تبلیغات
پژوهش های نوین دامپروری - مطالب هفته چهارم مهر 1389


مدیریت عالی، تولید عالی
درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

صفحات جانبی:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

بافرها و اهمیت استفاده آنها در جیره نشخوار کنندگان

جمعه 23 مهر 1389-09:39 ب.ظ

نشخوارکنندگان سیستم پیچیده ای برای تنظیم اسید و باز بدن دارند . اگر PH شکمبه بهینه نباشد ، مصرف ماده خشک کاهش می یابد و بروز اسیدوز می تواند سلامتی را به خطر انداخته و باعث کاهش تولید پروتئین میکروبی گردد . بافرهای حقیقی متشکل از یک اسید ضعیف و نمک آن می باشند . این ترکیبات در مقابل تغییرات PH مقاومت می کنند . ترکیبات دیگری نیز وجود دارند که سبب افزایش PH مایع شکمبه ای می شوند و تحت عنوان ترکیبات بازی کننده یا خنثی کننده شناخته می شوند . استفاده صحیح از بافرهای غذایی ممکن است سازگاری به جیره را افزایش دهد . تجمع زیاد اسید لاکتیک در شکمبه سبب می شود که PH شکمبه از حدود 6/8 به 5/5 یا حتی پایین تر سقوط کند که حتی ممکن است سبب مرگ حیوان گردد . میزان کاهش PH شکمبه تغییراتی است که در اسیدهای چرب فرار تولیدی در شکمبه به میزان 40 ـ 30 درصد افزایش یافته و استات به میزان 50 ـ 40 درصد کاهش می یابد . به علاوه افت PH شکمبه موجب تغییر در جمعیت میکروبی شکمبه شده و سرعت عبور مواد غذایی از شکمبه و هضم ترکیبات الیافی را کاهش می دهد . در نهایت اسید لاکتیک تولیدی در شکمبه تجمع پیدا کرده و با جذب به جریان خون سبب افزایش اسیدیته خون می شود . به طوری که همین میزان باکتری های تجزیه کننده نشاسته که مقاوم به شرایط اسیدی هستند ، افزایش یافته و در همین حال باکتری های سلولیتیک کاهش می یابند . در چنین حالتی فعالیت نسبی آمیلاز به سلولاز در شکمبه افزایش می یابد . در مطالعات مختلف چنین استنباط شده است که بازدهی رشد میکروارگانیسم های عمده شکمبه ای به طور قابل ملاحظه ای با تغییر PH شکمبه متغیر است . باکتریهای سلولتیک و تولید کننده متان به سرعت به افت PH شکمبه به زیر 6 حساسیت نشان می دهند . پروتوزوآی شکمبه هم در PH پایین ناشی از تغذیه جیره های پر کنسانتره تحت تاثیر قرار می یگرند . با این حال تغذیه مقادیر کم کنسانتره سبب تحریک تراکم بیشتر پروتوزوآ در شکمبه می شود . 
چندین تغییر تغذیه ای می تواند نیاز به بافرها را افزایش دهد ، که این تغییرات به طور خلاصه شامل : 
1 ـ تغذیه سطوح بالای دانه ها جهت تامین نیاز انرژی 
2 ـ تغییر استفاده از علوفه بلند به علوفه های سیلویی خرد شده به خصوص ذرت سیلو شده . 
3 ـ ریز خرد کردن علوفه های سیلویی جهت کمک به مکانیزاسیون 
4 ـ تغذیه بیشتر خوراک های اسیدی مثل ذرت ، سیلوهای علوفه و ذرت سیلویی پر رطوبت به هنگام افزودن بافرها بایستی به موارد ذیل توجه شود : 
1 ـ ترکیب شیمیایی بافر 
2 ـ نسبت علوفه به دانه ، محتوای فیبر کل جیره و طول ذرات علوفه 
3 ـ اسیدیته جیره 
4 ـ سیستم خوراک دهی ( TMR ، دفعات خوراکی دهی ) ، قیمت و سطح مکمل 
مواد شیمیایی زیادی تا کنون به عنوان بافر در تغذیه نشخوارکنندگان مورد آزمایش قرار گرفته اند . افزودن برخی از این بافرها مثل بی کربنات سدیم ، کربنات منیزیم و بی کربنات پتاسیم فقط سبب خنثی کردن اسیدیته شکمبه می شوند . در حالی که برخی بافرها علاوه بر این امر سبب افزایش PH شکمبه نیز می شوند . بافرها نسبت به تغییر در اسیدیته مقاومت ایجاد می کنند . بافرهای حقیقی از افزایش اسیدیته ( کاهش PH ) جلوگیری می کنند . اما PH را بالاتر از حد معینی نمی برند . سدیم بی کربنات ( NaHCo3 ) ، سدیم بنتونیت بافرهای حقیقی هستند . ترکیبات بازی کننده اسیدیته را کاهش می دهند ، اما می توانند باعث افزایش زیاد PH شوند . منیزیم اکسید ( MgO ) یک ترکیب بازی کننده بوده و یک بافر حقیقی نیست . ترکیبات مختلفی که به عنوان بافر شناخته شده اند ، در سیستم گوارشی به طور متفاوتی عمل می کنند . جدول 1 نحوه و جایگاه عمل ترکیبات بافری را نشان می دهد . به طور کلی دو مکانیسم برای عمل بافرها در شکمبه و دیگری افزایش سرعت عبور مایعات از شکمبه می باشد . از جمله دلایل افزایش سرعت عبور مایعات از شکمبه می باشد . از جمله دلایل افزایش سرعت عبور مایعات از شکمبه ، بالا رفتن غلظت اسمزی مایعات و انتشار اب از دیواره ی شکمبه می باشد . همبستگی مثبتی بین حجم کل مایعات شکمبه و مقدار مواد معدنی موجود در خوراک گزارش شده است . هر