استفاده از این مواد غذایی نیز بیانگر این نکته است که میان شرایط مزرعه و آزمایشگاهها ، تفاوتهای فراوانی وجود دارد .

علاوه بر آن ، طی سی سال گذشته ، مطالعات اندکی به منظور ارزیابی نیاز پرندگان گوشتی مدرن به ویتامین ها ، صورت پذیرفته است . این پرندگان به طور حتم ، ظرفیت ژنتیکی بالاتری برای رشد داشته ، نزدیک به 20 درصد ضریب تبدیل آنها بهبود یافته و 87 درصد ، وزن گیری روزانه آنها بیشتر شده است ( 26.8 گرم به ازای هر روز در سال 1970 به 50 گرم به ازای هر روز در سال 2000 میلادی ) .  

امروزه علاوه بر علائمی که در هنگام کمبود ویتامین ها مشاهده می شود همانند وزن گیری پائین و ضریب تبدیل نامناسب ، فاکتورهای دیگری را نیز بایستی در جوجه های گوشتی مدنظر قرار داد . پاسخ ایمنی ، رفاه پرنده و کیفیت تولید نهایی ( گوشت و تخم مرغ ) ، از جمله این پارامترها می باشند .

هدف بسیاری از تولیدکنندگان ، افزایش ارزش غذایی و زمان ماندگاری تولید نهایی می باشد . به منظور جبران نوساناتی که در هنگام مصرف مواد غذایی توسط پرنده روی می دهد ، برخی از متخصصین پیشنهاد می کنند تا سطوح بالایی از ویتامینها را به پرندگان گوشتی ، تجویز نمائیم . از سایر عواملی که منجر به نوسانات یاد شده می شوند می توان به Bioavailabity ویتامینهای مورد استفاده ، فاکتورهای ضد تغذیه ، استرس ( دما ، تراکم ، رویه های مدیریتی ، بیماری و ... ) اشاره نمود .

فاکتورهای فوق ، از جمله عواملی می باشند که میتوانند سبب بروز تغییراتی در حداقل میزان ویتامین های مورد استفاده توسط پرنده گردد .

Castaing و همکاران در سال 2003 میلادی ، مطالعه ایی را به منظور مقایسه عملکرد پرندگان تحت دو شرایط مختلف ، طراحی نمودند . در این مطالعه ، دو سطح مختلف از ویتامین ها به پرندگان گروههای مختلف ارائه شد . نتایج این مطالعه حاکی از آن بود که افزایش استفاده از ویتامین ها ( دوبرابر میزان استاندارد ) سبب افزایش وزن جوجه ها در 38 روزگی (1919 گرم ) میشود . این در حالی بود که وزن جوجه ها در سایر گروهها ، حداکثر 1878 گرم بود .

علاوه بر آن ، با بررسی های صورت پذیرفته ، این نکته به اثبات رسید که میزان ویتامین E در لاشه ها نیز بیشتر بود ( 5.4 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم ) .

Pérez-Vendrell و همکاران نیز نتایج مشابهی را در سال 2002 میلادی به دست آورده بودند . این محققین به بررسی تاثیرات میزان تراکم بر نحوه وزن گیری ، ذخیره ویتامینها در گوشت و ... پرداخته بودند . در این مطالعه ، پرندگان در دو گروه طبقه بندی شدند . در گروه اول 12.7 پرنده به ازای هر متر مربع و در گروه دوم ، 16.4 پرنده به ازای هر متر مربع قرار داده شد . بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه ، بهترین خروجی ( وزن گیری ، دریافت غذا ، ذخیره ویتامین در گوشت ) تحت هر دو شرایط ایجاد شده ، هنگامی به دست آمد که میزان مصرف ویتامینها بیش از مقادیر عادی پیشنهادی بود .

در این چهارچوب ، فراهم سازی ویتامینها میتواند بر اساس مفاهیم تعریف شده توسط OVN صورت پذیرد . این مقادیر ، توسط DSM به عنوان مناسب ترین سطح استفاده از ویتامین های قابل حل در آب و چربی ، معرفی شده است .

هدف نهایی تمامی تولیدکنندگان ، فراهم نمودن شرایطی مناسب برای وضعیت سلامت و رفاه پرندگان و تولید غذایی مناسب برای مصرف کنندگان نهایی میباشد . توجه داشته باشید که میتوان 4 سطح پاسخ را برای به چهار سطح مصرف ویتامین ها نسبت داد . موضوع فوق در شکل شماره یک ، به خوبی به تصویر کشیده شده است .

1 . کمبود : مکمل های ویتامینه ، کمتر از سطح مورد نیاز پرنده بوده و بنابراین ، پرندگان با علائمی بالینی به این کمبود پاسخ می دهند .

2 . کمتر از حد مطلوب : مکمل ویتامینه به اندازه ایی مناسب است که از کمبود جلوگیری نموده و تا زمانیکه پرندگان تحت شرایط بهداشتی مناسبی بوده و محیط زندگی آنها با چالشهای اندکی همراه است ، مشکلی پدید نمی آید . به هرحال ، بایستی این نکته را به خاطر داشته باشید که تحت چنین شرایطی ، ویتامین مورد نیاز پرنده با بروز هر نوع استرسی کافی نبوده و توانایی کاهش شرایط نامطلوب تولید را نداشته و پرنده نمیتواند به میزان مطلوب ، از پتانسیل تولید خود استفاده نماید .  

3 . مطلوب : این میزان از ویتامینها ، به نژادهای مدرن پرندگان در بروز حداکثر پتانسیل باقوه خود ، یاری می رساند .

4 . کاربرد ویژه : استفاده از ویتامینها در این مقادیر ، علاوه بر آن که سبب افزایش کارایی پرندگان شده ، سبب بهبود محصول نهایی ( گوشت و تخم مرغ ) و همچنین ، مقاومت بیشتر پرنده در برابر بیماریها می گردند .

همانند بسیاری دیگر از انواع مواد مغذی ، میزان مورد نیاز جوجه های گوشتی به ویتامین ها نیز طی سی سال گذشته ، دستخوش تغییرات فراوانی شده است . توجه داشته باشید که سطح مواد مغذی مورد نیاز برای نگهداری ترکیب عضله / بافت ثابت بوده و از سوی دیگر ، بدن پرنده نیز تا حدودی به تغییراتی که در این حیطه روی می دهد ، مقاوم میباشد .

به هر حال ، افزایش نیازمندی جوجه به ویتامینها در جهت انجام فرآیندهای متابولیک خاص ، امری اجتناب ناپذیر است . بایستی این نکته را مد نظر قرار دهید که دستیابی به بهترین راندمان تولید ، در شرایط حال حاضر پرورش که با استرسهای مختلف و تراکم بالا همراه میباشد ، در صورتی امکان پذیر است که نیازمندی های ویژه پرنده را در نظر داشته باشیم .

تغییر در پارامترهای تعیین سطح ویتامین :

در حال حاضر ، منابع علمی ، تاکید بسیار زیادی را به متخصصین تغذیه در استفاده از منابع غذایی در جیره پیشنهادی می نمایند . در این بین ، ویتامینها نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار میباشند . نقش مهم این اجزای غذایی در ارتقای سلاکت پرنده ، رفاه و ایمنی آن بر هیچکس پوشیده نیست .

به نظر نمیرسد دوز کلاسیکی که به منظور برآورد سایر مواد مغذی پرنده ، مورد استفاده قرار می گیرد ، برای ویتامینها مصداق مناسبی داشته باشد . مطالعاتی که در گذشته صورت پذیرفته است ، حداقل میزان مورد نیاز پرنده به ویتامینها برای جلوگیری از بروز نشانه های کمبود و همچنین ، ارزیابی عملکرد متغیرهای پایه ایی چون وزن گیری ، ضریب تبدیل و تلفات را مشخص ساخته است .

همانطور که اشاره شد ، بسیاری از این آزمایشها تحت شرایط کنترل شده محیطی ( چالش و استرس اندک ) صورت پذیرفته و نتایج به دست آمده در آنها ، به ندرت در مزارع مشاهده خواهند شد . در جهت یافتن سطوحی مطلوب برای جوجه های پرورش یافته در شرایط صنعتی ، بایستی به برخی عوامل به عنوان پارامترهای تعیین سطح ویتامین دقت نمود . برخی از این پارامترها شامل کیفیت لاشه ، عملکرد تولید مثلی ، کیفیت میکروبیولوژیک لاشه و پاسخ ایمنی ، می باشند .

سطوح ویتامین مورد استفاده در کشور برزیل :

جدول شماره یک بیانگر ، مصرف مکملهای ویتامینه مورد استفاده توسط شرکتهای بزرگ پرورش طیور کشور برزیل میباشد . در این جدول ، مقادیر فوق طی سالهای 2008 و 2005 میلادی مشخص شده اند . از سوی دیگر ، مقادیر پیشنهادی و مناسب مصرف ویتامینها نیز تحت عنوان OVN مشخص گردیده است .

در صورتی که به مقایسه مقادیر ذکر شده در سالهای 2005 و 2008 میلادی بپردازید ، این نکته را درخواهید یافت که میزان استفاده از ویتامینها در طیور صنعتی این کشور در سال 2008 نسبت به سال 2005 ، افزایش یافته است .

با توجه به نتایج یاد شده در این جدول ، می توان به این نتیجه رسیدند که اگرچه مصرف مکملهای ویتامینه توسط شرکت ها از مقادیر پیشنهادی و مناسب مصرف ویتامینها کمتر است ، آنها از نیاز بیشتر به مکمل های ویتامینه به دنبال توسعه ژنتیکی پرندگان آگاه هستند .

هزینه تامین ویتامین ها :

خصوصیات فیزیکی و شیمیایی ویتامین ها از اهمیت ویژه ایی برخوردار میباشند و بایستی به دقت بررسی شده و مد نظر قرار گیرند . نه تنها تولیدکنندگان مکملهای ویتامینه به این نکته حیاتی بایستی دقت نمایند ، بلکه مصرف کنندگان نهایی ( پرورش دهندگان ) نیز باید به آن توجه داشته باشند . پیشنهاد میشود هر دو گروه یاد شده این نکته را به یاد داشته باشند که مواد اولیه مکمل های ویتامینه بایستی واجد خصوصیات فیزیکی و شیمیایی مناسبی باشند .

توجه داشته باشید که افزایش سطوح مصرف ویتامینها در جیره مصرفی ، سبب افزایش نیم درصدی در هزینه جیره تهیه شده می گردد . به هرحال ، این نکته به اثبات رسیده است که عدم کیفیت مناسب ویتامینهای مصرفی ، سبب کاهش راندمان جوجه های گوشتی شده و زیان های مالی فراوانی را بر تولیدکنندگان تحمیل می نماید .

بر اساس نتایج به دست آمده توسط نویسندگان این متن ، هرگونه تغییر در ماهیت جیره های مصرفی در مزارع پرورش طیور ، نیازمند صرف زمان و انجام تحقیقات جامع می باشد . امروزه ، راندمان تولید پرندگان و بازگشت سود اقتصادی در انتهای هر دوره پرورش از اهمیت ویژه ایی برخوردار میباشد . تحت چنین شرایطی ، دقت در انجام تغییرات از اهمیت ویژه ایی برخوردار میباشد .

علاوه بر مسائل یاد شده ، متغیرهای مهم دیگری را نیز در هنگام انتخاب انواع ویتامینها ، در نظر داشته باشید . از جمله این متغیرها نیز میتوان به وضعیت ایمنی پرنده ، تداخل میان ویتامین ها و سایر مواد مغذی ، ترکیب و کیفیت گوشت ، ایمنی مواد غذایی ، عملکرد بهتر پرنده تحت شرایط استرس ، اثر مکمل ویتامینه بر مادر و تاثیر آن بر کیفیت جوجه ، اشاره نمود .

 

منبع :

Journal of Avian Biology

]]>
کاربرد نمره وضعیت بدن در مدیریت گله های گاو شیری 2014-02-05T13:30:14+01:00 2014-02-05T13:30:14+01:00 tag:http://damparvaran.mihanblog.com/post/37 مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام Using Body Condition Scoring in Dairy Herd Management Author: R. Parker, Dairy Cattle Specialist - Ontario - Ministry of Agriculture and Food کاربرد نمره وضعیت بدن در مدیریت گله های گاو شیری   مقدمه: در سال شش زمان کلیدی وجود دارد که وضعیت بدن دام باید مورد ارزیابی قرار گیرد.این زمان ها عبارتند از:اواسط دوره خشکی،زایمان، و تقریبا 270،180،90،45 روز بعد از شروع شیرواری.آنچه در زیر می آید به شرح اهداف معین در خصوص وضعیت بدن در هرکدام از این مراحل می پردازد. دوره خشکی: نمره ایده آ

Using Body Condition Scoring in Dairy Herd Management

Author: R. Parker, Dairy Cattle Specialist - Ontario - Ministry of Agriculture and Food

کاربرد نمره وضعیت بدن در مدیریت گله های گاو شیری

 

مقدمه:

در سال شش زمان کلیدی وجود دارد که وضعیت بدن دام باید مورد ارزیابی قرار گیرد.این زمان ها عبارتند از:اواسط دوره خشکی،زایمان، و تقریبا 270،180،90،45 روز بعد از شروع شیرواری.آنچه در زیر می آید به شرح اهداف معین در خصوص وضعیت بدن در هرکدام از این مراحل می پردازد.

دوره خشکی:

نمره ایده آل وضعیت بدن برای یک گاو خشک 3.5 می باشد.برای حصول عملکرد و سلامتی مطلوب در مراحل اولیه شیرواری که در پی دوره خشکی می آید،وضعیت بدن باید حداقل 3 و حداکثر 4 باشد.

اثبات شده است که یک گاو در طی شیرواری چربی بدن را با بازده بیشتری نسبت به دوره خشکی ذخیره می کند.گاها یک گاو قبل از اینکه به نمره وضعیت قابل قبولی برسد،باید خشک گردد.از اینرو یک مدیر باید گاوهای خشک را به منظور اضافه وزن و حصول نمره وضعیت مطلوب تغذیه کند.بدیهی است که یک برنامه تغذیه ای حساب شده همراه با بازدیدهای مکرر برای بالا رفتن وضعیت بدن گاوهای خشک(البته بدون چاق شدن گاو)ضروری است.

علوفه خشک ساقه بلند و دارای کیفیت متوسط،بهترین خوراک علوفه ای برای گاوهای خشک به شمار می رود.علوفه با کیفیت بالاتر(از نظر انرژی و پروتئین)از قبیل سیلوی ذرت و هیلاژ یونجه باید با احتیاط و محدودیت بیشتری مصرف شوند تا از افزایش بیش از حد نمره وضعیت جلوگیری به عمل آید.

استفاده از علوفه با کمیت و کیفیت مناسب،مکمل های با انرژی پایین و فیبر بالا که حاوی مقدار کافی پروتئین،مواد معدنی و ویتامین ها باشد می تواند در مقادیر کنترل شده بمنظور دسترسی به افزایش نمره وضعیت بکار رود.

حذف چربی اضافه در گاوهای خشک هم با استفاده از محدود کردن انرژی دریافتی طی دوره خشکی،عملکرد بعد از آن را با مشکل مواجه نخواهد کرد.

اوایل شیرواری:

گاو باید طی اوایل دوره شیرواری مکررا مورد ارزیابی قرار بگیرد.وضعیت بدن گاو -از آنجا که منعکس کننده ی ذخایر انرژی بدن است-اثر عمده خود را روی سلامتی،تولید و باروری گاو شیری خواهد گذاشت.

اضافه وزن بیش از حد گاو یعنی نمره وضعیت بالاتر از 4 خطر بزرگی محسوب می شود و ممکن است سبب ایجاد سندرم گاو چاق و مشکلاتی از قبیل سخت زایی،جفت ماندگی،عفونت های رحمی،تورم پستان،جابجایی شیردان،کتوز و تب شیر گردد.معمولا مقاومت گاو به استرس های زایمانی کافی نیست و اشتهای آن کمتر از آن است که پاسخگوی نیازهای اوایل شیرواری باشد.

از طرف دیگر،چنانچه نمره وضعیت کمتر از 3 باشد،گاو بدون داشتن ذخایر کافی انرژی،استارت تولید را می زند.این گاو ممکن است با مشکلات کمتری در زمان زایمان مواجه باشد اما عملکرد تولید مثلی و تولید شیر آن پائین تر از حد انتظار ما خواهد بود.

همانطور که در شکل نشان داده شده،یک گاو متوسط معمولا در 4 تا 6 هفتگی بعد از شروع شیرواری،به پیک تولید می رسد.اگر دریافتی خوراک(ماده خشک)توسط گاو کندتر از نیازهایش پیش برود،در 9 تا 11 هفتگی به پیک خواهد رسید.این وضعیت،گاو را برای چندین ماه پس از شروع شیرواری در بالانس منفی انرژی قرار خواهد داد؛به این معنی که دریافتی انرژی خوراک کمتر از بازده انرژی شیر تولیدی است.این گاو از چربی بافتی خود برای جبران این نقیصه استفاده خواهد کرد.

گاوی که شیرواری را در وضعیت لاغر شروع کند،ذخایر انرژی کمی دارد و پیک تولید پائین تری خواهد داشت.پیک تولید مستقیما با کل تولید شیر در گاوهای بالغ مرتبط است.برای هر یک کیلوگرم اضافی در تولید شیر(در حالت پیک) تقریبا 200 کیلوگرم شیر بیشتری در کل دوره شیرواری حاصل می شود.