چه مقدار عناصر معدنی محلول در خوراک بیشتر باشد ، فشار اسمزی مایع شکمبه و زون مخصوص ذرات خوراک افزایش یافته و در نتیجه عبور آنها از شکمبه افزایش خواهد یافت . افزودن مواد معدنی به خوراک حاوی علوفه یا مخلوط علوفه و مواد متراکم منجر به افزایش سرعت عبور ذرات معلق در بخش غیر جامد محتویات شکمبه می شود . این ذرات عمدتاً شامل اسیدهای آمینه ، قندهای محلول ، پروتئین ها و مواد معدنی است . به هر حال غیر از افزودن مواد معدنی و بافرها ، هر عملی که باعث افزایش اسمولاریته مایع شکمبه تا حد مشخص شود مانع از تاثیر سوء افزایش سطح خوراک بر قابلیت هضم شده و نهایتاً بهبود بازده خوراک را به دنبال خواهد داشت . مواد معدنی با افزایش اسمولاریته سبب تحریک گیرنده ها در شکمبه ، افزایش آب مصرفی و افزایش سرعت عبور مواد از شکمبه می شوند . لازم به ذکر است تغییر در اسمولاریته شکمبه در موقع مصرف اغلب مواد معدنی گزارش شده است . علاوه بر افزودنی ها و مواد معدنی ، عواملی از قبیل درجه حرارت ، فعالیت بدنی ، بالا بردن سرعت مرطوب شدن ذرات خوراک به واسطه ی فرآوری ، از جمله عوامل تاثیر گذار بر سرعت عبور می باشد .
قابلیت بافرینگ مواد خوراکی مورد استفاده در تغذیه دام : 
جیره هایی که اکنون مورد استفاده قرار می گیرند ، دارای مقادیر بالای کربوهیدرات های محلول بوده و از نظر اندازه ذرات کوچک می باشند . به علاوه میزان مصرف غذاهای تخمیر شده در جیره ها نسبت به سالهای گذشته افزایش یافته که به طور کلی دارای مقادیر PH پایین و مقادیر بالایی محتوای آب می باشند که نسبت به غذاهای سنتی متفاوت می باشد . به علاوه همزمان با این تغییرات به سبب پیچیده تر شدن فرآیندهای مدیریتی تعداد دفعات خوراک دهی به دام هم کاهش پیدا کرده است که سبب افزایش مشکلات سلامتی گله ها ، به سبب چالش های ایجاد شده در حالت تعادل اسید ـ بازی به سمت ایجاد محیط شکمبه اسیدی تر شده است . تحقیقات مختلفی در ارتباط با شناسایی بافرهای مواد معدنی یا ترکیبات قلیایی کننده و برای مشخص کردن کارایی این ترکیبات در کاهش استرس اسیدی ایجاد شده به وسیله ی تغذیه متراکم و برنامه های مدیریتی انجام شده است . با این وجود هر مکمل مواد معدنی که به خوراک ها اضافه شود ، سبب تحمیل هزینه هایی به دامداران می شود . لذا لازم است قابلیت بافرینگ خود غذاها هم در محتوای بافرینگ جیره ها محاسبه گردد و جیره ای فرموله شود که تا حد امکان از قابلیت بافرینگ خود غذاها نیز در آن استفاده شود . 
محققین قابلیت بافرینگ 35 ماده را در آزمایشگاه با استفاده از مایع شکمبه ای به دست آمده از گاوهایی که جیره های حاوی کنسانتره و علوفه و یا فقط جیره های حاوی کنسانتره دریافت کرده بودند ، تعیین کردند . 
نتایج به دست آمده حاکی از آن است که سدیم و بافرهای حاوی سدیم بهترین نوع بافرها می باشند . پتاسیم نسبت به کلسیم و کلسیم نسبت به آلومینیوم ، منیزیم ، منگنز و آمونیم بهتر است . نمکها روی قابلیت بافرینگ بسیار کمی از خود نشان می دهند . بهترین آنیون های بافری شامل استات ، بی کربنات ، کربنات و دی فسفات ها می باشند . بورات ، سیترات ، لاکتات و پروپیونات ، آنیون های ضعیف و میکرولیت بافرهای متوسطی هستند ، در حالی که بنتونیت ها زمانی که اجازه داده شود در مایع شکمبه حل شوند ، بافرهای خوبی هستند ، بافرها همچنین در سیستم های تولید گوشت بر اساس جیره های پرکنسانتره به منظور افزایش دادن یا حفظ یک PH شکمبه ای پایدار مصرف می شوند . تولید اسید در شکمبه همواره با تورم و التهاب دیواره شکمبه ، لنگش و ورم های چرکی کبدی همراه بوده و ممکن است ناشی از عادت دهی سریع به جیره های پرکنسانتره باشد . در تحقیقات مشخص شده استفاده از بافرها درط ی دوران عادت دهی سبب افزایش کارائی شده است . در حیواناتی که به جیره های پرواری سازگار شده اند ، فرم مزمن یا تحت بالینی اسیدوز معمولاً همراه با کاهش PH شکمبه در محدوده ی 5/5 ـ 5 به علت افزایش غلظت اسیدهای چرب فرار تولیدی و نه افزایش تولید لاکتات مشاهده می شود ، که اغلب رایج می باشد . به طور کلی باید گفته شود که مزایای مکمل سازی جیره ها در سراسر دوران تغذیه ای حیوانات کم نیست لذا برای حفظ ثبات محیط شکمبه ، هضم بهتر ، سلامتی دام و تولید بیشتر همواره در فرموله کردن جیره ها دقت کافی شده و با استفاده از مواد افزودنی مناسب و نیز در نظر گرفتن دوره عادت دهی کافی از وقوع ناهنجاری های متابولیکی جلوگیری به عمل آورید .


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 24 دی 1389 09:47 ب.ظ

ورم پستان

جمعه 23 مهر 1389-09:38 ب.ظ

حذف و هزینه های جایگزینی :
بخاطر تولید و تولید مثل پایین، ورم پستان یكی از سه دلیل اصلی حذف گاوها در گله می باشد (Young , 2000). ارتباط كیفیت شیر با حذف در بین گله ها و مطالعات متفاوت است . سیگرس و همكاران (2003) درمروری بر مطالعات گذشته گزارش دادند كه %5 تا %17 كل حذف ها با اختلالات پستان ارتباط داد و این نسبت وقتی كهscc بالاو صدمه به پستان در نظر گرفته شود به% 5 / 28 می رسد . در یك مزرعه شیری در ویسكانسین ارتباط كیفیت شیر با حذف 24 % محاسبه شده است (cook & Nordlund , 2004 ).
رونفلد در سال 2005 گزارش دادند كه در طول 60 روز درگیری با ورم پستان بالینی حاد %13 حیوانات حذف شدند و %8 بقیه زودتر خشك شدند ، بعلاوه در مورد ورم پستان كلی فرمی بالینی %23 گاو هاقبل از كامل شدن دوره شیر واریشان حذف شده یا می میرند . در یك بررسی DAISY ( سیستم اطلاع رسانی شیر ، انگلیس ) كه توسط كوسایباتی ، هومی و سلمونت( 1998) انجام گرفت تخمین زده شد كه %2/. از 40 مورد ورم پستان بالینی در گاو ، منجر به مرگ می‌شود. موارد مرگ و میر در آمریكا در سال 2001 ، % 5/2 تخمین زده شد. وقتی هزینه تأخیر در پر شدن جای خالی گاو اضافه شود (14 روز بین حذف گاو و تولید تلیسه جایگزین : 136 €) در صورتیكه ارزش متوسط یك گاو در گله 956 € باشد، هزینه به ازاء هر رأس گاو حذف شده در همان سال در حدود 92 0/1 € ( معادل 6/11935 ریال)شد . در uk درهمان سال 2000، هزینه هر مورد حذف گاو 690 € ( معادل 7541700 ریال) محاسبه شد (Kossaibati & Esslenont 2000) .
استراس (2000)هزینه جایگزینی در حذف را شبیه سازی كرد، كه در آن هزینه جایگزینی، ارزشی از تلیسه آبستن منهای ارزش گاو زبح شده ای است كه قرار است جایگزین شود بود. این تفاوت بر طبق عمر مورد انتظار یك گاو ( بعنوان مثال 4 سال ) كاهش می یافت . و با تولید بالاتر شیر از گاو مسن تر (تقریبا" 5/ 1 لیتر كمتر برای اولین زایش ) ارتباط داشت . حذف ماه اول شیرواری هزینه جایگزینی 397 € تا 794 € ( معادل 4339210 تا 8678420 ریال) تحمیل كرد. گاو ها در ماههای 4 تا 6 دوره شیر دهی هزینه جایگزینی كمتری در حدود 199 تا 397 € ( معادل 2175070 تا 4339210 ریال) داشتند . پس از آن هزینه جایگزینی بخاطر ارزش تولد یك گوساله اضافی افزایش می یابد . هزینه جایگزینی مناسب در اغلب موارد 99 € ( معادل 1082070 ریال)برای گاوها در پنجمین دوره شیردهی بود و بدترین هزینه های تثبیت شده برای گاوهایی بود كه در دومین یا سومین شیرواری قرار داشتند .
..............
تولید مثل :
در مطالعه‌ای شامل 1001 گاو شیری هلشتاین در 2 مزرعه تجاری، كیرك ( 2004 ) به این دست یافت كه گاو هایی كه یك سابقه قبلی ورم پستان بالینی در اولین زایش خود داشتند ،از زایش تا اولین تلقیح مصنوعی فاصله بیشتری داشتند. گاوهایی كه تا تشخیص آبستنی ، سابقه ورم پستان داشتند ،نسبت به گروه كنترل نرخ آبستنی كمتری دارند. بعلاوه در گاوهای دارای ورم پستان بالینی نسبت به آنهایی كه ورم پستان ندارند سقط بیشتر است. این مسئله با مطالعه هوینگ(1999)مطابقت دارد ، او مشاهده كرد گاوهایی كه به ورم پستان آلوده شده بودند، در اولین 45 روز بعد از تلقیح اغلب 3 برابر بیشتر از گاوهایی كه تجربه ورم پستان را نداشتند سقط داشتند .
ورم پستان تحت بالینی طی 90 روز اول هر شیر دهی می تواند نتایج مخرب مشابهی با موارد بالینی روی تولید مثل داشته باشد . وقتی 758 گاو جرسی مورد بررسی قرارگرفتند، بیشتر از نصف گاوها در ابتدای دوره شیرواری با ورم پستان عفونی شدند و اغلب این موارد تحت بالینی بودند تا بالینی. گاوهایی كه قبل از تلقیحشان ( در اولین 90 روز شیر دهی ) ورم پستان بالینی یا تحت بالینی داشتند ،در مقایسه با گاوهای سالم بین 7 تا 10 روز در اولین تلقیحشان افزایش نشان دادند .
تعداد سرویس به ازاء آبستنی 1/ 2 برای گاو های با ورم پستان تحت بالینی و 3 برای گاوهای با ورم پستان بالینی بود ، در مقایسه با 6/1 برای گاوهای سالم. نتایج در گاو هایی كه در آنها ورم پستان تحت بالینی به بالینی تبدیل شود بدتر می شود . در مرحله بعد فاصله تا اولین آبستنی نسبت به گاوهای سالم در حدود 26 روز بیشتر شد و سرویس به ازاء آبستنی به 3/4 افزایش یافت .
ورم پستان بعد از زایش روی تولید مثل اثری ندارد ( Linderoth, 2003) . مطالعه دیگری شامل داده های 4555 زایش ، نشان داد نرخ آبستنی گاوهایی كه 30 روز بعد از تلقیح مصنوعی ورم پستان داشتند، %38 بود در مقایسه با %46 در گاوهایی كه ورم نداشتند (keltonetal,2001) . لیندروز ( 2003 ) گزارش داد كه نتایج منتشر نشده تحقیق دانشگاه تنیسی نشان می دهد، گاوهایی كه برای آزمایش با استر پتوكوكوس یوبریس عفونی شدند كاهش معنی داری در عملكرد فولیكولی نشان می دهند . اگر گاوها سابقه ورم پستان در آغاز فحلی داشته باشند ، اغلب آنها رفتارهای فحلی را نشان نمی دهند. دلیل این امر این است كه ورم پستان بالینی فحلی را به اندازه یك چرخه كامل به تأخیر می اندازد با وجود این حقیقت كه اندازه مولكول تخمدانی با مولكول گاوهای بدون ورم پستان یكسان باشد .
گاوهای با عفونت ورم پستانی دارای سطح استروژن پایینی هستند و موج هورمون لوتئور لایزیك كه برای تخمكگذاری لازم است را ندارند. بعلاوه سطح بالاتر كورتیزول در خون گاوهای دچار عفونت مشخص می كند كه آنها به خاطر عفونت ورم پستان دچار استرس بودند(Lindereth,2003 ). عفونتهای داخل پستانی بالینی اغلب باعث آزاد شدن واسطه های التهابی می شود، كه می تواند اثرات منفی روی عملكرد جسم زرد، سطوح پروژسترون و دوام اولین آبستنی داشته باشد. این اثرات عمدتا" با آزاد شدن اندوتوكسین در ورم پستان بالینی كلی فرمی همراه می شود . ورم پستان بعد از تلقیح ممكن است به خاطر محور هیپوتالاووس -هیپوفیز- تخمدان ( مغز تخمدان )، محور رحم – تخمدان و یا یك اثر تغذیه ایی روی سطوح هورمون روی ایجاد یا حفظ آبستنی تأثیر منفی داشته باشد .
.......
دور ریختن شیر:
در گاوهایی كه برای ورم پستان درمان می شوند شیر باید یك دوره معینی دور ریخته شود. تعداد روزهایی كه شیر باید دور ریخته شود معمولا" در حدود 8 روز می باشد (Qsteras ,2000 ). تحقیقی در آمریكا نشان داده گاوهایی كه قبل از مورد بالینی ورم پستان، scc بالاتر داشتند نیاز به درمان طولانی تری داشتند نسبت به آنهایی كه پیش از بیماری scc پایین داشتند. شیر گاوهای دسته اول باید به مدت 5 /9 روز دور ریخته شود در حالیكه شیر گاوهای دسته دوم بمدت 7 روز باید دور ریخته شود ( Ruegg,2004 ). نیمی از دوره ایی كه شیر دور ریخته می شود بخاطر درمان و نیم دیگر به خاطر خطر باقیماندن دارو در شیر می باشد. برای بررسی خسارات اقتصادی ناشی از این دوره باید مقدار شیر دورریخته شده در قیمت شیر تولید كننده ضرب شود (Qsteras,2000). برای مثال اگر یك گاو، 23 كیلو شیر در روز تولید می كند و شیرش به مدت 8 روز دور ریخته می شود و تولید كننده 2701 /0 € (معادل 19/2952 ریال) به ازاء هر كیلو شیر دریافت میكند ، مقدار شیر دورریخته شده 7 / 49 € ( معادل 543221 ریال) كاهش دریافتی را باعث می شود ( 2701 /0 * 8 * 23 ) .
اگر مقداری از این شیر به گوساله ها داده شود و در چاه خالی نمی شود ارزش ذخیره خوراك گوساله باید در محاسبات وارد شود ( Qsteras ,2000 ) .
.......
هزینه های درمان :
سلمونت ( 2002 ) هزینه مستقیم ورم پستان بالینی تحت حاد ، حاد و منجر به مرگ رابرای تولید كنندگان UK در سال 2002 محاسبه كرد ( جدول 6 ). هزینه های مستقیم ورم های بالینی تحت حاد و حاد US در جدول 7 نشان داده شده است .