پائین بودن وضعیت بدن در زمان زایمان همچنین می تواند سبب پائین آمدن چربی شیر شود؛زیرا که در اوایل شیرواری نسبت بالایی از پیش سازهای چربی شیر،از ذخایر چربی بدن گاو منشا می گیرند.

گاو بالغ متوسطی که با وضعیت بدن مطلوب(3.5 و حداکثر 4) زایمان می کند،طی 80-60 روز اول با فرض سلامتی کامل،روزانه 1-0.5 کیلوگرم از بافت بدن خود را از دست می دهد.

یک کیلوگرم از بافت بدن(بیشتر به حالت چربی) می تواند 4.92 مگاکالری(NEL)را تامین نماید.شیر با چربی 3.5% نیز شامل حدود 0.69 مگاکالری انرژی(NEL)در کیلوگرم است.بنابراین یک کیلوگرم از بافت بدن می تواند انرژی لازم برای تولید 7.1 کیلوگرم شیر راتامین کند.از دست دادن 70 کیلوگرم چربی در گاو بالغ متوسط،معادل تولید 500 کیلوگرم شیر بیشتر از دریافتی انرژی جیره خواهد بود.

طی دو ماه اول شیرواری،گاو بالغ متوسط بین 1.2-1 از نمره وضعیتش را از دست می دهد،و تا هفته دهم نزدیک به وضعیت 3 ثابت می ماند و تا روز نودم وضعیت از دست داده را بازیابی می کند.در این زمان،بالا بردن دریافتی انرژی جیره می تواند احتیاجات در حال کاهش انرژی شیر را پاسخ بگوید.این امر با دوره بازدید از فعالیت های فحلی،جفت گیری و تلقیح،مقارن است.

تجربه و تحقیق نشان داده است که گاوهای در حال اضافه وزن(در بالانس مثبت انرژی)در زمان سرویس،نرخ آبستنی بالاتری نسبت به گاوهای در حال کاهش وزن دارند.نمره وضعیت بین 2.5 و 3.5 برای بازده تولید مثلی مطلوب،کافی است.

مصرف پائین انرژی در اوایل شیرواری می تواند روزانه منجر به 2-1.5 کیلوگرم سوزش چربی گردد.این امر خطر تجمع چربی در کبد گاو را بالا می برد و می تواند سبب کتوز شود.همچنین حساسیت گاو به بیماری زیاد شده و بازگشت به استروس به تاخیر افتاده و باروری پائین می آید.

گاوهای اوایل شیرواری حدود 10% کمتر از گاوهای سطح مشابه تولید در اواسط شیرواری ماده خشک مصرف می کنند.بنابراین تامین پروتئین کافی برای پاسخگویی به احتیاجات پیک تولید به این معنی است که محتوای پروتئینی جیره در محدوده 20-18 درصد ماده خشک آن باشد.در حالت ایده آل 40% پروتئین باید عبوری باشد تا از تجزیه شکمبه ای گذر کرده و آمینواسیدهای دخیل در تولید شیر را فراهم آورد.

درهر صورت باید بین مقادیر زیاد مواد دانه ای(نشاسته)با قابلیت هضم بالا و قابلیت تخمیر سریع برای تامین انرژی با علوفه فیبری به منظور نگهداری عملکرد شکمبه و سنتز چربی شیر تعادل برقرار باشد.

جیره باید به گونه ای باشد که 75-72 درصد کل مواد مغذی قابل هضم(TDN) و 1.67-1.61 مگاکالری در کیلوگرم انرژی خالص شیرواری(NEL)تامین نماید.کل سطح فیبر جیره باید بین 19 و 21 درصد فیبر شوینده اسیدی(ADF) و بین 25 و 28 درصد فیبر شوینده خنثی(NDF)باشد.حداقل 21% کل ماده خشک جیره باید از NDF علوفه تامین شود.برخی از علوفه ها باید بصورت خشک باشند تا بالاترین عملکرد شکمبه را داشته باشیم.

اواسط شیرواری:

وقتی 180 روز از شیرواری گذشت،ارزیابی وضعیت بدن باید مؤید این نکته باشد که گاوها در حال بازسازی آن دسته از ذخایر چربی بدنشان هستند که در اوایل شیرواری از دست رفته بود.در این مرحله از شیرواری،نمره های وضعیت باید برای پرتولید ترین گاوهای گله 3 و برای گاوهای متوسط شیر بین 3.5-3 باشد.ممکن است نمره وضعیت گاوهای کم تولید از 3.5 بالاتر رفته باشد که در این حالت باید تغذیه آنها با مدیریت دقیقتری انجام شود تا از چاقی جلوگیری به عمل آید.

اواخر شیرواری:

نمره وضعیت بدن در 270 روزگی بعد از شروع شیرواری بایستی 3.5 باشد.در طی این مدت،گاوهای کم تولید تمایل به افزایش بیش از حد نمره وضعیت دارند و ممکن است نمره 4 یا بیشتر را نشان بدهند.این امر بخصوص زمانی رخ خواهد داد که مقادیر زیادی سیلوی ذرت در جیره استفاده شود؛و همچنین زمانی که در خصوص مصرف کنسانتره محدودیتی به عمل نیامده باشد.

بیش از حد بودن وضعیت بدن در گله های دارای سیستم فری استال که با جیره کاملا مخلوط شده(TMR) تغذیه می کنند و گاوها با توجه به میزان تولیدشان گروه بندی نشده اند نیز دیده می شود.

در گله هایی که فاصله گوساله زایی بیش از حد معمول،دوره تولید کم و/یا دوره خشکی را طولانی می کنند،بسیاری از گاوها بیش از حد چاق می شوند.در این وضعیت،مدیریت پرورشی نیازمند بهبود است.

تلیسه های شکم اول:

وضعیت بدن مطلوب برای تلیسه های شکم اول نزدیک به 3 است.تلیسه های با نمره بیشتر از 3 احتمالا سختزایی داشته اند. مدیریت تلیسه های شکم اول متفاوت از دیگر هم گله ای های مسن ترشان انجام می گیرد.باید توجه داشت که آنها در زمان زایمان 150-100 کیلوگرم کمتر از گاوهای مسن تر گله وزن دارند.مقدار کنسانتره ی روزانه آنها باید طوری تنظیم شود که نسبت علوفه به کنسانتره بدرستی رعایت شود تا از مشکلات ناشی از سوء عملکرد سیستم گوارشی جلوگیری به عمل آید.

تلیسه های شکم اول پایداری بیشتری از هم گله ای های مسن تر خود نشان می دهند.تلیسه های شکم اول در اواسط شیرواری به طور متوسط ماهانه افتی معادل 4 درصد نشان می دهند که این در گاوهای مسن تر،8 درصد می باشد.در اواخر شیرواری،تلیسه های شکم اول ماهانه 8-6 درصد افت نشان می دهند که این رقم برای گاوهای دیگر 14-10 درصد می باشد.این پایداری بالا حاکی از آنست که دریافتی انرژی در تلیسه ها در جهت ایجاد ذخایر چربی بدنی،هیچگاه مانند گاوهای مسن تر نیست.

گاوهای شکم اول و دوم در طی اواسط و اواخر شیرواری و دوره خشکی احتیاج زیادی به انرژی برای رشدشان دارند.این گاوها باید طی دو دوره شیرواری اول خود،75-50 کیلوگرم افزایش وزن پیدا کنند تا به وزن بالغ برسند.برای اطمینان از اینکه مواد مغذی اضافی مورد نیاز برای رشد تامین شده اند،توصیه ی استاندارد این است که کنسانتره بیشتری به این گاوها داده شود.طی اواسط و اواخر شیرواری،گاو شکم اول باید 10 درصد و گاو شکم دوم باید 5 درصد کنسانتره بیشتری از آنچه مورد نیاز است برای تولید شیر و افزایش وضعیت بدن دریافت کند.

مدیریت درست بالانس انرژی طی شیرواری و چرخه ی تولید یک گاو شیری می تواند به طور چشمگیری ظرفیت آنرا برای بهره وری افزایش دهد.

 برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

]]>
زئولیت و کاربرد آن در صنعت 2012-07-17T09:57:59+01:00 2012-07-17T09:57:59+01:00 tag:http://damparvaran.mihanblog.com/post/35 مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام زئولیتها , بلورهای آلومینوسیلیكات هیدارته می باشند كه دارای كاتیونهای از خانواده فلزات قلیایی خاكی هستند و ساختمان سه بعدی نامحدود دارند . از ویژگیهای این تركیبات , تبادلات كاتیونی و دارا بودن قابلیت برگشت پذیر جذب و دفع آب , بدون ایجاد تغییر عمده در ساختمان مولكولی آنها می باشد باید توجه داشت كه زئولیت با نام تجاری آنزیمیت كه محصولی از فرآوری كانیهای آلومینوسیلیكات معدنی با قدرت جذب فوق العاده و تبادل كاتیونی بی نظیر و مطلقا آنزیم نبوده و نبایستی با آنزیمهای مختلف كه بسیار متنوع بوده و هر كدام زئولیتها , بلورهای آلومینوسیلیكات هیدارته می باشند كه دارای كاتیونهای از خانواده فلزات قلیایی خاكی هستند و ساختمان سه بعدی نامحدود دارند . از ویژگیهای این تركیبات , تبادلات كاتیونی و دارا بودن قابلیت برگشت پذیر جذب و دفع آب , بدون ایجاد تغییر عمده در ساختمان مولكولی آنها می باشد باید توجه داشت كه زئولیت با نام تجاری آنزیمیت كه محصولی از فرآوری كانیهای آلومینوسیلیكات معدنی با قدرت جذب فوق العاده و تبادل كاتیونی بی نظیر و مطلقا آنزیم نبوده و نبایستی با آنزیمهای مختلف كه بسیار متنوع بوده و هر كدام اختصاصا برای بهبود و جذب یك ماده غذایی خاص بكار می رود اشتباه شود.

 

]]>
عواقب مصرف بیش از حد غذا در گله های مادر گوشتی 2011-11-14T18:54:01+01:00 2011-11-14T18:54:01+01:00 tag:http://damparvaran.mihanblog.com/post/34 مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام    وجود یک رابطه منفی قوی بین افزایش وزن بدن و کاهش توانایی تولید مثل در مرغهای مادر گوشتی یکی از مشکلات عمده تولید کنندگان جوجه یکروزه می باشد بدیهی است که اگر به مرغهای مادر گوشتی اجازه داده شود که به اندازه دلخواه غذا مصرف نمایند میزان تولید تخم مرغ در آنها کاهش می یابد تحقیقات اخیر در دانشگاه البرتا نشان داده است که تولید سرانه جوجه در مرغهایی که به صورت آزاد تغذیه شده اند تقریبا نصف تولید سرانه مرغهایی است که تحت محدودیت غذایی قرار داشته اند این مقاله شرحی از اشکالات ناشی از اضاف  

 وجود یک رابطه منفی قوی بین افزایش وزن بدن و کاهش توانایی تولید مثل در مرغهای مادر گوشتی یکی از مشکلات عمده تولید کنندگان جوجه یکروزه می باشد بدیهی است که اگر به مرغهای مادر گوشتی اجازه داده شود که به اندازه دلخواه غذا مصرف نمایند میزان تولید تخم مرغ در آنها کاهش می یابد تحقیقات اخیر در دانشگاه البرتا نشان داده است که تولید سرانه جوجه در مرغهایی که به صورت آزاد تغذیه شده اند تقریبا نصف تولید سرانه مرغهایی است که تحت محدودیت غذایی قرار داشته اند این مقاله شرحی از اشکالات ناشی از اضافه وزن بر روی فعالیت تولید مثل طبیعی مرغهای مادر می باشد . تولید تخم مرغ نتیجه تنظیم دقیق فعالیتهای تولید مثل است که شامل رشد و بلوغ فولیکول ها در تخمدان و یک مرکز کنترل می باشد چنانچه تخم مرغ با توالی زمانی مشخصی تولید شود نشان دهنده عمکلرد صحیح در سیستم فوق است که وابستگی زیادی به یکدیگر ندارند اولین تخم مرغ از یک کلاچ یک تا دو ساعت بعد از شروع نور گذاشته خواهد شد هرتخم مرغ دریک کلاچ کمی دیرتر از روز قبل گذاشته خواهد شد تا روزی که تواتر به پایان رسیده و مرغ یک روز استراحت نماید مرغهایی که نسبت بالای تخمگذاری دارندکلاچ طولانی تری دارند یک مرغ مادر ممتاز می تواند در زمان پیک به طور پیاپی 40 تخم مرغ بگذارد برای مرغ لگهورن این عدد می تواند به 80 برسد به طور خلاصه وقتی مرغها تخمگذاری خوب داشته و کلاچ طولانی داشته باشند می توان مطمن بود که دستگاه تولید مثل به خوبی کار می کند به طور طبیعی تخمدان مرغ حاوی تعدادی فولیکول می باشد که مراحل مختلف رشد و بلوغ را می گذارنند تخمدان طبیعی یک مرغ سالم حدودا 5 تا 7 عدد فولیکول بزرگ داشته و تعداد زیادی نیز فولیکول کوچک دارد که بعدا تبدیل به فولیکولهای بزرگ خواهندشد وقتی که مرغهای مادربیش از حد تغذیه شوند توانایی قابل توجهی برای تولید فولیکول های اضافی پیدا میکنند که می تواند به 15 عدد فولیکول بزرگ برسد ممکن است ظاهرا تصور شود که این پدیده خوبی است در صورتی که چنین نیست وقتی که مرغهای مادر بیش از حد تغذیه شوند شانس زیادی برای تولید تخم های دو یا سه زرده دارندچنین مرغهایی حتی می توانند تخمهای چند زرده زیادی نیز بگذارند ولی چون چنین تخم مرغهایی غیر قابل جوجه کشی هستند تعداد کلی تخم مرغ قابل جوجه کشی راکاهش میدهند همزمان با افزایش رشد تخمدان کاهشی درمیزان طبیعی تخمگذاری به وجود می اید مرغهای مادری که اضافه وزن داشته و فاقد محدودیت غذایی هستند تخم های خود را در یک کلاچ طبیعی لگن درشبها می گذارند نامنظم شدن تخمگذاری بدین صورت یکی از آسانترین راههای پی بردن به عملکرد نامطلوب تخمدان می باشد وقتی مرغها در قفسهای انفرادی نگهداری می شوند ممکن است مرغهایی دیده شوند که در شبانه روز بیش از یک تخم می گذارند و این نیز به خاطر تخمگذاری غیر طبیعی ونامنظم می باشد .وقتی مرغها به طورنامنظم تخم می گذارند تعداد تخم مرغها ی با پوسته ضعیف وتخم لمبه نیزافزایش می یابد به نظر می رسد این مسئله به علت ایجاد وقفه در عمل ترشح کلسیم در محل طبیعی ترشح آن یعنی اوتروس می باشد که به دلیل وجود بیش از یک تخم مرغ در این محل است همچنین آزاد شدن زرده از تخمدان ممکن است با عمل تخمگذاری تخم مرغ قبلی تداخل نماید این امر نیز اثرات منفی دارد زیرا تخم مرغهای با پوسته ضعیف به دلیل از دست دادن آب در داخل انکوباتور و مرگ جنین قابل جوجه کشی نمی باشند مشکل دیگر مرغهای سنگین وزن پایان تخمگذاری در سنین پایین است قابل ذکر است که فولیکول های بزرگ این مرغها به طور کلی تحلیل می روند این شبیه وضعیتی است که در زمان پرریزی وجود دارد در نتیجه استفاده از رژیم های مخصوص پرریزی تعداد فولیکولها به کمترین حد ممکن می رسند عدم وجود فولیکول یعنی عدم وجود تخم مرغ 10 روز یابیشتر طول می کشد که تولید تخم مرغ از سطح فولیکول صفر شروع به افزایش نماید . وقتی مرغها اضافه وزن دارند تولید جوجه نیز همانند سایر عوامل بالا ، که انعکاسی از کاهش تولید تخم مرغ است کاهش می یابد مطالعات اخیر در دانشگاه آلبرتا نشان داده است که باروری درمرغهای واجد تغذیه آزاد به حد قابل ملاحظه ای کمتر از مرغهایی  است که به صورت محدود تغذیه شده اند علت این امر به طور قطع تعیین نشده است اما میتواند به این دلیل باشد که افزایش چاقی مرغها سبب کاهش ذخیره سازی اسپرماتوزوئید می گردد و یا می تواند به این دلیل نیز باشد که محل عبور طبیعی اسپرماتوزوئید ها به انتهای دیگر اویدوکت می تواند به وسیله عبور تخم مرغهایی که در راه حرکت به طرف پایین اویدوکت هستند مسدود شوداگر باروری مرغهای مادر که در روی بستر نگهداری می شوند پایین آید این امر ممکن است ناشی از افزایش جفتگیریهای ناموفق در اثر افزایش وزن ومشکلات فیزیکی جفتگیری باشد باید توجه داشته باشیم که همه جفتگیریها کامل نیست و با افزایش سن ، نسبت جفتگیریهای ناموفق افزایش می یابد همچنین مشاهده شده است که ماندگاری جنین در مرغهای واجد تغذیه آزاد کمتر بوده است اولین تخم مرغ یک کلاچ نسبت به تخم مرغهای بعدی ، احتمال بیشتری برای مرگ و میر در انکورباتور دارد که این به علت پیر شدن اووسیت ماده قبل از باروری می باشد باید توجه داشت که تخم مرغ تازه گذاشته شده 24 تا 26 ساعت را در انکوباتور طبیعی طی کرده است لذا تغییر این زمان در اویدوکت میتواند یکی از عوامل مرگ جنین باشد مرغهایی که به طور نامرتب تخمگذاری می کنند نیز وضعیتی مشابه تخمگذاری با کلاچ کوتاه نشان می دهند تمام مشکلات فوق دررابطه با اضافه وزن مرغهای مادر گوشتی تاکیدی بر کنترل جدی وزن این گونه مرغها است اختلافات قابل ملاحظه وزنی در گله های مرغ مادر بسیار مهم است لذا اگر چه میانگین وزن گله یک هدف مهم است ولی به تنهایی کافی نیست سوال مهم دیگر این است که چه درصدی از پرندگان دراطراف میانگین وزنی گله قرار دارند یکنواختی گله یکی از مهمترین و بحرانی ترین عوامل مدیریتی در گله های مرغ مادر می باشد .