جدول 6 – هزینه های درمان در ورم پستانهای حاد ، تحت حاد و منجر به مرگ در انگلستان در سال 2002
هزینه های درمان
موارد تحت حاد
موارد حاد
موارد کشنده
 
ریال
ریال
ریال
هزینه دارو
96/10
8/119792
31/69
3/757558
76/111
8/1221536
هزینه گله داری
(66/15€ به ازاء هر ساعت)
62/2
(10 دقیقه)
6/28636
83/7
( 30 دقیقه)
9/85581
66/15
(60دقیقه)
8/171163
هزینه دامپزشكی
(65/109 €به ازاء هر ساعت)
------
------
69/45
(25 دقیقه)
7/499391
65/109
(60 دقیقه)
5/1198474
متوسط هزینه جدا نگه داشتن
 به ازاء هر گاو
------
------
42/11
6/124820
41/27
3/299591
كل
58/13
4/148429
25/134
5/1467352
25/501
5/5478662

  

جدول 7- موارد حاد و تحت حاد در ویسكانسین آمریكا در سال 2001
هزینه های درمان
موارد تحت حاد
موارد حاد
 
ریال
ریال
هزینه های دارو
43/7
9/81209
17/37
1/406268
هزینه گله داری
1(74/12€ به ازاء هر ساعت)
74/12
(60 دقیقه)
2/139248
98/50
(240 دقیقه)
4/557211
هزینه دامپزشكی
2(65/109 €به ازاء هر ساعت)
--------
--------
55/26
5/290191
كل
17/20
1/220458
7/114
1253671

1 ساعات كار برای درمان، جداكردن گاو از گله ، مراقبت و شیردوشی، 2 هزینه های دامپزشكی شامل كشت و دیگر هزینه ها هر مورد می باشد.
....
افزایش كار ( نیروی كارگر ) :
طبق مطالعات انجام گرفته در گذشته، بوسر ( 1979 ) و دوبیس ( 1977 ) نیاز به نیروی كار اضافی بخاطر ورم پستان را ارزیابی كردند . كار اضافی شامل تعویض واحدها ی دوشنده، شستن بیشتر وسایل ، دور ریختن شیر ، درمان گاوها و رسیدگی بیشتر گاو است ( Blosser, 1979 ) . فترو ( 2001 ) زمان صرف شده برای یك گاو با ورم پستان كلینكی حاد را با كار اضافه لازم برای درمان، مراقبت ، جدا كردن و شیر دوشی 4 ساعت ارزیابی كرد . مانولسون و هالن ( 1994 ) محاسبه كرد كه به ازاء ورم پستان زمان دوشش به ازا ء هر گاو 10 ثانیه افزایش می یابد .
.....
بیماریهای مرتبط با ورم پستان :
حداقل 3 بیماری متابولیكی با ورم پستان در ارتباط هستند. هر كدام كه گاو را اول درگیر كند او را برای مورد دوم مستعد می كنند.
كتوز معمولا" در مورد گاوهای تازه زا با بالانس بد انرژی رخ می دهد. زمینه اولیه در این مورد سیستم ایمنی دام است ، بخصوص اگر با بیماریهای دیگر مثل ورم پستان صدمه دیده باشد. یك مطالعه نشان داده كه گاو های دچار كتوز نسبت به گاو های سالم ( از نظر كتوز ) ورم پستان های حاد بیشتری داشتند ( Kremer et al., 1993 ) . اما یك راه دیگر هم می تواند باشد . گاو می‌تواند عفونت ورم پستان در حال پیشرفت داشته باشد ، در این حالت اشتهای او كم می شود و متأسفانه زمینه بروز نوع دوم كتوز ایجاد می شود ( Palmer Veterinary Clinic, 2004 ) . اگر گاو نتواند افزایش نیازش به كلسیم را در نزدیكی زایش تأمین نكند (به خاطر عدم بالانس جیره ) ، ممكن است به هیپوكلسیمی یا تب شیر دچار شود. افزایش خطر حاصل از ورم پستان و كتوز در میان مشكلات ممكن، مشهودتر است (Rice & Grant, 1996) .
بین 80 تا 90 درصد موارد جابه جایی شیر دان به چپ ، طی اولین ماه بعد از زایش در زمانی اتفاق می افتد گه گاو مستعد پذیرش بیماری است . ورم پستان ، كتوز و هیپوكلسیمی فاكتورهایی هستند كه گاو را برای جابه جایی شیر دان آماده می كند ( Viara,1998 ).
با پیشگیری و درمان هر چه سریعتر ورم پستان ، خطرات احتمالی درگیری با سایر بیماریها كاهش می یابد.
 ....
...
منابع:
Arla Foods in Sweden and Denmark, personal communication (2004-09-14).
Blosser, T.H., 1979. Economic Losses from and the National Research Program on Mastitis in the United States. Journal of Dairy Science, 62:119-127.
Cook, N.B. & Nordlund, K.N., 2004. Where your mastitis money goes. Hoard’s Dairyman, 149, pp 249.
Emanuelson, U. & Hallén Sandgren, C., 1994. Ekonomiskt effektiv mjölkproduktion, hög mjölkmängd och/eller god hälsa? Djurhälsoavdelningen, SHS. Summary of lecture at Gällöfsta (November 1994), 17 pp.
Esslemont, D., 2002. What is mastitis really costing you? Dairy farmer, December, pp 30-31.
Fetrow, J., Stewart, S., Eicker, S, Farnsworth, R. & Bey, R., 2000. Mastitis: An economic consideration. In: National Mastitis Council Annual Meeting Proceedings, pp 3-47.
Gill, R., Howard, W.H., Leslie, K.E. & Lissemore, K., 1990. Our industry today. Journal of Dairy Science, 73:3340-3348.
Jahnke, B., 2004. Noch nicht krank, doch schon sehr teuer. Neue Landwirtschaft, 4: 59-62.
Kelton, D.F., Petersson, C., Leslie, K.E. & Hensen, D., 2001. Associations between clinical mastitis and conception on Ontario dairy farms. In: National Mastitis Council Annual Meeting Proceedings, pp 228-229.
Kossaibati, M.A., Hovi, M. & Esslemont, R.J., 1998. Incidence of clinical mastitis in dairy herds in England. The veterinary record, 143:649-653.
Kremer, W.D.J., Noordhuizen-Stassen, E.N., Grommers, F.J., Schukken, Y.H., Heeringa, R., Brand, A. & Burvenich, C., 1993. Severity of Experimental Escherichia coli Mastitis in Ketonemic and nonketonemic Dairy Cows. Journal of Dairy Science, 76:3428-3436
Lightner, J.K., Miller, G.Y., Hueston, W.D. & Dorn, C.R., 1988. Estimation of the costs of mastitis, using National Animal Health Monitoring System and milk somatic cell count data. Journal of the American veterinary medical association, 192: 1410-1413.
Miller, R.H, Norman, H.D., Wiggans, G.R. and Wright, J.R., 2004. Relationship of Test-Day Somatic Cell Score with Test-Day and Lactation Milk Yields. Journal of Dairy Science, 87:2299-2306.
Ott, S.L., 1999. Costs of Herd-Level Production Losses Associated With Subclinical Mastitis in U.S. Dairy Cows. National Mastitis Council Annual Meeting Proceedings, p. 152.
Østerås, O., 2000. The cost of mastitis- an opportunity to gain more money. Proceedings of British Mastitis Conference, pp. 67-77.
Raubertas, R.F. & Shook, G.E., 1982. Relationship Between Lactation Measures of Somatic Cell Concentration and Milk Yield. Journal of Dairy Science, 65:419-425.
Seegers, H., Fourichon, C. & Beaudeau, F., 2003. Production effects related to mastitis and mastitis economics in dairy cattle herds. Veterinary research, 34:475-491.
USDA/APHIS/VS (United States Department of Agriculture/Animal and Plant Health Inspection Service/Veterinary Services), 1996. Part III: Reference of 1996 Dairy Health and Health Management National Animal Health Monitoring System, 33 pp.
Wilson, D.J., González, R.N., Hertl, J., Schulte, H.F, Bennett, G.J., Schukken, Y.H & Gröhn, Y.T., 2004. Effect of Clinical
Mastitis on the Lactation Curve: A Mixed Model Estimation Using Daily Milk


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

تاثیر گاز آمونیاک بر گوساله ها

جمعه 23 مهر 1389-09:37 ب.ظ

 

گاز آمونیاك بویژه برای عملكرد سیستم دفاعی گوساله در برابر پنومونی مضر است.
در یك منبع برای گوساله های شیری با عنوان "جایگاه تازه متولدین برای گوساله های شیری " كارت گوچ نیازهای محیطی برای گوساله ها پیش از از شیر گیری را به صورت زیر خلاصه كرده است:

محیط استراحت تمیز، خشك و راحت
تهویه كافی

دسترسی مناسب به غذا و آب


این مقاله با پیگیری چگونگی مدیریت در جایگاه گوساله برای رسیدن به این احتیاجات در معرض آمونیاك قرار گرفتن گوساله ها را بررسی می كند. اما قبل از بررسی این موضوع، اجازه دهید به این سئوال جواب دهیم كه " چرا آمونیاك برای گوساله ها مضر است؟"

چرا گاز آمونیاك مضر است؟

چرا آمونیاك برای گوساله ها بد است؟ابتدا باید بدانیم گاز آمونیاك بخصوص برای سیستم دفاعی گوساله در نای خطرناك است. مژكها (انگشتان مویی) نای را می پوشانند. كار آنها هل دادن و خارج كردن مواد خارجی است كه گوساله در زمان استنشاق به داخل نای برده است. راهی كه توسط آن، در نهایت آشغالهایی كه شامل پاتوژنها می باشند باعث عفونت در شش نمی شوند. سیستم انتقالی مژكی، شامل بسیاری از این مژكهاست. هر كدام در یك الگوی زنشی ( ضربه ای) بالا آمده و به عقب بر می گردند. این الگوهای زنشی با هم هماهنگ می شوند و بصورت یك فعالیت موجی مشاهده می شود. بنابراین مژه ها از طریق فعالیت موجی خود هم مایعات و هم مواد جامد را بالا برده و از نای خارج می كنند. این روش می تواند یك راه دفاعی موثر در برابر عفونتهای تنفسی باشد. اما اگر مهاركننده های مضر ظاهر شوند، سیستم می تواند شكست بخورد. بعضی ویروسها بویژه، PI3 و BRSV مژه ها را نابود می كنند.حتی در غیاب این ویروسها، سطوح پایین گاز آمونیاك بطور مزمن، سیستم دفاعی را ضعیف می كند. این مسئله به پاتوژنها اجازه می دهد به بافتهای تنفسی داخلی وارد شوند. در حالتی كه هم الگوی زنشی مژه ها بصورت انفرادی و هم فعالیت موجی موزون آنها ضعیف شده، سیستم انتقال مژه ای نمی تواند پاتوژنها را به اندازه كافی بالا برده و از نای خارج كند.

چرا آمونیاك برای گوساله ها بد است؟

برای قسمت دوم جواب، ابتدا باید به این سئوال پاسخ دهیم كه "خطرات ایجاد كننده عفونت تنفسی برای گوساله ها چیست؟" دو فاكتور محیطی به طور حتم گوساله ها را در معرض باكتری های ایجاد كننده پنومونی قرار می دهند. فاكتور اول این است كه گوساله در كنار مادر خود قرار بگیرد. گاوهای بالغ ذاتاً حامل فاكتورهای بیماریزا هستند. وقتی مادر گوساله خود را لیس می زند، از این طریق یك كار موثر برای تلقیح ویروسها، باكتریها و پارازیتها را انجام می دهد. فاكتور محیطی دیگر این است كه گوساله از طریق تراكم بالای گاوهای مجاور و یا از طریق وسایل گوساله زایی در معرض باكتریهای ایجاد كننده پنومونی قرار بگیرند. بنابراین، بعید است كه حتی گوساله های تازه متولد شده باكتریهای ایجاد كننده پنومونی را نداشته باشند. این باكتریها بسیار رایج هستند كه اغلب تصور می شود كه آنها بعنوان ساكنین معمول قسمت بالایی دستگاه تنفسی گوساله بشمار می روند. به این دلایل، هر زمان كه سیستم انتقال مژكی ضعیف باشد، گوساله ها در معرض ریسك بالایی از ابتلا به بیماریهای تنفسی قرار خواهند داشت.

چطور می توان در معرض آمونیاك بودن را كاهش داد؟

راه موثر برای كاهش در معرض آمونیاك قرار گرفتن، تولید نشدن این گاز است. اما در جایگاه گوساله، شرایط مثبت و مفیدی برای فعالیت میكروبها وجود دارد. اوره هم رطوبت و هم مواد مغذی را فراهم می‌كند. گوساله ها بستر را گرم نگه می دارند. و مواد بستر اغلب یك pH مطلوب را در محیط فراهم می‌سازند. بنابراین چطور می توان پوسیدگی كود را كاهش دهیم؟ 1- شرایط خشك تر، میزان كمتر رشد باكتریایی و آزاد سازی آمونیاك را با عث می شود. 2- فراهم كردن مقدار كمتر اكسیژن برای باكتریها، میزان كمتر آزاد سازی گاز آمونیاك را باعث می شود. 3- كود ( مخلوط ادرار و مدفوع) روی پوست یك حیوان گرم، سریعتر آمونیاك تولید می كند، تمیز تر نگهداشتن گوساله، باعث كمتر شدن آزاد سازی آمونیاك می شود.

تمام این فاكتورها به بستر خشك تمیز اضافه می شوند. خشك به چه معنی است؟

زانوی خود را روی بستر بگذارید. اگر زانوی شما خیس شد، بستر به اندازه كافی برای كاهش تولید آمونیاك خشك نیست. مقدار كافی بستر، شرایط را خشك نگه می دارد. بر خورد اول علیه آمونیاك! مقدار كافی بستر شرایط بی‌هوازی (اكسیژن پایین) نامساعد برای رشد میكروبی فراهم می كند. برخورد دوم! مقدار كافی بستر گوساله های تمیز را بیشتر می كند. برخورد سوم! پاك كردن باكتریهای ایجاد كننده آمونیاك. همچنین، فراهم كردن گردش كافی هوا از طریق تهویه خوب به انتقال هوای پر از آمونیاك كمك خواهد كرد



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

لنگش:مساله فقط تغذیه نیست

جمعه 23 مهر 1389-09:31 ب.ظ

 