 

فصلنامه چکاوک – مهندس شاهین ماکویی و دکتر فرید اکرمی

]]>
بیماری یون چیست؟ 2011-10-22T15:02:41+01:00 2011-10-22T15:02:41+01:00 tag:http://damparvaran.mihanblog.com/post/33 مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام بیماری یون یك بیماری مزمن است كه نشانه‌های آشكار (بالینی) آن با اسهال آبكی مزمن و مداوم همراه است.  گاوهایی كه بیماری «یون» آشكار دارند،  در همان حال كه از خوراك خوردن آنها كاسته نمی‌شود،  اما وزن آنها اندك اندك كاهش می‌یابد و سرانجام می‌میرند. عامل بیماری یون «مایكوباكتریوم» زیرگونة «پاراتوبركلوز» است كه در روده بزرگ جا می‌گیرد و پایدار می‌شود. در كشورهای غربی،  بنابر قانون،  اگر گاوی در گله به بیماری «یون» گرفتار شود می‌باید بیدرنگ مقامات دامپزشكی محلی را آگاه نمود. بیماری یون یك بیماری مزمن است كه نشانه‌های آشكار (بالینی) آن با اسهال آبكی مزمن و مداوم همراه است.  گاوهایی كه بیماری «یون» آشكار دارند،  در همان حال كه از خوراك خوردن آنها كاسته نمی‌شود،  اما وزن آنها اندك اندك كاهش می‌یابد و سرانجام می‌میرند.

عامل بیماری یون «مایكوباكتریوم» زیرگونة «پاراتوبركلوز» است كه در روده بزرگ جا می‌گیرد و پایدار می‌شود. در كشورهای غربی،  بنابر قانون،  اگر گاوی در گله به بیماری «یون» گرفتار شود می‌باید بیدرنگ مقامات دامپزشكی محلی را آگاه نمود.

 

گاوها چگونه این بیماری را می‌گیرند؟

بیشتر آلودگی،  در آغاز زندگی گوساله‌ها،  از راه نوشیدن آغوز و شیر گاو آلوده به بیماری یا تماس با پستان آلوده گاو مادر به مدفوع گاوهای بیمار،  آب،  خوراك یا با سطوح آلوده به عامل این بیماری،  پیش می‌آید.

برخی گوساله‌ها ممكن است پیش از تولد به باكتری عامل «یون» آلوده شده باشند.  50%  گوساله‌هایی كه مادر آنها به بیماری «یون» آشكار آلوده باشند،  با آلودگی زاده می‌شوند.

اگر گاو مادر به بیماری «یون» آلوده باشد اما بیماری آشكار نباشد،  تنها 10% از گوساله‌های آنها پیش از زاده شدن به بیماری «یون» آلوده می‌شوند.

گوساله‌ها با افزایش سن،  در برابر آلوده شدن به بیماری «یون» مقاوم‌تر می‌شوند.  هرچند كه گاوهای بالغ هم به ندرت ممكن است به بیماری «یون» آلوده شوند.  اینها گاوهایی هستند كه دچار گرفتاری‌های دیگری مانند آشفتگی سیستم ایمنی هستند.

 

بیماری «یون» چه هنگام دیده می‌شود؟

عموماً بیشتر دام‌هایی كه گرفتار بیماری «یون» هستند نشانه‌های آشكار بیماری را در 2 تا 6 سالگی نشان می‌دهند،  بنابراین بیماری «یون» در میان گاوهای شیری و گاوهای نری كه برای جفتگیری نگه داشته می‌شوند آشكار می‌گردد.

اگر نشانه‌های بالینی بیماری «یون» در دام‌های جوان دیده شود نشانه آن است كه آلودگی با عامل بیماری بسیار بالا بوده است و این معمولاً در گله‌های بسیار آلوده دیده می‌شود.

شمار باكتری‌های عامل بیماری «یون» كه از گاوهای آلوده،  همراه با مدفوع به بیرون ریخته می‌شود با پیشرفت بیماری به گونه‌ای بسیار زیاد افزایش می‌یابد.

 

چه عواملی خطر بیماری را افزایش می‌دهند؟

تراكم گله،  اسیدی بودن خاك،  تغذیه ضعیف،  استرس‌ها مانند استرس جابه‌جایی و زایمان،  آشفتگی سیستم ایمنی در اثر دیگر عوامل بیماری‌زا مانند BVD و یا كمبود مواد معدنی ریز،  خطر بروز بیماری «یون» را افزایش می‌دهند.

پی برده شده است كه گاوهای پرتولید و پرشیر،  زودتر در اثر بیماری «یون» از پای درمی‌آیند.

 

بیماری تا چه هنگام برجای می‌ماند؟

دوره بالینی بیماری «یون» از هفته‌ها تا ماه‌ها به درازا می‌كشد.  در این میان ممكن است دوره‌های بهبود موقتی عوارض بیماری دیده شود یا در اواخر دوره بارداری،  بهبود ظاهری پیش بیاید اما پس از زایمان،  بیماری دوباره بازمی‌گردد.  از آنجا كه درمان موفقیت آمیزی برای این بیماری در دست نیست،  بیشتر گاوهایی كه نشانه‌های آشكار بیماری را نشان می‌دهند سرانجام از این بیماری می‌میرند.

 

پیامدهای این بیماری چیست؟

از تولید شیر و افزایش وزن گاوهایی كه بیماری «یون» آشكار دارند كاسته می‌شود و سرانجام خیلی زود از گله حذف می‌شوند.

نشانه‌هایی در دست است كه گاوهای با آلودگی پنهان (sub clinical) به سبب بیشتر گرفتار شدن به بیماری ورم پستان،  باردار نشدن و دراز شدن فاصله میان زایمانی آنها،  زیان مالی دامپروری را بالا می‌برند.

توانایی این گاوها در هضم خوراك نیز به سبب آسیبی كه به روده آنها وارد می‌شود كاهش می‌یابد.

برآورد شده است كه گاوهای با بیماری «یون» پنهان در آخرین دوره شیردهی 17% و در دومین دوره شیردهی 6% كمتر از انتظار شیر می‌دهند.  بنابراین حتی تنها از نگاه اقتصادی،  دامپروران باید بكوشند دامداری خود را از این بیماری دور نگه دارند،  و اگر گله آنها آلوده شده است هرچه زودتر آن را ریشه‌كن كنند.

همانگونه كه درباره دیگر بیماری‌ها نیز درست است،  خطرناك‌ترین كار،  آوردن گاوهای زندة آلوده به عوامل بیماری به درون گله است.  بنابراین پیشنهاد می‌شود كه روش گلة بسته را در پیش بگیریم.

 

بیماری «یون» را چگونه شناسایی می‌كنیم؟

بدگمانی مدیر دامپروری درباره بیماری «یون» در گله،  از دیدن مجموعه‌ای از عوامل پدید می‌آید كه اینها هستند:

v      دیدن نشانه‌های آشكار بیماری.

v      پاسخ ندادن گاوهای بیمار به درمان.

v      پیشینة تماس گاوها با عامل بیماری (MPA).

شناسایی گاوهای بیمار در مراحل بعدی چندان دشوار نیست.  نمونه‌های خون،  مدفوع،  شیر،  یا بافت بدن (پس از كشتار) را می‌توان به آزمایشگاه داد.

پژوهش‌های جهانی برای یافتن راه تازه،  یا بهتر كردن روش‌های كنونی،  برای آسان ساختن شناسایی بیماری «یون» در مراحل آغازین بیماری،  ادامه دارد.  روش‌های آزمایشگاهی كنونی با گرفتاری‌هایی در زمینه دقیق بودن و حساسیت نتیجة آزمایش روبرو هستند.

دردسر «حساسیت» نتیجة آزمایش هنگامی است كه آزمایشگاه نتیجة مثبت نادرست می‌دهد و گرفتاری «دقیق بودن» هنگامی است كه آزمایشگاه نتیجة منفی نادرست می‌دهد.

خون گاوی كه به بیمار بودن آن بدگمان هستیم اما نشانه‌های بیماری را از خود نشان نمی‌دهد را باید چندین بار به آزمایشگاه بدهیم تا به وضع واقعی او پی ببریم.  با رشد دادن نمونه بافت روده،  كه كارآمدترین روش به شمار می‌رود،  تنها می‌توان 50% گاوهای آلودة زنده را شناسایی كرد.  6 ماه به درازا می‌كشد تا نتیجة این آزمایش به دست آید كه ارزش چندانی در شرایط آلودگی به بیماری نخواهد داشت.

 

برای پیشگیری یا كنترل آلودگی «یون» چكار باید بكنیم؟

روش مدیریتی پرورش گوساله‌های ماده تأثیر چشمگیری در برنامه كنترل و ریشه‌كن كردن بیماری در گله دارد.

با پرورش بهداشتی گوساله به تنهایی،  می‌توان سرانجام بیماری «یون» را از گله ریشه كن كرد،  اما شناسایی گاوهای بیمار و حذف آنها به تنهایی هرگز به ریشه كن كردن بیماری نمی‌انجامد.

بنابراین،  روش مدیریت می‌باید بر پیشگیری از تماس گوساله‌ها با مدفوع گاوهای بالغ پایه‌گذاری شود.  باید توجه ویژه‌ای به جدا نگه داشتن همة گوساله‌های ماده،  در نخستین سال زندگی آنها،  از گاوهای بالغ و مدفوع آنها داشته باشید.

تقویت دستگاه ایمنی و پیشگیری از استرس‌ها نیز نتایج خوبی در جلوگیری از بیماری «یون» خواهد داشت.

باید دانست كه شیر گاوهایی كه نشانه‌های آشكار بیماری «یون» را دارند نمی‌باید برای مصرف انسان یا مصرف گوساله‌ها به كار برده شود،  بلكه باید دور ریخته شود.  در دور ریختن شیر گاوهای آلودة آشكار نیز باید دقت كرد كه محیط زندگی گوساله‌ها را آلوده نكند.

 

خطرناكترین راه‌های گسترش بیماری «یون» كدامند؟

یكجا دوشیدن آغوز همة گاوهای تازه‌زا در یك ظرف و خوراندن آن به گوساله‌ها خطرآفرین‌ترین عامل در گسترش سریع بیماری در گله است. اگر لازم باشد، می‌باید آغوز گاوهای چند شكم (بالای 8 سال) را به گوساله‌ها بخورانیم.

پرورش گوساله‌ها در یك آغل با گاوها،  یا نگهداری آنها در جایی كه خوراك،  بستر،  سرپستان‌ها و دیگر سطوح آلودگی سنگین با مدفوع گاوها دارند نیز بسیار خطرناك است.

 

مهمترین كاری كه می‌توانیم انجام دهیم كدام است؟

یك كار خوب كه هر دامپروری می‌تواند آن را انجام دهد مدیریت خوب در پرورش گوساله‌های ماده برای جانشینی است.

گوساله‌های ماده را چگونه بزرگ كنیم؟

-       گاوها را در زایشگاه پاكیزه و در بستر خشك و آسوده بزایانید.

-       گوساله‌ها را هرچه زودتر از مادرشان دور كنید و به آنها آغوز پاكیزه بخورانید.  اینكار خطر آلودگی مستقیم از آغوز،  شیر یا پستان آلوده به مدفوع را كاهش می‌دهد.

-       اطمینان یابید كه هر گوساله‌ای با مادرش شناسایی شود،  تا اگر چندی پس از زایمان آشكار شد كه گاو مادر بیماری «یون» دارد بتوانید مواظب آلودگی گوساله و خطر بالقوة او در آلوده كردن گله باشید.

-       گوساله‌ها را در آغلی كه پیش از آن گاوهای بالغ را در آنجا نگه می‌داشته‌اید،  نگهداری نكنید و یا دست كم آنجا را به خوبی شسته،  ضدعفونی كرده و برای مدتی از آن هیچ استفاده‌ای نكنید.

-       هرچه زودتر كلش در دسترس گوساله قرار دهید تا دستگاه گوارش او رشد كند.  كلش برای بستر گوساله‌ها را از كشتزاری كه زمین آن آلوده به كود گلة «یون‌دار» نباشد فراهم كنید.

-       اطمینان یابید آغل گوساله‌ها در جایی باشد كه آلودگی به همراه آب هرز (باران یا فاضلاب) از بخش گاوهای بالغ به آنجا روان نشود.

-       اطمینان یابید كه كارگران گوساله‌دانی با همان چكمه و لباسی كه به بهاربند گاوهای بالغ می‌روند به گوساله‌دانی نروند.  دلخواه این است كه كارگر گوساله‌دانی با بخش گاوهای بالغ سروكار نداشته باشد.

-       مراقب وضع ایمنی گوساله‌ها و تلیسه‌ها به ویژه در مواقع استرس‌زا باشید.

-       برای گوساله‌ها آب پاكیزه فراهم كنید.

 

آیا نكات قابل توجه دیگری وجود دارد؟

در آمریكا نشان داده شده است كه افزودن آهك به خاك چراگاه (بالا بردن pH) خطر آلودگی به بیماری «یون» را به یك دهم رسانده است.  در برخی كشورها دامداران گوساله‌هایشان را برای بزرگ كردن به دامپروری‌هایی كه ویژه پرورش گوساله‌ها درست شده‌اند می‌سپارند تا گوساله‌ها هیچ تماسی با گاوهای بالغ نداشته باشند.

-       فاضلاب دامداری را كه گله آن به «یون» آلوده است باید با افزودن آهك خنثی كرد.

 

اگر در گله،  گاو آلوده به بیماری «یون» داشته باشیم چكار كنیم؟

-       چنین گاوهایی باید بیدرنگ به كشتارگاه فرستاده شوند.

-       شیر این گاوها نباید به انسان یا گوساله‌ها خورانده شود.

-       آخرین گوساله این گاوها را باید جدا از گله پرورش داد یا آن را پروار و حذف كرد.

-       هر گوساله‌ای با سن زیر 12 ماه،  اگر احتمال آلودگی داشته باشد،  یا با گاوهای بیمار یا مدفوع آنها تماس داشته باشد نباید برای جانشینی در گله پرورش داده شود،  باید پروار و حذف شود.

-       گوساله‌های ماده كه قرار است در گله نگه داشته شوند نباید آغوز یا شیر گاوهای آلوده را بنوشند.

-       فضولات آلوده می‌باید دور از گله و در كشتزار پخش شود.  پیش از آن،  می‌باید با افزودن آب آهك كیفیت آن را بهبود بخشید.

-       فضولات بهاربندهایی كه در آنها گاوهای آلوده یا مشكوك به آلودگی بیماری «یون» نگه داشته شده‌اند باید دور از دامپروری برده شود تا محیط زندگی گوساله‌ها را آلوده نكند.

 

از چه چیزهای دیگری باید آگاه باشیم؟

دامدارانی كه گاو آلوده به بیماری «یون» در گله دارند باید بدانند كه این شرایط:

·       بسیار مسری است.

·       می‌تواند به صورت خفته و نهفته در دراز مدت در میان گله گسترش یابد.

گاوهای زیر خطر كدام‌ها هستند؟

·       گاوهایی كه با عامل بیماری «یون» در تماس قرار گرفته‌اند.  به ویژه آنها كه در زیر یك سالگی در تماس بوده‌اند.

·       گاوهای وارداتی به گله،  به ویژه اگر از گله‌ای آمده باشند كه آلوده به بیماری «یون» بوده باشد.

·       دامداران می‌باید به ویژه هوشیار باشند كه در هر گروه زیر خطر،  گاوهایی هستند كه ظاهراً معمولی نیستند اما بیماری نهفته دارند و می‌توانند مدت درازی عامل بیماری یون را با مدفوع خود بیرون بریزند و محیط را به شدت آلوده كنند.

 

بنابراین مدیریت خوب دامپروری آن است كه كارهای احتیاطی برای پیشگیری از استقرار بیماری «یون» در گله و یا گسترش آن به جاهای دیگر را انجام دهیم،  و در خریداری گاوهای جانشین از دیگر گله‌ها محتاط باشیم.