با فرا رسیدن فصل پاییز،برخی گله داران با مواردی از لنگش در گله های گاو شیری خود مواجه می شوند.مقاله ای که در The Journal of Dairy Science منتشر شد گزارش می دهد که لنگش سبب مصرف کمتر خوراک توسط دام شده و حتی ممکن است تا 6 پوند در روز تولید شیر را کاهش دهد (Rajala-Schultz و همکاران،1999(.گذشته از کاهش در تولید شیر،لنگش در بروز علائم فحلی در گاو اخلال ایجاد می کند که این خود بازده ی تولید مثلی را کاهش خواهد داد.لنگش نتیجه ی اثر چندین عامل است.بطور کلی،عواملی که در بروز لنگش در گاوهای شیری نقش دارند عبارتند از:تغذیه،محیط،عفونت،ژنتیک و رفتار حیوان.این عوامل همگی با هم رابطه ی متقابل دارند و اهمیت نسبی هرکدام، از گله ای به گله ی دیگر متفاوت است.راهکارهای مقابله با لنگش اغلب بخاطر همین واریاسیون ها،کمی خسته کننده می نماید.دکتر جوز سانتوز(Dr.Jose Santos)از دانشکده ی دامپزشکی UC-Davis عقیده دارد که:"این اصلا عجیب نیست که بعد از گذراندن یک تابستان گرم شاهد بروز درصد زیادی از مشکلات سم در گاوها باشیم...گله داران واحدهای پرورش گاو شیری معمولا در مورد افزایش درصد لنگش طی ماه های آگوست،سپتامبر و اکتبر در گله هایشان گله مند هستند."استرس گرمایی
وقتی درجه حرارت محیط پایین تر از 77 درجه فارنهایت باشد،گاوها در وضعیت راحت و خوبی به سر می برند.هرچه درجه حرارت و رطوبت نسبی محیط بالاتر رود،حیوانات در معرض سطوح بالاتری از استرس گرمایی قرار می گیرند.حتی در سطوح پایین استرس گرمایی،حیوانات به منظور دفع حرارت از بدن،شروع به له له زدن می کنند.در چنین شرایطی حالتی معروف به "آلکالوز تنفسی" پیش خواهد آمد(شکل 1).در این وضعیت گاوها کمتر نشخوار می کنند و بزاق بیشتری بیرون می دهند.این عوامل دست به دست هم می دهند تا مقدار ماده بافری بزاق(بیکربنات) که بطور طبیعی تولید شده و وارد شکمبه می شود کاهش یابد.از این گذشته،گاوها با له له زدن مقادیر بیشتری از CO2 را به بیرون دفع می کنند که این به نوبه ی خود PH خونشان را بالا خواهد برد.در مقابل گاوها برای حفظ تعادل پایه اسیدی مناسب،مقدار بیکربنات دفع شده توسط ادرار را افزایش می دهند.این عوامل حتی اگر حیوانات با جیره ای متعادل و حساب شده تغذیه شده باشند ممکن است سبب ایجاد اسیدوز شود.

همچنین زمان ایستادن گاوها در شرایط استرس گرمایی بیشتر است زیرا که در حالت ایستاده بازده فرآیند له له زدن بالاتر می باشد.به این معنی که در حالت ایستاده،حیوان می تواند حجم زیادی از هوا را مبادله کند و بنابراین خنک کردن بدن در وضعیت ایستاده نسبت به حالت لمیده موفقیت آمیزتر انجام می شود.البته بسته به نوع تاسیسات،تهویه و جریان هوا،گاهی اوقات بهتر است گه گاوها ایستاده باشند اما در هر حال متاسفانه،زمان های طولانی ایستادن منجر به بروز مشکلات سم در دام ها و در نهایت لنگش خواهد شد.

حال سوال این است که چطور باید از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کنیم؟
از همه مهمتر،باید سعی کنیم که استرس گرمایی را با فراهم کردن محیطی خنک،راحت، دارای تهویه مناسب و قالبلیت دسترسی کافی به آب به حداقل برسانیم.همچنین با استفتده از مقادیر کافی پتاسیم و سدیم در جیره،حیوانات از طریق حفظ ظرفیت بافری شکمبه و خون قادر به بهبود وضعیت پایه ی اسیدی خواهند بود.جایگاه
یکی از عوامل ابتدایی در بروز لنگش،مقدار زمانی است که گاوها به حالت ایستاده سر می کنند(شکل 2).خصوصا اگر جنس بستر از بتون باشد.همانطور که در بالا ذکر شد،زمان های طولانی ایستادن،تعداد موارد کلینیکی لنگش را افزایش داده است.دکتر چارلز گارد(Dr.Charles Guard)از Cornell University می گوید زمانیکه گاوها روی بتون می ایستند،"روی بخش های خاصی از سر پنجه فشار زیادی وارد می شود و ممکن است منجر به ضایعات عروقی از نوع خونریزی یا نکروز شود.گذشته از زمان ایستادن،اگر سم به درستی چیده نشود این فشار موضعی،صدمات بیشتری را به سم وارد می آورد."زمانی که گاو در حالت ایستادن می گذراند،شدیدا تحت تاثیر طراحی تاسیسات است.در مورد ارزیابی کیفیت طراحی فری استال ها،دکتر جیم نوکک(Dr.Jim Nocek) خاطر نشان می کند که حیوانات باید قادر باشند تا:
-
براحتی وارد استال شوند و یا از آن خارج گردند.
-
بدون برخورد با قسمت های استال یا با دیگر حیوانات،روی زمین بنشینند یا بلند شوند.
-
در استال براحتی بایستند یا بنشینند.
این عوامل استفاده از استال را تحت تاثیر قرار می دهد.اگر این موارد قابل قبول باشند،تولید کنندگان باید به مواردی از جمله کمبود پوشال یا مواد بستری،نادرستی ابعاد یا ضعف تهویه و کیفیت نا مطلوب هوا در استال ها(به خصوص در آب و هوای گرم) توجه داشته باشند.گذشته از طراحی استال،تولید کنندگان باید مراقب باشند که تجمع بیش از حد گاوها،از دسترسی حیوانات محجوب تر(مثل تلیسه ها)به خوراک جلوگیری نکند یا مانع از استراحت آنها نشود.چنین حیواناتی احتمالا زمان زیادی می ایستند و در وضعیتی قرار می گیرند که ممکن است سبب فرآیندهای ناپایدار تخمیری در شکمبه و نوسانات در PH شکمبه شود.تغذیه
مدیریت تغذیه ای مناسب بعنوان رکن کلیدی برای به حداقل رساندن بروز اسیدوز(عامل لنگش)بکار می رود.جیره های حاوی غلظت های بالایی از مواد متراکم (کنسانتره) و کربوهیدرات های بدون فیبر(NFC) و تراکم پایین علوفه و/یا فیبر می تواند خطرساز باشد.اگرچه تغذیه نادرست ممکن است در لنگش نقش داشته باشد اما تنها عامل آن نیست.در مقاله ای که در Progressive Dairyman(مارس 2001( منتشر شد،محققان بطور هفتگی از TMR سه گله گاو شیری در کالیفرنیا که درصد بالایی از لنگش(30-20 درصد)در آنها گزارش شده بود نمونه گیری کردند.تراکم فیبر شوینده خنثی(NDF) و NFC در تمام جیره ها کافی بود(NDF≥30% و NFC≤38%).اندازه اجزای جیره نیز در تمام گله ها قابل قبول بود(12-8 درصدبیشتر از 4/3 اینچ).بنابراین محققین گزارش کردند که گرچه ظاهرﺃ این جیره ها مشکلی ندارند اما زخم و آبسه در سم گاوها همچنان به عنوان یک مشکل ثابت وجود دارد.این مشاهدات باعث شد تا محققین اطمینان حاصل کنند که مدیریت مناسب فاکتورهایی دیگری(گذشته از در دسترس بودن کربوهیدرات و اندازه اجزای جیره)تا حدود زیادی در جلوگیری از لنگش اهمیت دارد.(Santos و Overton،2001)لنگش در حال حاضر در بسیاری از گله های گاو شیری ایالات متحده مشکل مهمی تلقی می شود.تولیدکنندگان باید بخاطر داشته باشند که اگرچه تغذیه در اغلب موارد عامل تعیین کننده ایست،به ندرت تنها دلیل مشکلات سم در گاوهاست.درحقیقت در بسیاری از گله هایی که لنگش در آنها مشاهده شده دلیل اولیه احتمالا استرس گرمایی است که گاوها در جولای(تیر و مرداد)تحت تاثیر آن قرار داشته اند.