]]>
عوارض افزایش نمك بیش از حد مجاز در كنسانتره دامی 2011-10-22T08:16:21+01:00 2011-10-22T08:16:21+01:00 tag:http://damparvaran.mihanblog.com/post/32 مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام    بروز علائم مسمومیت از نمك در صورت خورانیدن نمك اضافی ( بیش از حد مجاز) و همزمان محرومیت از آب شرب در تمام گونه های حیوانی ا زتمام نقاط جهان گزارش شده است و جیرههای حاوی 3 تا 4 درصد نمك طعام معمولا موجب بروز مسمومیت در طیور و بسیاری از چهارپایانمی شوند . خوك و طیور نسبت به مسمومیت از نمك بسیارحساس تر از سار حیوانات می باشند با این وجودگاوو گوسفندنیز در صورت افزوده شدن بیش از حد نمك طعام به جیره غذایی معمولا عوارض مسمومیت از نمك را نشان می دهند بویژه اگر از نظر دستبابی ب    بروز علائم مسمومیت از نمك در صورت خورانیدن نمك اضافی ( بیش از حد مجاز) و همزمان محرومیت از آب شرب در تمام گونه های حیوانی ا زتمام نقاط جهان گزارش شده است و جیرههای حاوی 3 تا 4 درصد نمك طعام معمولا موجب بروز مسمومیت در طیور و بسیاری از چهارپایانمی شوند .

خوك و طیور نسبت به مسمومیت از نمك بسیارحساس تر از سار حیوانات می باشند با این وجودگاوو گوسفندنیز در صورت افزوده شدن بیش از حد نمك طعام به جیره غذایی معمولا عوارض مسمومیت از نمك را نشان می دهند بویژه اگر از نظر دستبابی به آب شرب سالم نیزدچار مشكل شوند.

گوسفند تا 1% درصد وجود نمك در آب آشامیدنی را تحمل می نماید و میزان 5/1% ممكن است موجب بروز مسمومیت شود لذا بطور عموم توصیه می شود آب شرب دامها زیر 5/0 % نمك داشته باشد.

مسمومیت از نمك مزمن نیز موجب اختلالات گوارشی ، از بین رفتن اشتهاء ، كاهش وزن و دهیدراتاسیون می شود.

در گاوان علائم مسمومیت نمك به اختلالات دستگاه گوارش و CNS  یا سیستم اعصاب مركزی مربوط می شود ریزش بزاق ، افزایش تشنگی ، استفراغ ، درد ناحیه شكم و اسهال از علائم اولیه مسمومیت نمك می باشند كه نهایتا به عدم تعادل ، چرخش ، كوری ، تشنج و فلجی و مرگ ختم می شود.

در كالبد گشائی حیوانات تلف شده از مسمومیت با نمك ، ادم عضلات اسكلتی ، تجمع مایع در پرده پریكارد مشهود است ( هیدروپریكارد)

در موراد مسمویت های بسیار شدید ممكن است هیچگونه علائم واضحی در روی لاشه دام تلف شده مشاهده نشود .

جهت تائید تشخیص می توان در سرم خون و یا مایع مغزی نخاعی میزان سدیم را اندازه گیری كرد جراحات مغزی ، آنالیز مواد غذائی و اندازه گیری میزان نمك آب شرب از نظر میزان سدیم نیز به تائید تشخیص كمك می نماید.

جهت درمان دام دچار مسمومیت با نمك طعام درمان خاصی وجود ندارد خارج كردن خوراك و آب شرب حاوی نمك از دسترس دامها در وهله اول توصیه شده است و بهد باید آب شرب فاقد نمك بهمقدار كافی در اختیار دامهای مسموم  قرار گیرد.هرچندكه مصرف آب اضافی ممكن است موجب پیدایش ادم در مغز شود و موجبات بروز علائم عصبی را در دام فراهم نماید.

در موارد شدید كهدام مسموم توانائی نوشیدن آب را ندارد بایستی با لوله معدی آب وارد دستگاه گوارشی حیوان شود.علیرغم اقدامات درمانی میزان مرگ و میر در موراد مسمومیت های شدید ممكن است به یژبیش از 50% برسد در دامهای كوچك تجویز سرمهای دكستروز هیپرتونیك و یا قندی نمكی ایزوتونیك ممكن است در كاهش عوارض مسمومیت و برطرف كردن دهیدراتاسیون مفید باشد.

بطور كلی میزان نیاز به سدیم و كلرین 1/0 % ماده خشك مواد غذائی است. هرچند نمك را معمولا بصورت آزاد در اختیار دام می گذارند و یااغلب به اجزاءجیره غذائی بویژه كنسانتره ها و سیلو افزوده مس شود ولی در هر صورت توصیه می شود بایستی در هر مورد به حداقل قناعت كرد .

به نظر می رسد در شرایط نگهداری در مرتع گاوان به میزان نمك بیشتری نسبت به گاوانی كه جیره غذائی آماده دریافت می كنند احتیاج دارند.

همچنین گاوان جهت مصرف زیاد نمك بایستی بتدریج عادت نمایند و همواره آب شرب سالم بهمیزان كافی در اختیار حیوان قرار گیرد . كمبود نمك اشتهای كاذبی جهت مصرف بیش از حد نمك در حیوان ایجاد می نماید. تدوام كمبود نمك نیز منجر به لاغری ، ژولیدگی و كاهش تولیدات دام می شود.

مقادیر مورد نیاز نمك جیره روزانه توصیه شده :

 در گاوان خشك كوچك : 12 گرم

در گاوان شیر ده ممتاز 42 گرم 

ماخذ: Merck Index

       Howard            

 

]]>
نژاد های گوسفند 2011-10-22T08:13:07+01:00 2011-10-22T08:13:07+01:00 tag:http://damparvaran.mihanblog.com/post/31 مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام   معرفی نژاد های گوسفند:  1- نژادهایی با پشم خیلی ظریف 2-نژادهایی با پشم نسبتا ظریف 3- نژادهای پشم دراز 4 – نژادهای پشم تلاقی یافته 5 –نژادهای پشم قالی 6- نژاد پوستی گوسفندان ایران 1-نژادهایی با پشم خیلی ظریف الف : مرینوس ( merino ) منشا مرینوس کشور اسپانیا می باشد .سه نوع مرینوس به نامهای A ، B و C وجود دارد. A و B دارای پوست چین دار میباشند و نوع A پوست چین دار تری نسبت به B دارد.مرینوس با پوست چین دار به مرینوس آمریکائی شناخته می شود. مرینوس نوع C را مرینوس دلا  

معرفی نژاد های گوسفند:

 1- نژادهایی با پشم خیلی ظریف

2-نژادهایی با پشم نسبتا ظریف

3- نژادهای پشم دراز

4 – نژادهای پشم تلاقی یافته

5 –نژادهای پشم قالی

6- نژاد پوستی

گوسفندان ایران

1-نژادهایی با پشم خیلی ظریف

الف : مرینوس ( merino )

منشا مرینوس کشور اسپانیا می باشد .سه نوع مرینوس به نامهای A ، B و C وجود دارد. A و B دارای پوست چین دار میباشند و نوع A پوست چین دار تری نسبت به B دارد.مرینوس با پوست چین دار به مرینوس آمریکائی شناخته می شود. مرینوس نوع C را مرینوس دلاین ( Delaine merino ) مینامند که چین پوست آن خیلی کم میباشد .

پشم مرینوس دلاین سفید بوده ورشد آن در حدود4/6تا6/7 سانتی متر در سال میباشد.

قوچهای آن شاخدار و میش ها بدون شاخ می باشند . مرینوس از نظر اندازه متوسط بوده و بدنی لاغر دارد.مرینو دلاین از مرینوس بزرگتر است. مرینوس دارای غریزه قوی زندگی گله ای بوده وتوانائی چرا در مراتع فقیر را دارا می باشد.

ب:رامبویه( Rambouillet )

منشا این نژاد کشور فرانسه میباشد.این نژاد از مرینوس اسپانیائی حاصل شده است . در حدود نیمی یا بیشتر از گوسفندان تلاقی یافته در آمریکا از نژاد رامبویه میباشند.رامبویه از نظر پشم ظریف شهرت دارد.

رنگ این نژاد سفید میباشد و اندازه آن بزرگ میباشد.بدنی زاویه دار وبلوکی همچنین لاشه ای گوشتی تر نسبت به مرینوس دارد ولی از نظر کیفیت گوشت درمقایسه با نژادهایی که برای تولید گوشت پرورش می یابند مناسب نمی باشد.قوچهای این نژاد شاخدار ویا بدون شاخ ولی همه میشها بدون شاخ هستند.رشد پشم آنها حدود9/8سانتی متر در سال است.

ج دبویلت( Debouillet )

منشا این نژاد آمریکا میباشد. از تلاقی رامبویه ومرینوس دلاین بهبود نژاد یافته است. توسعه این نژاد در نیو مکزیکو شروع گردیده است. دبویلت باشرایط مراتع غرب امریکا سازگار است.

اندازه این نژاد متوسط بوده ،بدنی زاویه دار داردو رنگ آن سفید میباشد. قوچهای این نژاد شاخدار و یا بدون شاخ میباشند ولی میشها بدون شاخ هستند.الیاف پشم نرم و بلند باعث ارزشمندی پشم ان میباشد.

2-نژادهایی با پشم نسبتا ظریف

الف –چویوت ( cheviot )

منشا این نژاد از تپه های cheviot در شمال انگلستان و جنوب اسکاتلند می باشد.

چویوت جثه ای کوچک داشته و نوع بدن آن بلوکی است .این نژاد صورت و پا های سفید ومنخرین سیاه دارد و بدون شاخ میباشد. رشد پشم آن در حدود2/10 تا 7/12 سانتی متر در سال میباشد.

ب – دورست-( Dorest )

منشا دورست از جنوب انگلستان میباشد.جثه ای متوسط داشته و نوع بدن بلوکی است .گوشها ، بینی ، صورت و پا هایی سفید دارد .دورست هم شاخدار وهم بدون شاخ میباشد .این نژاد پشمی با زبری متوسط تولید میکندوپشم چیده شده دورست وزن سبکی داردو به طور متوسط 6/3 – 2/3 کیلو گرم است . این نژاد لاشه گوشت داری تولید میکند.

ج –گوسفند فنلاندی( Finn sheep )

منشا این نژاد فنلاند است واز نظر جثه کوچک است گوشها ، بینی ، صورت و پا هایی سفید دارد این نژاد به طور کلی بدون شاخ میباشد،هر چند که تعدادی از قوچهای آن شاخدار میباشد.گوسفند فنلاندی پشمی با زبری متوسط تولید میکند و وزن پشم چیده شده آن حدود 4 تا 5/4 کیلو گرم است خصوصیات لاشه این نژاد مطلوب نمیباشد.

نژاد فنلاندی دارای نرخ بره زایی قابل توجهی میباشد و در آمریکا برای برنامه های تلاقی جهت افزایش میزان بره زایی مورد استفاده قرار میگیرد . میش بالغ تلاقی یافته که نیمی از آن نژاد گوسفند فنلاندی میباشد 200 تا 250 بره تولید میکند بره های تلاقی یافته این نژاد در هنگام تولد کوچک میباشند ولی قدرت بقا وزنده ماندن آنها بالا میباشد . وقتی این نژاد در تلاقی استفاده گردد ، بره های بدست آمده از نظر لاشه نیز دارایکیفیت مناسبی خواهند بود.

د همشایر ( Hampshire )

منشا نژاد همشای جنوب انگلستان است. جثه این حیوان بزرگ بوده و دارای بدنی از نوع بلوکی میباشد صورت ، پا ها ، گوشها و بینی سیاه بوده ،فاقد شاخ میباشد.

همشایر از نظر بلوغ در حد متوسط قرار دارد. از خصوصیات دیگر این نژاد شیر دهی خوب و تولید بره هایی است که پس از شیر گیری برای ارائه به بازار مناسب میباشند. تولید پشم متوسط و درحدود 2/3 تا 6/3 کیلو گرم میباشد میانگین تولید بره در حدود 137 درصد است که این درصد بره زایی براساس 100 میش میباشد . تلاقی خوبی بین آنها وگوسفندان با پشم ظریف یا نژاده های تلاقی یافته صورت میگیرد.

ه- مونتادال( Montadal )

منشا این نژاد ایالات متحده میباشد وبهبود آن بوسیله تلاقی میشهای نژاد کلمبیا با قوچهای cheviot صورت پذیرفته است .

این حیوان دارای جثه ای متوسط با نوع بدن بلوکی بوده ،صورت ، گوشها و پا های آن سفید میباشد وبر روی صورت وپا ها پشمی وجود ندارد.این نژاد بدون شاخ میباشد لاشه آن گوشتی است ومتوسط تولید پشم در حدود 5/4 تا 4/5 کیلو گرم در سال میباشد.

و – اکسفورد ( Oxford )

منشا نژاد اکسفورد مرکز وجنوب انگلستان است . نژاد اکسفورد از بزرگترین نژاد های گوسفند با پشم متوسط از نظر جثه میباشد . نوع بدن آن بلوکی میباشد . صورت ، گوشها وپاهای آن خاکستری مایل به قهوه ای است. گوسفندان این نژاد بدون شاخ هستند .بیده چیده شده آن سنگین و حدود 5/4 تا 4/5 کیلوگرم وزن دارد .میشهای این نژاد پر منفعت و سودمند بوده ، از نظر شیر دهی خوب و بره های آنها دارای رشد سریعی میباشند . استفاده از این نژاد در تلاقی ها مناسب است چون اندازه جثه آن بزرگ است .

ز-شروپ شایر ( Shropshire )

منشا این نژاد کشور انگلستان میباشد . این حیوان از کوچکترین گوسفند های نژاد پشم متوسط و نوع تیپ بدنی بلوکی بوده وبدون شاخ میباشد . صورت و پا ها کدر بوده ،پوشش زیادی از پشم در صورت آن وجود دارد .تولید لاشه این نژاد کم میباشد و وقتی وزن حیوان در اثر تغذیه افزایش می یابد ، میزان چربی آن نیز زیاد میگردد.

وزن بیده آن 1/4 کیلو گرم است .میشهای این نژاد مادران خوبی هستند و درصد تولید بره آنها اغلب 150 % میباشد.

ح – سات داون( Soutdown )

این نژاد از جنوب انگلستان منشا شده است و یکی از قدیمی ترین نژادهای گوسفند در دنیا محسوب میشود. جثه این گوسفند کوچک و نوع بدن بلوکی است . صورت ف گوشها وپاها خاکستری یا قهوه ای است . این نژاد دارای بلوغ زودرس و بدون شاخ میباشد . بیده آن 3/2 تا 2/3 کیلوگرم است. سات داون در سنین اولیه تمایل به چاق شدن و ذخیره چربی دارد.

ط – سافولک ( Suffolk )

منشا این نژاد جنوب انگلستان است. جثه ای بزرگ وبدن بلوکی وعضلانی داشته ، صورت ، گوشها و پاها سیاه میباشد .این نژاد بدون شاخ میباشد و بر روی صورت و پاهای آن پشم وجود ندارد.

بیده سافولک 6/3 تا 5/4 کیلوگرم وزن دارد . درصد بره زایی ان 150 % یا بیشتر است . رشد بره در این نژاد سریع بوده و سرعت ذخیره چربی در این نژاد نسبت به سایر نژادها کمتر است . تولید گوشت لخم ولاشه عضلانی از دیگر خصوصیات این نژاد میباشد.

ی – تونس ( Tunis )

نژادتونس از شمال افریقا منشا شده است . رنگ صورت آن قرمز متمایل به قهوه ای تا خرمایی روشن میباشد . این نژاد بدون شاخ بوده و اندازه جثه آن متوسط و زاویه دار است و بدنی بلوکی دارد . دارای پشم زبر بوده و بر روی صورت پشم وجود ندارد.

3- نژادهای پشم دراز

الف کاتسولد ( Cotswold )

از نژادهای قدیمی گوسفند در انگلستان است و منشا آن نیز انگلستان میباشد این نژاد بزرگ جثه بوده و نوع بدن آن بلوکی میباشد .

پاها و صورتی سفید رنگ داشته ، هر چند که دربین آنها سفید متمایل به خاکستری نیز دیده میشود. لکه های تیره بر روی صورت و پاها ممکن است وجود داشته باشد پشم این نژاد رشد زیادی داشته و وزوزی (فر دار) میباشد . این گوسفند بدون شاخ بوده و در برنامه های تلاقی از آن استفاده میشود.

ب – لایسستر ( Leicester )

منشا این نژاد کشور انگلستان است . این گوسفند دارای جثه ای بزرگ و بدن بلوکی میباشد .رنگ این نژاد سفید بوده ، بدون شاخ میباشد و بر روی صورت پشم وجود ندارد .پشم گوسفند لایسستر محافظ خوبی در برابر گرما نمیباشد .

ج – لینکلن ( Lincoln )

منشا لینکلن انگلستان است . این نژاد دارای جثه ای بزرگ بوده و نوع بدن آن بلوکی میباشد . رنگ آن سفید است و بدون شاخ بوده ، پشم دراز و زبری تولید میکند . این نژاد دارای بلوغ دیررس است . پشم تولیدی آن 4/5 تا 2/7 کیلوگرم میباشد . از این نژاد برای تلاقی ها استفاده میشود.

د – رامنی ( Romney )

این نژاد یکی از قدیمی ترین نژادهای منشا شده در جنوب انگلستان است . جثه این نژاد بزرگ با با نوع بدن بلوکی است . بیده ای متراکم وبهتر از دیگر نژادهای پشم دراز تولید میکند و و بهمین دلیل سازگاری بهتری نسبت به رطوبت و مناطق مرطوب در مقایسه با سایر نژادهای پشم دراز دارد . این نژاد در برناکمه های تلاقی نژادی مورد استفاده قرار میگیرد.

4 – نژادهای پشم تلاقی یافته

الف – کلمبیا ( Columbia )

منشا این نژاد امریکا میباشد و از تلاقی بین قوچ لینکلن و میش رامبویه بوجود آمده است . هدف از این تلاقی بوجود آوردن نژادی است که سازگاری بهتری با مناطق کوهستانی داشته باشد .

کلمبیا جثه ای بزرگ و بدنی بلوکی دارد . این نژاد بزرگترین نژاد تلاقی یافته است . صورت ، گوشها و پاهای سفید داشته و بدون شاخ میباشد .در روی صورت گوسفند کلمبیا پشم وجود ندارد و دارای پاهایی است که از کمی از سایر نژادها بلندتر است

وزن پشم های چیده شده در حدود 5/4 تا 9/5 کیلوگرم است و تولید گوشت لخم مناسبی دارد . کلمبیا غالبا در تلاقی با نژاد صورت سیاه که دارای پشم متوسط میباشد استفاده شده و هدف از این تلاقی تولید بره های بازاری است .

ب- کوریدال ( Corriedale )

منشا آن نیوزلند است .این نژاد حاصل از تلاقی بین قوچهای لینکلن و لایسستر با میشهای مرینوس است .

کوریدال دارای جثه متوسط وکمی بزرگ است صورت ، گوشها و پاهایی سفید رنگ داشته و فاقد شاخ میباشد . این نژاد تولید پشم و گوشت باکیفیت خوب را دارا بوده و وزن بیده آن 5/4 تا 8/6 کیلوگرم در سال است .

ج – پاناما ( Panama )

این نژاد از امریکا منشا یافته . نژاد پاناما حاصل تلاقی قوچ رامبویه و میش لینکلن میباشد . رنگ صورت ،گوشها و پاها سفید بوده وجثه بزرگ ،تیپ بدن بلوکی و بدون شاخ بودن از خصوصیات نژاد پاناما میباشد.

گوسفند پاناما اندکی گوچکتر از نژاد کلمبیا بوده ولاشه کمی گوشتی داشته و در سنین اولیه چربی در بدن آن ذخیره میشود.

د – راملدال ( Romeldale )

منشا راملدال ایالات متحده امریکا است و از تلاقی بین قوچ رامنی و میش رامبویه بوجود آمده است .

این نژادجثه ای متوسط وبدنی بلوکی داشته ، رنگ صورت ،گوشها و پاها سفید بوده

و بدون شاخ میباشد . وزن بیده آن 5/4 تا 9/5 کیلوگرم است. راملدال در تلاقی با میشهای پشم ظریف مورد استفاده قرار گرفته و بره های سازگار با شرایط پرورش در مرتع را بوجود می آورد.

ه – تارگی ( Tar ghee )

منشا تارگی امریکا است . این نژاد حاصل تلاقی بین قوچ رامبویه با میشهای کاریدال – لینکلن-رامبویه میباشد.

این نژاد جثه ای متوسط ،بدنی بلوکی با صورتی سفید رنگ داشته و بدون شاخ است . فاقد پشم در صورت بوده و وزن پشم چیده شده آن 5/4 تا 4/5 کیلوگرم در سال میباشد.

و – بدون دم ( Tailless )

منشا این نژاد امریکا میباشد و از تلاقی گوسفند بدون دم سیبری با تعدادی از نژادهای اصلاح شده بوجود آمده است . هدف از این تلاقی اصلاح یک نژاد است که نیاز به قطع دم نداشته باشد . رنگ صورت ، گوشها وپاها سفید میباشد . این نژاد بدون شاخ بوده و صورتشان بدون پشم است.

ز – سوت دال ( Southdaie )

منشا این نژاد ایالات متحده امریکا میباشد و از تلاقی بین نژادهای سات داون و کوریدال به وجود آمدهاست . هدف ازاین تلاقی تولید نژادهایی است که از نظر کیفیت پشم و گوشت مناسب باشند.

5 –نژادهای پشم قالی

صورت سیاه ها یلند ( Black-Faced Highland )

این نژاد از قدیمی ترین نژادهای منشا شده در اسکاتلند است . اندازه این نژاد کوچک بوده و دارای پشم زبر و ضخیم در پوشش خارجی وظریف تر در پوشش داخلی میباشد . صورت و پاها سیاه بوده ، قوچهای این نژاد بزرگ و میشهای آن کوچک جثه و کوتاه قد با شاخهای پیچیده میباشند . این نژاد توانایی زندگی در مناطق خشک با پوشش گیاهی اندک را دارا میباشد.

6- نژاد پوستی

قره گل ( Karakul )

این نژاد از آسیا منشا شده و یکی از قدیمی ترین نژادهای گوسفند در جهان است . قره گل جثه ای بزرگ و بدنی زاویه دار داشته ،رنگ صورت ،گوشها و پاها سیاه یا قهوه ای میباشد .

قوچهای این نژاد شاخدار و میشها بدون شاخ میباشند و بره هایی با لاشعه ضعیف و فقیر تولید میکنند . پوست بره ها پس از به دنیا آمدن و چند روز بعد از آن مورد استفاده قرار میگیرد . پشم در حیوان بالغ زبر و خشن است وبین 2/15 تا 4/25 سانتی متر طول دارد.

گوسفندان ایران

گوسفندان ایرانی از نظر پشم در گروه گوسفندان با پشم ضخیم ویا قالی میباشند . همگی این گوسفندان دنبه دار میباشند به استثنای زل که دارای نیم دنبه یا بدون دنبه بوده و قره گل که دارای نیم دنبه است .

گوسفندان ایرانی رنگهای مختلفی دارند از جمله میتوان به سفید ، سیاه ، خرمایی ، قهوه ای ،نخودی و خاکستری اشاره کرد .

گوسفندان ایران را بر حسب اصولی تقسیم مینمایند که این تقسیم بندی میتواند بر اساس سفید یا رنگی بودن بدن و یا وزن بلوغ (سنگین ، متوسط ، سبک ) باشد .

منبع : کتاب پرورش گوسفند و بز دکتر شهرام نصابیان

]]>
نقش بتائین در کاهش استرس گرمایی 2011-03-22T08:57:53+01:00 2011-03-22T08:57:53+01:00 tag:http://damparvaran.mihanblog.com/post/30 مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام بتائین یا تری متیل گلایسین یک ماده آلی است که در گیاهان و بدن جانوران سنتزمی شود. برخی از جانوران مهره دار و تعداد معدودی از گیاهان این ماده را به مقدارزیادی در بدن خود ذخیره می کنند، از جمله گیاهان ذخیره کننده بتائین، چغندرقند است که در مقایسه با سایر گیاهان بیشترین توانایی ذخیره این ماده را دارد بطوریکه می توان بتائین را از طریق فرایند ویژه ای از چغندرقند استخراج نمود.بتائین از نظر شیمیایی ماده ای با ثبات است و حتی در دمای ۲۰۰ درجه سانتیگراد هم فعالیت شیمیایی خود را انجام می دهد . درجانوران مه بتائین یا تری متیل گلایسین یک ماده آلی است که در گیاهان و بدن جانوران سنتزمی شود. برخی از جانوران مهره دار و تعداد معدودی از گیاهان این ماده را به مقدارزیادی در بدن خود ذخیره می کنند، از جمله گیاهان ذخیره کننده بتائین، چغندرقند است که در مقایسه با سایر گیاهان بیشترین توانایی ذخیره این ماده را دارد بطوریکه می توان بتائین را از طریق فرایند ویژه ای از چغندرقند استخراج نمود.

بتائین از نظر شیمیایی ماده ای با ثبات است و حتی در دمای ۲۰۰ درجه سانتیگراد هم فعالیت شیمیایی خود را انجام می دهد . درجانوران مهره دار فرایند سنتز بتائین بین این دو ماده وجود دارد بدین صورت که بتائین مشابه کولین نقش دهنده گروه متیل را در واکنشهای بیوشیمیایی به عهددر بافتهای کبد و کلیه صورت می گیرد. بتائین در بدن از کولین کلراید ساخته می شود و شباهت ساختاری و کارکرد زیادی ه دارد بطوریکه ابتدا آنزیم کولین اکسیداز، کولین را تبدیل به بتائین آلدئید می کند و سپس آنزیم بتائین آلدئید دهیدروژنازماده اخیر را به بتائین تبدیل می نماید .

محاسبات هم ارزی که برای مقایسه میان کارآیی بیولوژیکی کولین و بتافین ( بتائین تجاری ۹۶%) صورت گرفته است نشان می دهد که ۱۶/ ۴ واحد کولین کلراید۵۰ درصد، معادل یک واحد بتافین است.

در بدن طیور بتائین با دادن گروه متیل خود به هموسیستئین باعث ساخت متیونین می گردد و توانایی بتائین برای متیله کردن هموسیستئین ۳ برابر کولین است به همین دلیل اگر مقدار اسید های آمینه گوگرد دار و متیونین جیره طیور بترتیب بیش از ۵/۳ و ۸/۱ درصد پروتئین خام جیره باشد می توان حدود ۱۵-۲۰ درصد از متیونین جیره یا حدود ۱۰ درصد از کل اسیدهای آمینه گوگرد دار جیره طیور را با بتائین جایگزین نمود.

تحقیقات و یافته های علمی نشان داده اند که مهمترین مرحله در متابولیسم چربیها فرآیند متیلاسیون است و بتائین به عنوان مهمترین عامل متیل دهنده نقش موثری را در متابولیسم چربیها ایفا می کند علاوه بر این بتائین از طریق نقش ویژه ای که درسنتز کارنیتین و بهبود قابلیت جذب متیونین و لیزین دارد باعث بهبود کیفیت لاشه کشتارگاهی و افزایش درصد گوشت سینه می شود . این ماده علاوه بر جیره طیور به خوراک نشخوارکنندگان و جیره آبزیان نیز افزوده می شود.

● بتائین و تنظیم مایعات بدن:

بتائین جزو مواد اسمولیت محسوب می شود ( اسمولیتها در اصطلاح به موادی گفته می شوند که حرکت آب را در سلول تحت تاثیر قرارمی دهند) و نقش مهمی در تعادل فشار اسمزی داخل سلولی ایفا می کند. سلولهای بدن برای تنظیم فشار اسمزی به اسمولیتهای آلی ( نظیر بتائین) و الکترولیتها متکی هستند. در شرایطی که پرنده تحت استرس گرمایی قرار گیرد، راهکارهای ابتدایی پرنده نظیر انحراف خون بدن به عروق سطحی و تمایل به قرار گرفتن در قسمتهای خنک تر سالن کارساز نباشد، فرآیند انرژی خواهی به نام پنتینگ( له له زدن) آغاز می شود که همراه با کاهش مصرف جیره ، ازدست دادن مایعات بدن و دفع دی اکسید کربن بیشتر از بدن می باشد.

دفع دی اکسید کربن بیشتراز بدن ، موجب افزایش بی کربنات خون خواهد شد ودراین حالت جهت حفظ PH طبیعی خون، پرنده ناچار به دفع بی کربنات است که این امر بایستی با همراهی الکترولیتها ازجمله پتاسیم صورت گیرد و با توجه به اینکه پتاسیم نقش بسیار مهمی در تنظیم مایعات بدن دارد و دفع پتاسیم از یک سو و از دست دادن مایعات بدن به علت پنتینگ از سوی دیگر، وضعیت تعادل مایعات را در بدن پرنده مختل می سازد. در این میان بتائین به عنوان یک اسمولیت طبیعی نقش موثری در برقراری تعادل مورد نظر ایفا می کند و باعث کاهش واکنشهای انرژی خواهی نیز می شود که تعادل اسمزی را به واسطه الکترولیت انجام می دهد.

طی تحقیقات به عمل آمده اثر بتائین در طیوری که بطور آزمایشی تحت استرس گرمایی قرار گرفته اند بررسی شده و نتایج زیر بدست آمده است.

۱) طیور گوشتی در سنین بین ۳۵-۲۱ روزگی تحت استرس گرمایی به مدت ۱۲ ساعت در ۲۴ درجه سانتیگراد، ۳ ساعت در دمای بین ۳۵-۲۴ درجه سانتیگراد و ۶ ساعت در دمای ۳۵ درجه سانتیگراد و ۳ ساعت در دمای بین ۳۵-۲۴ درجه سانتیگراد قرار گرفته اند و میزان نگهداری آب بدن در این دو گروه نشان می دهد که گروه بتائین دار در شرایط بدون استرس گرمائی و استرس گرمائی نسبت به گروه کنترل میزان بالائی را درنگهداری آب بدن طیور نشان می دهند.

۲) طیور گوشتی در سنین بین ۴۸-۱۹ روزگی تحت استرس گرمایی به مدت ۱۲ ساعت در دمای ۲۴ درجه سانتیگراد، ۳ ساعت در دمای بین ۳۷-۲۴ درجه سانتیگراد و ۶ ساعت در دمای ۳۷ درجه سانتیگراد و ۳ ساعت در دمای بین ۳۷-۲۴ درجه سانتیگراد قرار گرفته اند و پارامترهای ضریب تبدیل و وزن گیری مقایسه شده اند. نتایج نشان می دهد که وزن بدن و ضریب تبدیل و درصد زنده مانی با افزوده شدن ۰۵/۰% و ۱۰/۰ % بتائین در آب نسبت به گروه شاهد بهبود یافته است.

۳) طیور گوشتی در سن ۴۹-۲۱ روزگی تحت استرس گرمایی بمدت ۱۰ ساعت در دمای ۲۵ درجه سانتیگراد، ۳ ساعت بین ۳۵-۲۵ درجه سانتیگراد، ۸ ساعت در دمای ۳۵ درجه سانتیگراد و ۳ ساعت بین ۳۵-۲۵ درجه سا نتیگراد قرار گرفته اند که مقایسه ضریب تبدیل نشان می دهد که گروه بتائین دار به میزان ۳/۶ % نسبت به گروه شاهد بهبود داشته است.


منابع :
----------------------
aftab.ir

]]>
کاربرد آنزیم در تغذیه طیور 2011-03-22T08:51:03+01:00 2011-03-22T08:51:03+01:00 tag:http://damparvaran.mihanblog.com/post/29 مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام تا کنون تلاش و تحقیقات فراوانی در رابطه با میزان استفاده از آنزیم در جیره های غذایی طیور گوشتی که با مواد غذایی کم ارزش تر طراحی شده اند بعمل آمده است . امروزه صنعت پرورش دام و سایر علوم وابسته بطور عمده ای به این باور رسیده است که آنزیم ها ، افزودنیهای غذایی با ارزشی هستند .کلا آنزیمها ترکیباتی هستند که از جنس پروتئین بوده و بصورت طبیعی یافت شده و در عمل کاتالیز فرآیندهای شیمیایی بسیار اختصاصی عمل می نمایند که از لحاظ ساختمان مولکولی نیز به شکل سه بعدی و بسیار پیچیده هستند . ماده ای که آنزیم

تا کنون تلاش و تحقیقات فراوانی در رابطه با میزان استفاده از آنزیم در جیره های غذایی طیور گوشتی که با مواد غذایی کم ارزش تر طراحی شده اند بعمل آمده است . امروزه صنعت پرورش دام و سایر علوم وابسته بطور عمده ای به این باور رسیده است که آنزیم ها ، افزودنیهای غذایی با ارزشی هستند .

کلا آنزیمها ترکیباتی هستند که از جنس پروتئین بوده و بصورت طبیعی یافت شده و در عمل کاتالیز فرآیندهای شیمیایی بسیار اختصاصی عمل می نمایند که از لحاظ ساختمان مولکولی نیز به شکل سه بعدی و بسیار پیچیده هستند . ماده ای که آنزیم بر روی آن اثر خود را اعمال می نماید ، سوبسترا نامیده می شود و شرایط واکنش خاص مانند دما ، pH و رطوبت ، لازمه انجام فرآیندهای کاتالیزی می باشد .

شواهد نشان می دهد فرآیندهای شیمیای و بیولوژیکی که در حالت طبیعی بکندی انجام می پذیرد در حضور آنزیمها سرعت گرفته بطوریکه گاهی اوقات سرعت انجام واکنش به ۱۰۶ برابر سرعت طبیعی در موجود زنده افزایش می یابد .

همه موجودات زنده از جمله میکرو ارگانیزمها ، گیاهان و دامها ، آنزیم تولید می کنند . با توجه به اینکه آنزیمها برای واکنش های کاتالیزوری خود بسیار اختصاصی عمل می نمایند ، افزودن مخلوطی از آنزیمهای مختلف ( مولتی آنزیم ) به جیره غذایی برای تجزیه مواد غیر قابل استفاده و کم ارزش می تواند مفید واقع گردد .

بطور کلی آنزیمهایی که بعنوان مواد افزودنی به جیره غذایی دام و طیور ، مورد استفاده قرار می گیرند ، بایستی ویژگیهای ذیل را داشته باشند :

۱ ) پایداری در برابر حرارت

اگر جیره غذایی تهیه شده بصورت پلت در می آید آنزیمها بایستی در طول مدت کوتاهی که در معرض دمای ۷۰ درجه سانتیگراد قرار می گیرند ، فعالیت خود را حفظ کنند .