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

بی شاخ کردن گوساله ها

جمعه 23 مهر 1389-09:30 ب.ظ

 

هرچه زودتر بهتر . هفته سوم تا چهار زمان خوبی است .
هر چه مهار تر بهتر . بی حسی موضعی را مورد توجه قرار دهید .
هرچه استرس كمتر بهتر ، در زمان بی شاخ كردن از هر گونه استرس دیگر اجتناب كنید . طی سال گذشته نویسنده مشاهدات مربوط به بی شاخ كردن كه ممكن است به این كار با كمترین فشار و كمترین استرس به گوساله كمك را جمع آوری كرده است .

هر چه زودتر بهتر

بسیاری از پرورش دهندگان گوساله های شیری گوساله ها را بین هفته های 6 تا 10 بی شاخ می كنند. در مقابل ، هستند افراد محدودی كه این كار را در سنین 3 تا 4 هفتگی انجام می دهند . هفته سوم سنی است كه گوساله سن آسیب پذیری را پشت سر گذاشته است . در این سن گوساله در حال انتقال از مرحله ایمنی غیر فعال كه از طریق كلستروم دریافت كرده به مرحله كسب ایمنی از طریق آنتی بادهای حفاظتی خود است . و هفته 4 برای حداقل صد مه به بافت جهت جلوگیری از رشد شاخ مناسب است . در این سن مقدار بافتی كه در زمان بی شاخ كردن برداشته می شود به جوانه شاخ محدود می گردد . یك وسیله كوچك شاخ كش برای تمام این كارها كافی است . و همچنین اگر از خمیر سوزآور( خمیر شاخ سوز ) استفاده شود ، در این سن ، محدوده كوچكی از بافت برای از بین بردن مؤثر منطقه رشد كافی است . هویه یا داغ كن در این سن تنها در منطقه محدودی از بافت داغ شده می تواند عمل كند و مؤثر باشد . بی شاخ كردن هرچه زودتر انجام شود ،‌چه در زمان از بین بردن شاخ و چه بعد از آن استرس كمتری در گوساله ایجاد می كند . همچنین كار كردن با یك گوساله 100 تا 120 پوندی ( معادل 45 تا 54 كیلویی ) نسبت به تلیسه 200 تا 300 پوندی ( معادل 90 تا 136 كیلویی ) بسیار راحتتر است و در نرده های حفاظ كمتر ایجاد مشكل می كند .

هرچه مهارتر بهتر

بهترین نوع مهار ، مهاری است كه از كوچكترین آسیب به گوساله یا حفاظ جلوگیری كند. افسار یكی از انواع خوب مهار است كه سودمندی آن بخاطر زمان صرف شده برای بستن گوساله محدود می شود . گرچه ، در موارد محدودی گوساله با دو افسار هم بسته می شود . با استفاده از وسایل مهار پوزه، با جلوگیری از برگشت به اطراف ،‌ وقتی كه بصورت محكم به یك قسمت ثابت بسته شده باشد در انجام كارهای كوتاه كردن شاخ عالی خواهد بود . در صورت امكان ، با استفاده از هر دو وسیله سربند و افسار ، گوساله را در یك محل نگه دارید و سرش را به یك طرف و بعد طرف دیگر نگه دارید . اگر از یك بی حس كننده موضعی (مثل لیدوكائین ) برای بی حسی منطقه جوانه شاخ (‌عصب كورنال)‌ قبل از ، از بین بردن شاخ استفاده شود نیاز زیادی به مهار فیزیكی نیست . اگر گوساله های زیادی در یك زمان بی شاخ می شوند ، پیشنهاد این است كه به ترتیب، به حدود 5 گوساله داروی بی حسی موضعی تزریق شود ، بعد به همان ترتیب كه دارو تزریق شده گوساله ها بی شاخ شوند و بعد گوساله بعدی بی شاخ شود . این سیستم عقب و جلو ، فرصت كافی می دهد كه بی حسی بقدری باشد كه در زمان بی شاخ كردن گوساله آرام باشد .

هرچه استرس كمتر بهتر

متأسفانه ، گاهی اوقات ، بی شاخ كردن زمانی اتفاق می افتد كه گوساله به اندازه كافی راحت نیست. برای مثال ، وقتی حیوانات از جایگاههای انفرادی به جایگاههای دسته جمعی فرستاده می شوند . افزودن یك استرس بیشتر به چیزی كه گوساله ها الان در آن قرار دارند یك مدیریت خوب نیست . مدیریتی خوب است كه در آن قبل و برای 1 هفته بعد از بی شاخ كردن از هر گونه تغییری در وضعیت همیشگی گوساله اجتناب شود . اگر بیشتر راجع به اثرات استرس روی كارآئی ایمنی گوساله ها بدانیم ، به اهمیت تأخیر در اتفاقات استرس زا پی می بریم . حتی 7 تا 10 روز بعد از یك مورد استرس ( بی شاخ كردن ، تغییر در خوراك ، تغییر در جایگاه ، حمل و نقل و واكسیناسیون ) می توان كاهش سطوح دفاع ایمنی گوساله را مشاهده كرد . بنابراین گوساله بویژه در مورد بیماریهای تنفسی در این دوره بسیار آسیب پذیر است.

                                                                                                                                               