۲ ) حفظ اثر در pH اسیدی و پایداری در pH قلیایی

معده محل اصلی اثر آنزیمهای افزوده شده به جیره در دامهای تک معده ای است . در صورت مقاومت و پایداری آنزیمها در روند اسیدی سازی مواد موجود در دستگاه گوارش که در حین عبور از دستگاه گوارش صورت می گیرد ، این مواد برای مدت طولانی تری عمل خواهند نمود . پایداری در برابر تغییرات pH به معنای توانایی یک آنزیم در از سرگیری فعالیت خود پس از یک تغییر موقت در pH است . این ویژگی برای آنزیمهایی که باید در روده اثر خود را اعمال نمایند بدون اینکه تجزیه پروتئولیتیک شوند ، از اهمیت خاصی برخوردار است .

● کاربرد آنزیمها در صنایع غذایی طیور :

یک مرغ گوشتی جوان ازتوانایی فوق العاده ای در تبدیل غذا به وزن برخوردار است ولی حدودا ۲۵% از انرژی تام و ۵۰% از نیتروژن دریافتی را ، از راه مدفوع به خارج دفع می کند . این هدر رفتن ترکیبات غذایی را بویژه در دامهای جوان می توان تا حد زیادی به عدم تولید آنزیم به مقدار کافی ، نسبت داد که با افزودن آنزیم به جیره موجبات کاهش ویسکوزیته و بهبود قابلیت هضم ترکیبات غذایی جیره را می توان فراهم آورد . موارد کاربرد آنزیمها در صنایع غذایی طیور عبارتند از :

۱) تکمیل فعالیت های گوارشی آندوژن:

بر اساس مطالعات بعمل آمده مشخص گردیده است که برخی از مواد مفید مانند نشاسته و پروتئین در روده کوچک طیور ، از فرآیند تخریب بیوشیمیایی فرار می کنند . یک جوجه گوشتی جوان ، یک حیوان بسیار کارآمد از نظر تبدیل غذا به افزایش وزن بدن می باشد ولی تقریبا ۲۵% از میزان انرژی و ۵۰% از نیتروژن گرفته شده از طریق مدفوع دفع می شود که این عامل بویژه در حیوانات جوان می تواند ناشی از کمبود تولید آنزیم باشد . بنابراین افزودن پروتئازهای آندوژن می تواند در گرفتن بیشترین بازدهی از غذا در طی این دوره بحرانی رشد به پرنده کمک نماید .

۲ ) حذف عوامل ضد تغذیه ای :

اکثریت مواد خامی که امروزه در صنایع تهیه خوراک دام مورد استفاده قرار می گیرند دارای مقادیر مختلفی از عوامل ضد تغذیه ای می باشند که این موضوع می تواند باعث بروز اختلالات تغذیه ای شود و بازده کار را کاهش دهد . بعنوان مثال می توان از اولیگوساکاریدهایی مانند رافینوز ، استاکیوز ، ورباسکوز در کنجاله سویا و کنجاله منداب نام برد .

استفاده از آنزیمهای غذایی می تواند به کاهش اثرات مخرب عوامل ضد تغذیه ای کمک نماید . بتا گلوکانها و آرابینوگزیلان ها (عمده ترین اشکال پلی ساکاریدهای غیر نشاسته ای موجود در جیره ) دارای وزن مولکولی بالایی هستند و در هنگام حل شدن ، محلول های غلیظ و چسبناکی ایجاد می کنند .

بر خلاف سلولز یا بتا گلوکانها که منحصرا از گلوکز تشکیل می شوند ، آرابینوگزیلان ها ( پنتوزان ها ) هتروپلیمرهایی هستند که عمدتا از گزیلوز و آرابینوز تشکیل می شوند .

مشخص گردیده است که پنتوزان ها ی گندم دارای فعالیت ضد تغذیه ای در جوجه های گوشتی هستند و در واقع این اثرات ضد تغذیه ای که با کاهش عملکرد و افزایش رطوبت مدفوع و بالطبع بستر نمایان می شوند ، با ویسکوزیته بالای این پلی ساکاریدهای غیر نشاسته ای ارتباط دارند.

مطالعات انجام شده با آنزیم گزیلاناز که توانایی شکستن پنتوزان را به ترکیب های کوچکتر داراست ، نشان از کاهش ویسکوزیته محتویات ایلئوم داشته است . نتیجه این کار بهبود وزن نهایی جوجه ها و کاهش ضریب تبدیل غذایی بود . همچنین کاهش قابل ملاحظه ای در آب دریافتی جوجه های تغذیه شده با این آنزیم مشاهده شد .

۳ ) ارائه مواد غذایی قابل جذبتر و افزایش انرژی حاصل از عناصر غذایی ارزانتر :

آنزیم ها با تخریب دیواره سلولی مواد غذایی ( پلی ساکاریدها و پروتئین های ذخیره ای ) موجب آزاد سازی و قابل دسترس شدن مواد غذایی داخل سلولی می گردند .

آنزیمهای غذایی افزوده شده ، با کاهش دادن ویسکوزیته محتویات گوارشی ایجاد شده بوسیله فیبرهای محلول ، موجب هضم موثرتر مواد اولیه غذایی به کمک آنزیمهای آندوژن پرنده می شوند .

● انواع آنزیمهای مورد استفاده در تغذیه طیور :

۱ ) Xylanase: این آنزیم دارای اثر بیشتری در مقایسه با سایر کاهش دهنده های ویسکوزیته می باشد و اثر خود را بوسیله قابل حل کردن آرابینوگزیلان ها و شکستن مولکول های بزرگ آنها اعمال می کند .

۲ ) b glucanase : این آنزیم باعث کاهش ویسکوزیته محتویات گوارش در جوجه هایی می شود که توسط جیره های حاوی جوهای دارای بتا گلوکان بالا تغذیه شده اند و در نتیجه باعث بهبود عملکرد بویژه در طیور می گردد . از دیگر اثرات این آنزیم ، کاهش بروز چسبندگی مقعدمی باشد . بهبود وضعیت بستر و کاهش تعداد تخم مرغهای کثیف از اثرات دیگر استفاده از این آنزیم می باشد .

۳ ) (Arabinoxylanase) Pentosanase : این آنزیم باعث کاهش ویسکوزیته محتویات گوارشی در جوجه هایی می شود که توسط جیره های گندمی که مقادیر محسوسی آرابینو گزیلان دارند ، تغذیه شده اند و بدین وسیله منجر به بهبود عملکرد ، طیور می شود.

۴ ) Phytase : به منظور استفاده بیشتر از فسفات گیاهی و در نتیجه کاهش نیاز به افزودن فسفات های غیر آلی به جیره بکار می رود . همچنین باعث حذف اثرات ضد تغذیه ای اسید فیتیک می گردد .

۵) Cellulase : باعث تخمیر دیواره سلولهای گیاهی از ساختمان سلولی اجزا غذایی و در نتیجه از طریق رها سازی مواد غذایی موجود در گیاهان ، موجب تسهیل بیشتر هضم کامل گیاهان سبز می شود .

۶ ) Protease : باعث تکمیل ظرفیت پروتئولیتیک آندوژن می شود و به حیوانات ضعیف یا جوان که عمل هضمی آنها ممکن است کافی نباشد ، یاری می نماید . فعالیت پروتئولیتیک همچنین می تواند جذب بیشتری از مواد غذایی را بوسیله فروپاشی ساختمان پروتئین گیاهی میسر نماید .

۷ ) amylase : باعث تکمیل ظرفیت آمینولیتیک آندوژن می شود و باعث هضم بهتر و بیشتر نشاسته می شود .

۸ ) Lipase : با هیدرولیز چربی ها می تواند در توسعه منابع ارزان چربی بسیار مفید و موثر باشد . همچنین می تواند به آنزیمهای آندوژن نیز کمک نماید .

۹ ) Pectinase : با تجزیه پکتیک بعنوان یک عامل ضد تغذیه ای لگومینه ها که یک قسمت اصلی پلی ساکارید آنها ، را تشکیل می دهد از خواص این آنزیم می باشد .


 

منابع :
----------------------
aftab.ir

]]>
بافرها و اهمیت استفاده آنها در جیره نشخوار کنندگان 2010-10-15T17:09:59+01:00 2010-10-15T17:09:59+01:00 tag:http://damparvaran.mihanblog.com/post/25 مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام نشخوارکنندگان سیستم پیچیده ای برای تنظیم اسید و باز بدن دارند . اگر PH شکمبه بهینه نباشد ، مصرف ماده خشک کاهش می یابد و بروز اسیدوز می تواند سلامتی را به خطر انداخته و باعث کاهش تولید پروتئین میکروبی گردد . بافرهای حقیقی متشکل از یک اسید ضعیف و نمک آن می باشند . این ترکیبات در مقابل تغییرات PH مقاومت می کنند . ترکیبات دیگری نیز وجود دارند که سبب افزایش PH مایع شکمبه ای می شوند و تحت عنوان ترکیبات بازی کننده یا خنثی کننده شناخته می شوند . استفاده صحیح از بافرهای غذایی ممکن است سازگاری به جیره را چندین تغییر تغذیه ای می تواند نیاز به بافرها را افزایش دهد ، که این تغییرات به طور خلاصه شامل : 
1 ـ تغذیه سطوح بالای دانه ها جهت تامین نیاز انرژی 
2 ـ تغییر استفاده از علوفه بلند به علوفه های سیلویی خرد شده به خصوص ذرت سیلو شده . 
3 ـ ریز خرد کردن علوفه های سیلویی جهت کمک به مکانیزاسیون 
4 ـ تغذیه بیشتر خوراک های اسیدی مثل ذرت ، سیلوهای علوفه و ذرت سیلویی پر رطوبت به هنگام افزودن بافرها بایستی به موارد ذیل توجه شود : 
1 ـ ترکیب شیمیایی بافر 
2 ـ نسبت علوفه به دانه ، محتوای فیبر کل جیره و طول ذرات علوفه 
3 ـ اسیدیته جیره 
4 ـ سیستم خوراک دهی ( TMR ، دفعات خوراکی دهی ) ، قیمت و سطح مکمل 
مواد شیمیایی زیادی تا کنون به عنوان بافر در تغذیه نشخوارکنندگان مورد آزمایش قرار گرفته اند . افزودن برخی از این بافرها مثل بی کربنات سدیم ، کربنات منیزیم و بی کربنات پتاسیم فقط سبب خنثی کردن اسیدیته شکمبه می شوند . در حالی که برخی بافرها علاوه بر این امر سبب افزایش PH شکمبه نیز می شوند . بافرها نسبت به تغییر در اسیدیته مقاومت ایجاد می کنند . بافرهای حقیقی از افزایش اسیدیته ( کاهش PH ) جلوگیری می کنند . اما PH را بالاتر از حد معینی نمی برند . سدیم بی کربنات ( NaHCo3 ) ، سدیم بنتونیت بافرهای حقیقی هستند . ترکیبات بازی کننده اسیدیته را کاهش می دهند ، اما می توانند باعث افزایش زیاد PH شوند . منیزیم اکسید ( MgO ) یک ترکیب بازی کننده بوده و یک بافر حقیقی نیست . ترکیبات مختلفی که به عنوان بافر شناخته شده اند ، در سیستم گوارشی به طور متفاوتی عمل می کنند . جدول 1 نحوه و جایگاه عمل ترکیبات بافری را نشان می دهد . به طور کلی دو مکانیسم برای عمل بافرها در شکمبه و دیگری افزایش سرعت عبور مایعات از شکمبه می باشد . از جمله دلایل افزایش سرعت عبور مایعات از شکمبه می باشد . از جمله دلایل افزایش سرعت عبور مایعات از شکمبه ، بالا رفتن غلظت اسمزی مایعات و انتشار اب از دیواره ی شکمبه می باشد . همبستگی مثبتی بین حجم کل مایعات شکمبه و مقدار مواد معدنی موجود در خوراک گزارش شده است . هر چه مقدار عناصر معدنی محلول در خوراک بیشتر باشد ، فشار اسمزی مایع شکمبه و زون مخصوص ذرات خوراک افزایش یافته و در نتیجه عبور آنها از شکمبه افزایش خواهد یافت . افزودن مواد معدنی به خوراک حاوی علوفه یا مخلوط علوفه و مواد متراکم منجر به افزایش سرعت عبور ذرات معلق در بخش غیر جامد محتویات شکمبه می شود . این ذرات عمدتاً شامل اسیدهای آمینه ، قندهای محلول ، پروتئین ها و مواد معدنی است . به هر حال غیر از افزودن مواد معدنی و بافرها ، هر عملی که باعث افزایش اسمولاریته مایع شکمبه تا حد مشخص شود مانع از تاثیر سوء افزایش سطح خوراک بر قابلیت هضم شده و نهایتاً بهبود بازده خوراک را به دنبال خواهد داشت . مواد معدنی با افزایش اسمولاریته سبب تحریک گیرنده ها در شکمبه ، افزایش آب مصرفی و افزایش سرعت عبور مواد از شکمبه می شوند . لازم به ذکر است تغییر در اسمولاریته شکمبه در موقع مصرف اغلب مواد معدنی گزارش شده است . علاوه بر افزودنی ها و مواد معدنی ، عواملی از قبیل درجه حرارت ، فعالیت بدنی ، بالا بردن سرعت مرطوب شدن ذرات خوراک به واسطه ی فرآوری ، از جمله عوامل تاثیر گذار بر سرعت عبور می باشد .
قابلیت بافرینگ مواد خوراکی مورد استفاده در تغذیه دام : 
جیره هایی که اکنون مورد استفاده قرار می گیرند ، دارای مقادیر بالای کربوهیدرات های محلول بوده و از نظر اندازه ذرات کوچک می باشند . به علاوه میزان مصرف غذاهای تخمیر شده در جیره ها نسبت به سالهای گذشته افزایش یافته که به طور کلی دارای مقادیر PH پایین و مقادیر بالایی محتوای آب می باشند که نسبت به غذاهای سنتی متفاوت می باشد . به علاوه همزمان با این تغییرات به سبب پیچیده تر شدن فرآیندهای مدیریتی تعداد دفعات خوراک دهی به دام هم کاهش پیدا کرده است که سبب افزایش مشکلات سلامتی گله ها ، به سبب چالش های ایجاد شده در حالت تعادل اسید ـ بازی به سمت ایجاد محیط شکمبه اسیدی تر شده است . تحقیقات مختلفی در ارتباط با شناسایی بافرهای مواد معدنی یا ترکیبات قلیایی کننده و برای مشخص کردن کارایی این ترکیبات در کاهش استرس اسیدی ایجاد شده به وسیله ی تغذیه متراکم و برنامه های مدیریتی انجام شده است . با این وجود هر مکمل مواد معدنی که به خوراک ها اضافه شود ، سبب تحمیل هزینه هایی به دامداران می شود . لذا لازم است قابلیت بافرینگ خود غذاها هم در محتوای بافرینگ جیره ها محاسبه گردد و جیره ای فرموله شود که تا حد امکان از قابلیت بافرینگ خود غذاها نیز در آن استفاده شود . 
محققین قابلیت بافرینگ 35 ماده را در آزمایشگاه با استفاده از مایع شکمبه ای به دست آمده از گاوهایی که جیره های حاوی کنسانتره و علوفه و یا فقط جیره های حاوی کنسانتره دریافت کرده بودند ، تعیین کردند . 
نتایج به دست آمده حاکی از آن است که سدیم و بافرهای حاوی سدیم بهترین نوع بافرها می باشند . پتاسیم نسبت به کلسیم و کلسیم نسبت به آلومینیوم ، منیزیم ، منگنز و آمونیم بهتر است . نمکها روی قابلیت بافرینگ بسیار کمی از خود نشان می دهند . بهترین آنیون های بافری شامل استات ، بی کربنات ، کربنات و دی فسفات ها می باشند . بورات ، سیترات ، لاکتات و پروپیونات ، آنیون های ضعیف و میکرولیت بافرهای متوسطی هستند ، در حالی که بنتونیت ها زمانی که اجازه داده شود در مایع شکمبه حل شوند ، بافرهای خوبی هستند ، بافرها همچنین در سیستم های تولید گوشت بر اساس جیره های پرکنسانتره به منظور افزایش دادن یا حفظ یک PH شکمبه ای پایدار مصرف می شوند . تولید اسید در شکمبه همواره با تورم و التهاب دیواره شکمبه ، لنگش و ورم های چرکی کبدی همراه بوده و ممکن است ناشی از عادت دهی سریع به جیره های پرکنسانتره باشد . در تحقیقات مشخص شده استفاده از بافرها درط ی دوران عادت دهی سبب افزایش کارائی شده است . در حیواناتی که به جیره های پرواری سازگار شده اند ، فرم مزمن یا تحت بالینی اسیدوز معمولاً همراه با کاهش PH شکمبه در محدوده ی 5/5 ـ 5 به علت افزایش غلظت اسیدهای چرب فرار تولیدی و نه افزایش تولید لاکتات مشاهده می شود ، که اغلب رایج می باشد . به طور کلی باید گفته شود که مزایای مکمل سازی جیره ها در سراسر دوران تغذیه ای حیوانات کم نیست لذا برای حفظ ثبات محیط شکمبه ، هضم بهتر ، سلامتی دام و تولید بیشتر همواره در فرموله کردن جیره ها دقت کافی شده و با استفاده از مواد افزودنی مناسب و نیز در نظر گرفتن دوره عادت دهی کافی از وقوع ناهنجاری های متابولیکی جلوگیری به عمل آورید .
]]>
ورم پستان 2010-10-15T17:08:14+01:00 2010-10-15T17:08:14+01:00 tag:http://damparvaran.mihanblog.com/post/24 مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام حذف و هزینه های جایگزینی : بخاطر تولید و تولید مثل پایین، ورم پستان یكی از سه دلیل اصلی حذف گاوها در گله می باشد (Young , 2000). ارتباط كیفیت شیر با حذف در بین گله ها و مطالعات متفاوت است . سیگرس و همكاران (2003) درمروری بر مطالعات گذشته گزارش دادند كه %5 تا %17 كل حذف ها با اختلالات پستان ارتباط داد و این نسبت وقتی كهscc بالاو صدمه به پستان در نظر گرفته شود به% 5 / 28 می رسد . در یك مزرعه شیری در ویسكانسین ارتباط كیفیت شیر با حذف 24 % محاسبه شده است (cook & Nordlund , 2004 ). رونفلد در سا حذف و هزینه های جایگزینی :
بخاطر تولید و تولید مثل پایین، ورم پستان یكی از سه دلیل اصلی حذف گاوها در گله می باشد (Young , 2000). ارتباط كیفیت شیر با حذف در بین گله ها و مطالعات متفاوت است . سیگرس و همكاران (2003) درمروری بر مطالعات گذشته گزارش دادند كه %5 تا %17 كل حذف ها با اختلالات پستان ارتباط داد و این نسبت وقتی كهscc بالاو صدمه به پستان در نظر گرفته شود به% 5 / 28 می رسد . در یك مزرعه شیری در ویسكانسین ارتباط كیفیت شیر با حذف 24 % محاسبه شده است (cook & Nordlund , 2004 ).
رونفلد در سال 2005 گزارش دادند كه در طول 60 روز درگیری با ورم پستان بالینی حاد %13 حیوانات حذف شدند و %8 بقیه زودتر خشك شدند ، بعلاوه در مورد ورم پستان كلی فرمی بالینی %23 گاو هاقبل از كامل شدن دوره شیر واریشان حذف شده یا می میرند . در یك بررسی DAISY ( سیستم اطلاع رسانی شیر ، انگلیس ) كه توسط كوسایباتی ، هومی و سلمونت( 1998) انجام گرفت تخمین زده شد كه %2/. از 40 مورد ورم پستان بالینی در گاو ، منجر به مرگ می‌شود. موارد مرگ و میر در آمریكا در سال 2001 ، % 5/2 تخمین زده شد. وقتی هزینه تأخیر در پر شدن جای خالی گاو اضافه شود (14 روز بین حذف گاو و تولید تلیسه جایگزین : 136 €) در صورتیكه ارزش متوسط یك گاو در گله 956 € باشد، هزینه به ازاء هر رأس گاو حذف شده در همان سال در حدود 92 0/1 € ( معادل 6/11935 ریال)شد . در uk درهمان سال 2000، هزینه هر مورد حذف گاو 690 € ( معادل 7541700 ریال) محاسبه شد (Kossaibati & Esslenont 2000) .
استراس (2000)هزینه جایگزینی در حذف را شبیه سازی كرد، كه در آن هزینه جایگزینی، ارزشی از تلیسه آبستن منهای ارزش گاو زبح شده ای است كه قرار است جایگزین شود بود. این تفاوت بر طبق عمر مورد انتظار یك گاو ( بعنوان مثال 4 سال ) كاهش می یافت . و با تولید بالاتر شیر از گاو مسن تر (تقریبا" 5/ 1 لیتر كمتر برای اولین زایش ) ارتباط داشت . حذف ماه اول شیرواری هزینه جایگزینی 397 € تا 794 € ( معادل 4339210 تا 8678420 ریال) تحمیل كرد. گاو ها در ماههای 4 تا 6 دوره شیر دهی هزینه جایگزینی كمتری در حدود 199 تا 397 € ( معادل 2175070 تا 4339210 ریال) داشتند . پس از آن هزینه جایگزینی بخاطر ارزش تولد یك گوساله اضافی افزایش می یابد . هزینه جایگزینی مناسب در اغلب موارد 99 € ( معادل 1082070 ریال)برای گاوها در پنجمین دوره شیردهی بود و بدترین هزینه های تثبیت شده برای گاوهایی بود كه در دومین یا سومین شیرواری قرار داشتند .
..............
تولید مثل :
در مطالعه‌ای شامل 1001 گاو شیری هلشتاین در 2 مزرعه تجاری، كیرك ( 2004 ) به این دست یافت كه گاو هایی كه یك سابقه قبلی ورم پستان بالینی در اولین زایش خود داشتند ،از زایش تا اولین تلقیح مصنوعی فاصله بیشتری داشتند. گاوهایی كه تا تشخیص آبستنی ، سابقه ورم پستان داشتند ،نسبت به گروه كنترل نرخ آبستنی كمتری دارند. بعلاوه در گاوهای دارای ورم پستان بالینی نسبت به آنهایی كه ورم پستان ندارند سقط بیشتر است. این مسئله با مطالعه هوینگ(1999)مطابقت دارد ، او مشاهده كرد گاوهایی كه به ورم پستان آلوده شده بودند، در اولین 45 روز بعد از تلقیح اغلب 3 برابر بیشتر از گاوهایی كه تجربه ورم پستان را نداشتند سقط داشتند .
ورم پستان تحت بالینی طی 90 روز اول هر شیر دهی می تواند نتایج مخرب مشابهی با موارد بالینی روی تولید مثل داشته باشد . وقتی 758 گاو جرسی مورد بررسی قرارگرفتند، بیشتر از نصف گاوها در ابتدای دوره شیرواری با ورم پستان عفونی شدند و اغلب این موارد تحت بالینی بودند تا بالینی. گاوهایی كه قبل از تلقیحشان ( در اولین 90 روز شیر دهی ) ورم پستان بالینی یا تحت بالینی داشتند ،در مقایسه با گاوهای سالم بین 7 تا 10 روز در اولین تلقیحشان افزایش نشان دادند .
تعداد سرویس به ازاء آبستنی 1/ 2 برای گاو های با ورم پستان تحت بالینی و 3 برای گاوهای با ورم پستان بالینی بود ، در مقایسه با 6/1 برای گاوهای سالم. نتایج در گاو هایی كه در آنها ورم پستان تحت بالینی به بالینی تبدیل شود بدتر می شود . در مرحله بعد فاصله تا اولین آبستنی نسبت به گاوهای سالم در حدود 26 روز بیشتر شد و سرویس به ازاء آبستنی به 3/4 افزایش یافت .
ورم پستان بعد از زایش روی تولید مثل اثری ندارد ( Linderoth, 2003) . مطالعه دیگری شامل داده های 4555 زایش ، نشان داد نرخ آبستنی گاوهایی كه 30 روز بعد از تلقیح مصنوعی ورم پستان داشتند، %38 بود در مقایسه با %46 در گاوهایی كه ورم نداشتند (keltonetal,2001) . لیندروز ( 2003 ) گزارش داد كه نتایج منتشر نشده تحقیق دانشگاه تنیسی نشان می دهد، گاوهایی كه برای آزمایش با استر پتوكوكوس یوبریس عفونی شدند كاهش معنی داری در عملكرد فولیكولی نشان می دهند . اگر گاوها سابقه ورم پستان در آغاز فحلی داشته باشند ، اغلب آنها رفتارهای فحلی را نشان نمی دهند. دلیل این امر این است كه ورم پستان بالینی فحلی را به اندازه یك چرخه كامل به تأخیر می اندازد با وجود این حقیقت كه اندازه مولكول تخمدانی با مولكول گاوهای بدون ورم پستان یكسان باشد .
گاوهای با عفونت ورم پستانی دارای سطح استروژن پایینی هستند و موج هورمون لوتئور لایزیك كه برای تخمكگذاری لازم است را ندارند. بعلاوه سطح بالاتر كورتیزول در خون گاوهای دچار عفونت مشخص می كند كه آنها به خاطر عفونت ورم پستان دچار استرس بودند(Lindereth,2003 ). عفونتهای داخل پستانی بالینی اغلب باعث آزاد شدن واسطه های التهابی می شود، كه می تواند اثرات منفی روی عملكرد جسم زرد، سطوح پروژسترون و دوام اولین آبستنی داشته باشد. این اثرات عمدتا" با آزاد شدن اندوتوكسین در ورم پستان بالینی كلی فرمی همراه می شود . ورم پستان بعد از تلقیح ممكن است به خاطر محور هیپوتالاووس -هیپوفیز- تخمدان ( مغز تخمدان )، محور رحم – تخمدان و یا یك اثر تغذیه ایی روی سطوح هورمون روی ایجاد یا حفظ آبستنی تأثیر منفی داشته باشد .
.......
دور ریختن شیر:
در گاوهایی كه برای ورم پستان درمان می شوند شیر باید یك دوره معینی دور ریخته شود. تعداد روزهایی كه شیر باید دور ریخته شود معمولا" در حدود 8 روز می باشد (Qsteras ,2000 ). تحقیقی در آمریكا نشان داده گاوهایی كه قبل از مورد بالینی ورم پستان، scc بالاتر داشتند نیاز به درمان طولانی تری داشتند نسبت به آنهایی كه پیش از بیماری scc پایین داشتند. شیر گاوهای دسته اول باید به مدت 5 /9 روز دور ریخته شود در حالیكه شیر گاوهای دسته دوم بمدت 7 روز باید دور ریخته شود ( Ruegg,2004 ). نیمی از دوره ایی كه شیر دور ریخته می شود بخاطر درمان و نیم دیگر به خاطر خطر باقیماندن دارو در شیر می باشد. برای بررسی خسارات اقتصادی ناشی از این دوره باید مقدار شیر دورریخته شده در قیمت شیر تولید كننده ضرب شود (Qsteras,2000). برای مثال اگر یك گاو، 23 كیلو شیر در روز تولید می كند و شیرش به مدت 8 روز دور ریخته می شود و تولید كننده 2701 /0 € (معادل 19/2952 ریال) به ازاء هر كیلو شیر دریافت میكند ، مقدار شیر دورریخته شده 7 / 49 € ( معادل 543221 ریال) كاهش دریافتی را باعث می شود ( 2701 /0 * 8 * 23 ) .
اگر مقداری از این شیر به گوساله ها داده شود و در چاه خالی نمی شود ارزش ذخیره خوراك گوساله باید در محاسبات وارد شود ( Qsteras ,2000 ) .
.......
هزینه های درمان :
سلمونت ( 2002 ) هزینه مستقیم ورم پستان بالینی تحت حاد ، حاد و منجر به مرگ رابرای تولید كنندگان UK در سال 2002 محاسبه كرد ( جدول 6 ). هزینه های مستقیم ورم های بالینی تحت حاد و حاد US در جدول 7 نشان داده شده است .

جدول 6 – هزینه های درمان در ورم پستانهای حاد ، تحت حاد و منجر به مرگ در انگلستان در سال 2002
هزینه های درمان
موارد تحت حاد
موارد حاد
موارد کشنده
 
ریال
ریال
ریال
هزینه دارو
96/10
8/119792
31/69
3/757558
76/111
8/1221536
هزینه گله داری
(66/15€ به ازاء هر ساعت)
62/2
(10 دقیقه)
6/28636
83/7
( 30 دقیقه)
9/85581
66/15
(60دقیقه)
8/171163
هزینه دامپزشكی
(65/109 €به ازاء هر ساعت)
------
------
69/45
(25 دقیقه)
7/499391
65/109
(60 دقیقه)
5/1198474
متوسط هزینه جدا نگه داشتن
 به ازاء هر گاو
------
------
42/11
6/124820
41/27
3/299591
كل
58/13
4/148429
25/134
5/1467352
25/501
5/5478662

  

جدول 7- موارد حاد و تحت حاد در ویسكانسین آمریكا در سال 2001
هزینه های درمان
موارد تحت حاد
موارد حاد
 
ریال
ریال
هزینه های دارو
43/7
9/81209
17/37
1/406268
هزینه گله داری
1(74/12€ به ازاء هر ساعت)
74/12
(60 دقیقه)
2/139248
98/50
(240 دقیقه)
4/557211
هزینه دامپزشكی
2(65/109 €به ازاء هر ساعت)
--------
--------
55/26
5/290191
كل
17/20
1/220458
7/114
1253671

1 ساعات كار برای درمان، جداكردن گاو از گله ، مراقبت و شیردوشی، 2 هزینه های دامپزشكی شامل كشت و دیگر هزینه ها هر مورد می باشد.
....
افزایش كار ( نیروی كارگر ) :
طبق مطالعات انجام گرفته در گذشته، بوسر ( 1979 ) و دوبیس ( 1977 ) نیاز به نیروی كار اضافی بخاطر ورم پستان را ارزیابی كردند . كار اضافی شامل تعویض واحدها ی دوشنده، شستن بیشتر وسایل ، دور ریختن شیر ، درمان گاوها و رسیدگی بیشتر گاو است ( Blosser, 1979 ) . فترو ( 2001 ) زمان صرف شده برای یك گاو با ورم پستان كلینكی حاد را با كار اضافه لازم برای درمان، مراقبت ، جدا كردن و شیر دوشی 4 ساعت ارزیابی كرد . مانولسون و هالن ( 1994 ) محاسبه كرد كه به ازاء ورم پستان زمان دوشش به ازا ء هر گاو 10 ثانیه افزایش می یابد .
.....
بیماریهای مرتبط با ورم پستان :
حداقل 3 بیماری متابولیكی با ورم پستان در ارتباط هستند. هر كدام كه گاو را اول درگیر كند او را برای مورد دوم مستعد می كنند.
كتوز معمولا" در مورد گاوهای تازه زا با بالانس بد انرژی رخ می دهد. زمینه اولیه در این مورد سیستم ایمنی دام است ، بخصوص اگر با بیماریهای دیگر مثل ورم پستان صدمه دیده باشد. یك مطالعه نشان داده كه گاو های دچار كتوز نسبت به گاو های سالم ( از نظر كتوز ) ورم پستان های حاد بیشتری داشتند ( Kremer et al., 1993 ) . اما یك راه دیگر هم می تواند باشد . گاو می‌تواند عفونت ورم پستان در حال پیشرفت داشته باشد ، در این حالت اشتهای او كم می شود و متأسفانه زمینه بروز نوع دوم كتوز ایجاد می شود ( Palmer Veterinary Clinic, 2004 ) . اگر گاو نتواند افزایش نیازش به كلسیم را در نزدیكی زایش تأمین نكند (به خاطر عدم بالانس جیره ) ، ممكن است به هیپوكلسیمی یا تب شیر دچار شود. افزایش خطر حاصل از ورم پستان و كتوز در میان مشكلات ممكن، مشهودتر است (Rice & Grant, 1996) .
بین 80 تا 90 درصد موارد جابه جایی شیر دان به چپ ، طی اولین ماه بعد از زایش در زمانی اتفاق می افتد گه گاو مستعد پذیرش بیماری است . ورم پستان ، كتوز و هیپوكلسیمی فاكتورهایی هستند كه گاو را برای جابه جایی شیر دان آماده می كند ( Viara,1998 ).
با پیشگیری و درمان هر چه سریعتر ورم پستان ، خطرات احتمالی درگیری با سایر بیماریها كاهش می یابد.
 ....
...
منابع:
Arla Foods in Sweden and Denmark, personal communication (2004-09-14).
Blosser, T.H., 1979. Economic Losses from and the National Research Program on Mastitis in the United States. Journal of Dairy Science, 62:119-127.
Cook, N.B. & Nordlund, K.N., 2004. Where your mastitis money goes. Hoard’s Dairyman, 149, pp 249.
Emanuelson, U. & Hallén Sandgren, C., 1994. Ekonomiskt effektiv mjölkproduktion, hög mjölkmängd och/eller god hälsa? Djurhälsoavdelningen, SHS. Summary of lecture at Gällöfsta (November 1994), 17 pp.
Esslemont, D., 2002. What is mastitis really costing you? Dairy farmer, December, pp 30-31.
Fetrow, J., Stewart, S., Eicker, S, Farnsworth, R. & Bey, R., 2000. Mastitis: An economic consideration. In: National Mastitis Council Annual Meeting Proceedings, pp 3-47.
Gill, R., Howard, W.H., Leslie, K.E. & Lissemore, K., 1990. Our industry today. Journal of Dairy Science, 73:3340-3348.
Jahnke, B., 2004. Noch nicht krank, doch schon sehr teuer. Neue Landwirtschaft, 4: 59-62.
Kelton, D.F., Petersson, C., Leslie, K.E. & Hensen, D., 2001. Associations between clinical mastitis and conception on Ontario dairy farms. In: National Mastitis Council Annual Meeting Proceedings, pp 228-229.
Kossaibati, M.A., Hovi, M. & Esslemont, R.J., 1998. Incidence of clinical mastitis in dairy herds in England. The veterinary record, 143:649-653.
Kremer, W.D.J., Noordhuizen-Stassen, E.N., Grommers, F.J., Schukken, Y.H., Heeringa, R., Brand, A. & Burvenich, C., 1993. Severity of Experimental Escherichia coli Mastitis in Ketonemic and nonketonemic Dairy Cows. Journal of Dairy Science, 76:3428-3436
Lightner, J.K., Miller, G.Y., Hueston, W.D. & Dorn, C.R., 1988. Estimation of the costs of mastitis, using National Animal Health Monitoring System and milk somatic cell count data. Journal of the American veterinary medical association, 192: 1410-1413.
Miller, R.H, Norman, H.D., Wiggans, G.R. and Wright, J.R., 2004. Relationship of Test-Day Somatic Cell Score with Test-Day and Lactation Milk Yields. Journal of Dairy Science, 87:2299-2306.
Ott, S.L., 1999. Costs of Herd-Level Production Losses Associated With Subclinical Mastitis in U.S. Dairy Cows. National Mastitis Council Annual Meeting Proceedings, p. 152.
Østerås, O., 2000. The cost of mastitis- an opportunity to gain more money. Proceedings of British Mastitis Conference, pp. 67-77.
Raubertas, R.F. & Shook, G.E., 1982. Relationship Between Lactation Measures of Somatic Cell Concentration and Milk Yield. Journal of Dairy Science, 65:419-425.
Seegers, H., Fourichon, C. & Beaudeau, F., 2003. Production effects related to mastitis and mastitis economics in dairy cattle herds. Veterinary research, 34:475-491.
USDA/APHIS/VS (United States Department of Agriculture/Animal and Plant Health Inspection Service/Veterinary Services), 1996. Part III: Reference of 1996 Dairy Health and Health Management National Animal Health Monitoring System, 33 pp.
Wilson, D.J., González, R.N., Hertl, J., Schulte, H.F, Bennett, G.J., Schukken, Y.H & Gröhn, Y.T., 2004. Effect of Clinical
Mastitis on the Lactation Curve: A Mixed Model Estimation Using Daily Milk
]]>
تاثیر گاز آمونیاک بر گوساله ها 2010-10-15T17:07:50+01:00 2010-10-15T17:07:50+01:00 tag:http://damparvaran.mihanblog.com/post/23 مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام   گاز آمونیاك بویژه برای عملكرد سیستم دفاعی گوساله در برابر پنومونی مضر است. در یك منبع برای گوساله های شیری با عنوان "جایگاه تازه متولدین برای گوساله های شیری " كارت گوچ نیازهای محیطی برای گوساله ها پیش از از شیر گیری را به صورت زیر خلاصه كرده است: محیط استراحت تمیز، خشك و راحت تهویه كافی دسترسی مناسب به غذا و آب این مقاله با پیگیری چگونگی مدیریت در جایگاه گوساله برای رسیدن به این احتیاجات در معرض آمونیاك قرار گرفتن گوساله ها را بررسی می كند. اما قبل از بررسی این موضوع، اجازه دهید  

گاز آمونیاك بویژه برای عملكرد سیستم دفاعی گوساله در برابر پنومونی مضر است.
در یك منبع برای گوساله های شیری با عنوان "جایگاه تازه متولدین برای گوساله های شیری " كارت گوچ نیازهای محیطی برای گوساله ها پیش از از شیر گیری را به صورت زیر خلاصه كرده است:

محیط استراحت تمیز، خشك و راحت
تهویه كافی

دسترسی مناسب به غذا و آب


این مقاله با پیگیری چگونگی مدیریت در جایگاه گوساله برای رسیدن به این احتیاجات در معرض آمونیاك قرار گرفتن گوساله ها را بررسی می كند. اما قبل از بررسی این موضوع، اجازه دهید به این سئوال جواب دهیم كه " چرا آمونیاك برای گوساله ها مضر است؟"

چرا گاز آمونیاك مضر است؟

چرا آمونیاك برای گوساله ها بد است؟ابتدا باید بدانیم گاز آمونیاك بخصوص برای سیستم دفاعی گوساله در نای خطرناك است. مژكها (انگشتان مویی) نای را می پوشانند. كار آنها هل دادن و خارج كردن مواد خارجی است كه گوساله در زمان استنشاق به داخل نای برده است. راهی كه توسط آن، در نهایت آشغالهایی كه شامل پاتوژنها می باشند باعث عفونت در شش نمی شوند. سیستم انتقالی مژكی، شامل بسیاری از این مژكهاست. هر كدام در یك الگوی زنشی ( ضربه ای) بالا آمده و به عقب بر می گردند. این الگوهای زنشی با هم هماهنگ می شوند و بصورت یك فعالیت موجی مشاهده می شود. بنابراین مژه ها از طریق فعالیت موجی خود هم مایعات و هم مواد جامد را بالا برده و از نای خارج می كنند. این روش می تواند یك راه دفاعی موثر در برابر عفونتهای تنفسی باشد. اما اگر مهاركننده های مضر ظاهر شوند، سیستم می تواند شكست بخورد. بعضی ویروسها بویژه، PI3 و BRSV مژه ها را نابود می كنند.حتی در غیاب این ویروسها، سطوح پایین گاز آمونیاك بطور مزمن، سیستم دفاعی را ضعیف می كند. این مسئله به پاتوژنها اجازه می دهد به بافتهای تنفسی داخلی وارد شوند. در حالتی كه هم الگوی زنشی مژه ها بصورت انفرادی و هم فعالیت موجی موزون آنها ضعیف شده، سیستم انتقال مژه ای نمی تواند پاتوژنها را به اندازه كافی بالا برده و از نای خارج كند.

چرا آمونیاك برای گوساله ها بد است؟

برای قسمت دوم جواب، ابتدا باید به این سئوال پاسخ دهیم كه "خطرات ایجاد كننده عفونت تنفسی برای گوساله ها چیست؟" دو فاكتور محیطی به طور حتم گوساله ها را در معرض باكتری های ایجاد كننده پنومونی قرار می دهند. فاكتور اول این است كه گوساله در كنار مادر خود قرار بگیرد. گاوهای بالغ ذاتاً حامل فاكتورهای بیماریزا هستند. وقتی مادر گوساله خود را لیس می زند، از این طریق یك كار موثر برای تلقیح ویروسها، باكتریها و پارازیتها را انجام می دهد. فاكتور محیطی دیگر این است كه گوساله از طریق تراكم بالای گاوهای مجاور و یا از طریق وسایل گوساله زایی در معرض باكتریهای ایجاد كننده پنومونی قرار بگیرند. بنابراین، بعید است كه حتی گوساله های تازه متولد شده باكتریهای ایجاد كننده پنومونی را نداشته باشند. این باكتریها بسیار رایج هستند كه اغلب تصور می شود كه آنها بعنوان ساكنین معمول قسمت بالایی دستگاه تنفسی گوساله بشمار می روند. به این دلایل، هر زمان كه سیستم انتقال مژكی ضعیف باشد، گوساله ها در معرض ریسك بالایی از ابتلا به بیماریهای تنفسی قرار خواهند داشت.

چطور می توان در معرض آمونیاك بودن را كاهش داد؟

راه موثر برای كاهش در معرض آمونیاك قرار گرفتن، تولید نشدن این گاز است. اما در جایگاه گوساله، شرایط مثبت و مفیدی برای فعالیت میكروبها وجود دارد. اوره هم رطوبت و هم مواد مغذی را فراهم می‌كند. گوساله ها بستر را گرم نگه می دارند. و مواد بستر اغلب یك pH مطلوب را در محیط فراهم می‌سازند. بنابراین چطور می توان پوسیدگی كود را كاهش دهیم؟ 1- شرایط خشك تر، میزان كمتر رشد باكتریایی و آزاد سازی آمونیاك را با عث می شود. 2- فراهم كردن مقدار كمتر اكسیژن برای باكتریها، میزان كمتر آزاد سازی گاز آمونیاك را باعث می شود. 3- كود ( مخلوط ادرار و مدفوع) روی پوست یك حیوان گرم، سریعتر آمونیاك تولید می كند، تمیز تر نگهداشتن گوساله، باعث كمتر شدن آزاد سازی آمونیاك می شود.

تمام این فاكتورها به بستر خشك تمیز اضافه می شوند. خشك به چه معنی است؟

زانوی خود را روی بستر بگذارید. اگر زانوی شما خیس شد، بستر به اندازه كافی برای كاهش تولید آمونیاك خشك نیست. مقدار كافی بستر، شرایط را خشك نگه می دارد. بر خورد اول علیه آمونیاك! مقدار كافی بستر شرایط بی‌هوازی (اكسیژن پایین) نامساعد برای رشد میكروبی فراهم می كند. برخورد دوم! مقدار كافی بستر گوساله های تمیز را بیشتر می كند. برخورد سوم! پاك كردن باكتریهای ایجاد كننده آمونیاك. همچنین، فراهم كردن گردش كافی هوا از طریق تهویه خوب به انتقال هوای پر از آمونیاك كمك خواهد كرد

]]>
لنگش:مساله فقط تغذیه نیست 2010-10-15T17:01:59+01:00 2010-10-15T17:01:59+01:00 tag:http://damparvaran.mihanblog.com/post/22 مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام   با فرا رسیدن فصل پاییز،برخی گله داران با مواردی از لنگش در گله های گاو شیری خود مواجه می شوند.مقاله ای که در The Journal of Dairy Science منتشر شد گزارش می دهد که لنگش سبب مصرف کمتر خوراک توسط دام شده و حتی ممکن است تا 6 پوند در روز تولید شیر را کاهش دهد (Rajala-Schultz و همکاران،1999(.گذشته از کاهش در تولید شیر،لنگش در بروز علائم فحلی در گاو اخلال ایجاد می کند که این خود بازده ی تولید مثلی را کاهش خواهد داد.لنگش نتیجه ی اثر چندین عامل است.بطور کلی،عواملی که در بروز لنگش در گاوهای شیری ن  

با فرا رسیدن فصل پاییز،برخی گله داران با مواردی از لنگش در گله های گاو شیری خود مواجه می شوند.مقاله ای که در The Journal of Dairy Science منتشر شد گزارش می دهد که لنگش سبب مصرف کمتر خوراک توسط دام شده و حتی ممکن است تا 6 پوند در روز تولید شیر را کاهش دهد (Rajala-Schultz و همکاران،1999(.گذشته از کاهش در تولید شیر،لنگش در بروز علائم فحلی در گاو اخلال ایجاد می کند که این خود بازده ی تولید مثلی را کاهش خواهد داد.لنگش نتیجه ی اثر چندین عامل است.بطور کلی،عواملی که در بروز لنگش در گاوهای شیری نقش دارند عبارتند از:تغذیه،محیط،عفونت،ژنتیک و رفتار حیوان.این عوامل همگی با هم رابطه ی متقابل دارند و اهمیت نسبی هرکدام، از گله ای به گله ی دیگر متفاوت است.راهکارهای مقابله با لنگش اغلب بخاطر همین واریاسیون ها،کمی خسته کننده می نماید.دکتر جوز سانتوز(Dr.Jose Santos)از دانشکده ی دامپزشکی UC-Davis عقیده دارد که:"این اصلا عجیب نیست که بعد از گذراندن یک تابستان گرم شاهد بروز درصد زیادی از مشکلات سم در گاوها باشیم...گله داران واحدهای پرورش گاو شیری معمولا در مورد افزایش درصد لنگش طی ماه های آگوست،سپتامبر و اکتبر در گله هایشان گله مند هستند."استرس گرمایی
وقتی درجه حرارت محیط پایین تر از 77 درجه فارنهایت باشد،گاوها در وضعیت راحت و خوبی به سر می برند.هرچه درجه حرارت و رطوبت نسبی محیط بالاتر رود،حیوانات در معرض سطوح بالاتری از استرس گرمایی قرار می گیرند.حتی در سطوح پایین استرس گرمایی،حیوانات به منظور دفع حرارت از بدن،شروع به له له زدن می کنند.در چنین شرایطی حالتی معروف به "آلکالوز تنفسی" پیش خواهد آمد(شکل 1).در این وضعیت گاوها کمتر نشخوار می کنند و بزاق بیشتری بیرون می دهند.این عوامل دست به دست هم می دهند تا مقدار ماده بافری بزاق(بیکربنات) که بطور طبیعی تولید شده و وارد شکمبه می شود کاهش یابد.از این گذشته،گاوها با له له زدن مقادیر بیشتری از CO2 را به بیرون دفع می کنند که این به نوبه ی خود PH خونشان را بالا خواهد برد.در مقابل گاوها برای حفظ تعادل پایه اسیدی مناسب،مقدار بیکربنات دفع شده توسط ادرار را افزایش می دهند.این عوامل حتی اگر حیوانات با جیره ای متعادل و حساب شده تغذیه شده باشند ممکن است سبب ایجاد اسیدوز شود.

همچنین زمان ایستادن گاوها در شرایط استرس گرمایی بیشتر است زیرا که در حالت ایستاده بازده فرآیند له له زدن بالاتر می باشد.به این معنی که در حالت ایستاده،حیوان می تواند حجم زیادی از هوا را مبادله کند و بنابراین خنک کردن بدن در وضعیت ایستاده نسبت به حالت لمیده موفقیت آمیزتر انجام می شود.البته بسته به نوع تاسیسات،تهویه و جریان هوا،گاهی اوقات بهتر است گه گاوها ایستاده باشند اما در هر حال متاسفانه،زمان های طولانی ایستادن منجر به بروز مشکلات سم در دام ها و در نهایت لنگش خواهد شد.

حال سوال این است که چطور باید از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کنیم؟
از همه مهمتر،باید سعی کنیم که استرس گرمایی را با فراهم کردن محیطی خنک،راحت، دارای تهویه مناسب و قالبلیت دسترسی کافی به آب به حداقل برسانیم.همچنین با استفتده از مقادیر کافی پتاسیم و سدیم در جیره،حیوانات از طریق حفظ ظرفیت بافری شکمبه و خون قادر به بهبود وضعیت پایه ی اسیدی خواهند بود.جایگاه
یکی از عوامل ابتدایی در بروز لنگش،مقدار زمانی است که گاوها به حالت ایستاده سر می کنند(شکل 2).خصوصا اگر جنس بستر از بتون باشد.همانطور که در بالا ذکر شد،زمان های طولانی ایستادن،تعداد موارد کلینیکی لنگش را افزایش داده است.دکتر چارلز گارد(Dr.Charles Guard)از Cornell University می گوید زمانیکه گاوها روی بتون می ایستند،"روی بخش های خاصی از سر پنجه فشار زیادی وارد می شود و ممکن است منجر به ضایعات عروقی از نوع خونریزی یا نکروز شود.گذشته از زمان ایستادن،اگر سم به درستی چیده نشود این فشار موضعی،صدمات بیشتری را به سم وارد می آورد."زمانی که گاو در حالت ایستادن می گذراند،شدیدا تحت تاثیر طراحی تاسیسات است.در مورد ارزیابی کیفیت طراحی فری استال ها،دکتر جیم نوکک(Dr.Jim Nocek) خاطر نشان می کند که حیوانات باید قادر باشند تا:
-
براحتی وارد استال شوند و یا از آن خارج گردند.
-
بدون برخورد با قسمت های استال یا با دیگر حیوانات،روی زمین بنشینند یا بلند شوند.
-
در استال براحتی بایستند یا بنشینند.
این عوامل استفاده از استال را تحت تاثیر قرار می دهد.اگر این موارد قابل قبول باشند،تولید کنندگان باید به مواردی از جمله کمبود پوشال یا مواد بستری،نادرستی ابعاد یا ضعف تهویه و کیفیت نا مطلوب هوا در استال ها(به خصوص در آب و هوای گرم) توجه داشته باشند.گذشته از طراحی استال،تولید کنندگان باید مراقب باشند که تجمع بیش از حد گاوها،از دسترسی حیوانات محجوب تر(مثل تلیسه ها)به خوراک جلوگیری نکند یا مانع از استراحت آنها نشود.چنین حیواناتی احتمالا زمان زیادی می ایستند و در وضعیتی قرار می گیرند که ممکن است سبب فرآیندهای ناپایدار تخمیری در شکمبه و نوسانات در PH شکمبه شود.تغذیه
مدیریت تغذیه ای مناسب بعنوان رکن کلیدی برای به حداقل رساندن بروز اسیدوز(عامل لنگش)بکار می رود.جیره های حاوی غلظت های بالایی از مواد متراکم (کنسانتره) و کربوهیدرات های بدون فیبر(NFC) و تراکم پایین علوفه و/یا فیبر می تواند خطرساز باشد.اگرچه تغذیه نادرست ممکن است در لنگش نقش داشته باشد اما تنها عامل آن نیست.در مقاله ای که در Progressive Dairyman(مارس 2001( منتشر شد،محققان بطور هفتگی از TMR سه گله گاو شیری در کالیفرنیا که درصد بالایی از لنگش(30-20 درصد)در آنها گزارش شده بود نمونه گیری کردند.تراکم فیبر شوینده خنثی(NDF) و NFC در تمام جیره ها کافی بود(NDF≥30% و NFC≤38%).اندازه اجزای جیره نیز در تمام گله ها قابل قبول بود(12-8 درصدبیشتر از 4/3 اینچ).بنابراین محققین گزارش کردند که گرچه ظاهرﺃ این جیره ها مشکلی ندارند اما زخم و آبسه در سم گاوها همچنان به عنوان یک مشکل ثابت وجود دارد.این مشاهدات باعث شد تا محققین اطمینان حاصل کنند که مدیریت مناسب فاکتورهایی دیگری(گذشته از در دسترس بودن کربوهیدرات و اندازه اجزای جیره)تا حدود زیادی در جلوگیری از لنگش اهمیت دارد.(Santos و Overton،2001)لنگش در حال حاضر در بسیاری از گله های گاو شیری ایالات متحده مشکل مهمی تلقی می شود.تولیدکنندگان باید بخاطر داشته باشند که اگرچه تغذیه در اغلب موارد عامل تعیین کننده ایست،به ندرت تنها دلیل مشکلات سم در گاوهاست.درحقیقت در بسیاری از گله هایی که لنگش در آنها مشاهده شده دلیل اولیه احتمالا استرس گرمایی است که گاوها در جولای(تیر و مرداد)تحت تاثیر آن قرار داشته اند.

]]>