   نویسنده : SAM LEADLE

ترجمه: گروه علمی سایت فارم ایران

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

نقش پروفیل اسیدهای چرب جیره غذایی بر عملكرد باروری گاوهای شیری

جمعه 23 مهر 1389-09:19 ب.ظ

اسیدهای چرب غیر اشباع ( با جند باند دوگانه ) از جمله اسید لینولئیك ( 6 – n 2 : 18 C ) , لینولنیك ( 3 – n 3 : 18 C ) , ایكوزانوئیدها ( 3 – n 5 : 20 C ) و دكوهگزانوئیدها ( 3 – n 6 : 22 C ) بر باروری و عملكرد تولید مثلی گاوها تاثیر بسزایی دارند .
اسید های چرب لینولئیك , لینولنیك و دكو هگزانوئیدها به ترتیب در دانه های روغنی , علوفه ها و اغلب در دانه كتان , روغن ماهی یافت می شوند .
تغذیه جیره های حاوی اسید لینولئیك بالا طی دوره خشكی ( ِ
Dry period
) موجب افزایش وقوع جفت ماندگی می شود .
مكمل سازی جیره غذایی با اسید های چرب دارای چند باند دوگانه(
Poly unsaturated fatty acids
) طی دوره بعد از زایش موجب بهبود باروری گاوهای شیری می شود اما در این زمینه تحقیقات زیادی لازم است .
مقدمه
امروزه اصلاح ‍ژنتیكی گاوهای شیری از نظر صفت تولید شیر , بدون توجه به اهمیت صفات دیگر از جمله صفات باروری , مقاومت ورم پستانی و غیره موجب كاهش عملكرد بقیه صفات از جمله صفات تولید مثلی شده است . اما خوشبختانه می توان به كمك علم تغذیه دام تاحدودی این نقص را جبران نمود. استاپلس و همكاران ( 1998 ) گزارش كردند كه از مجموع 20 مقاله در مورد موضوع بهبود عملكرد باروری گاوهای شیری با افزودن چربی به جیره غذایی , حدود 11 مقاله بر مثبت بودن نتایج متفق الرای بودند .مكانیزم عمل بهبود عملكرد تولید مثل گاوهای شیری توسط افزودن چربی به جیره های غذایی بطور صریح مشخص نشده است .اما فرضیه های مختلفی وجود دارد . چهار مورد از آنها كه توسط استاپلس و همكاران ( 1998 ) پیشنهاد شده است در ذیل بیان می گردد :
1 ) بهبود بالانس منفی انرژی بدن طی اوایل شیردهی
2 ) افزایش سنتز تركیبات استروئیدی مانند هورمونهای استروئیدی از جمله پروژسترون
3 ) تغییر غلظت انسولین خون بدنبال آن تحریك رشد فولیكولهای تخمدانی
4 ) تغییر میزان سنتز
PGF2α
كه این تركیب دارای اثر منفی بر فعالیت جسم زرد می باشد .
سركوب
PGF2α
در اوایل آبستنی احتمال زنده مانی جنین را افزایش می دهد
طی یك دوره فحلی چنانچه تلقیحی صورت نگرفته باشد معمولا" فعالیت جسم زرد تا 16 روز ادامه می یابد.از طرف دیگر 12 روز بعد از فحلی , نوسانات ضعیف ترشح
PGF2α از رحم در هر دو گاو ـآبستن و یا غیر آبستن آغاز می شود.افزایش سنتز PGF2α موجب كاهش فعالیت جسم زرد می شود . ولی جنین در حال رشد با ارسال سیگنالهایی با عنوان انترفرون تاو ( Interferon – tau ) سنتز PGF2α را كاهش می دهد . انترفرون تااو اخیرا" بعنوان سیگنالهای اولیه جنین جهت تشخیص آبستنی بشمار می رود. جنین بعد از 10 روزگی شروع به ترشح این ماده نموده و با افزایش رشد میزان تولید آن نیز افزایش می یابد. بدلیل اینكه همه جنینها دارای سرعت رشد یكسانی نیستند بخاطر همین موضوع جنینهایی كه دارای رشد ضعیفی هستند ممكن است قبل از ترشح انترفرون تااو , توسط افزایش غلظت PGF2α آزاد شده از رحم سقط شوند .بنابراین ممكن است ترشح انترفرون تااو در مقادیر مورد نیاز جهت جلو گیری از ترشح PGF2α تا روز 13 صورت نگیرد. لذادر چنین شرایطی نقش اسید های چرب غیر اشباع در كاهش سنتز PGF2α
طی اوایل آبستنیی اهمیت پیدا می كند. بنابر این تغذیه جیره های غنی از اسید های چرب غیر اشباع برای بهبود باروری , دستیافت تازه ای در مدیریت تولید مثل گاوهای شیری می باشد .
اثر مثبت چربی جیره غذای بر باروری گاوهای شیری می تواند بدلیل اثرات برخی از اسیدهای چرب جیره بر هیپوفیز , تخمدانها و رحم از طریق بهبود وضعیت انرژی بدن باشد . دانشمندان معتقدند كه برخی از مكملهای چربی موجب تغییر تولید
PGF2α در بدن می شوند زیرا برخی از اسیدهای چرب ویژه بخصوص اسیدهای چرب غیر اشباع با چند باند دوگانه ( PUFA ) در سنتز آن نقش دارند . بنابراین می توان با تغییر پروفیل اسیدهای چرب جیره غذایی سنتز PGF2α
توسط بافت رحم را در اوایل آبستنی كاهش داده و موجب كاهش میزان مرگ و میر جنین شد .
اسیدهای چرب ضروری و عملكرد تولیدمثلی
كمبود اسیدهای چرب ضروری در حیوانات آزمایشی موجب بروز علایمی همچون تشكیل ناقص غشاهای سلولی, عدم رشد كافی بدن , پوست , بافتهای پیوندی و همچنین باروری ضعیف می شود .
Zeron
و همكاران گزارش كردند كه كاهش میزان باروری گاوهای هولشتاین طی ماههای تابستان بدلیل پائین بودن محتوای اسید لینولئیك غشاء اووسیتها می باشد, در حالی كه محتوای اسید لینولنیك چندان تغییر فصلی ندارد.در مقابل اسیدهای چرب غیر اشباع دارای 5 و 6 باند دوگانه در غشاء اسپرم دامهای نر بر كیفیت اسپرم در باروری تخمك تاثیر می گذارد .
اسیدهای چرب ضروری در داخل سلول می توانند بر رونویسی ژنهای كد كننده پروتئینهای ضروری برای آبستنی موثر باشند .
در بعضی حیوانات اسیدهای چرب غیر اشباع (
PUFA ) نقش مهمی در بسیاری از فرآیندهای تولید مثلی از جمله تخمك گذاری , لقاح و زایمان دارند . اسیدهای چرب جیره غذایی می توانند بر رشد فولیكول تخمدانی , فعالیت جسم زرد و تولید پروژسترون نقش داشته باشند . طی تحقیقی گزارش شده است كه در صورت تغذیه جیره های غنی از PUFA ازخانواده امگا 3 قبل از زایش به ترتیب درگوسفند وگاو , موجب تاخیر زمان زایش ( Nibashaka Baguma و همكاران 1999 ) و افزایش وقوع جفت ماندگی شد( Barnouin & chassaqne 1991 ). ولی افزایش اسیدهای چرب غیر اشباع امگا 3 در جیره غذایی بعد از زایش, میزان آبستنی گاوها را بهبود بخشید ( Armstong
و همكاران 1990 ) .
اثر جیره های بر پایه پودر ماهی بر باروری :
اسیدهای چرب غیر اشباع توسط باكتریهای شكمبه تحت فرآیندی بنام بیوهیدروژناسیون متابولیزه می شوند. طی این فرآینداسیدهای چرب غیراشباع به اسیدهای چرب اشباع تبدیل می شوند . پودر ماهی دارای پتانسیل افزایش باروری می باشد علت این مسئله را به بخاطر داشتن اسیدهای چرب منحصربفردی كه می توانند بدون بیوهیدروژنه شدن ازشكمبه عبوركنند و موجب كاهش ترشح
PGF2α شوند, نسبت داده می شود. .Armstrong و همكاران گزارش كردند كه گاوهای فریزین بریتانیائی كه با پودر ماهی بمقدار 8 /0 Kg/day تغذیه شده بودند نرخ آبستنی بیشتری (64 % ) در مقایسه با گروه شاهد ( 44 % ) داشتند. همچنین تعداد سرویس برای این گروه در مقایسه با گروه شاهد به ترتیب 62 / 1 , 31 / 2 بود. مكانیزم كار هنوز بطور واضح مشخص نیست ولی فرضیه های چندی در این مورد وجود دارد كه یكی از آنها وجود دو نوع اسید چرب ایكوسپنتانوئیكها و دكو هگزانوئیدها در پودر ماهی می باشد كه باعث كاهش سنتز PGF2α
می شوند.
اثردانه كتان بر باروری گاوهای شیری :
روغن دانه كتان نیز بدلیل داشتن اسید لینو لنیك بالا موجب سركوب ترشح
PGF2α از رحم شده و میزان باروری را در حیوانات تغذیه شده با دانه كتان افزایش می دهد . همچنین گزارش كردند كه تغذیه دانه كتان ویا تزریق روغن كتان داخل شكمبه موجب افزایش غلظت اسیدهای چرب بلند زنجیره می شود ( Kennely 1995 ).

منبع :سایت www.parsbiology.com



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

تغذیه گاو خشك و انتقالی

جمعه 23 مهر 1389-09:18 ب.ظ

 

گاوهای تازه زا باید با مشكلات متابولیكی كم، زایش نمایند.
-
همچنین گاوهای تازه زا باید تا جایی كه ممكن است در كوتاه ترین زمان به صورت خوراك خورده و مشكلات متابولیكی تحت بالینی ( مزمن ) كمی داشته باشد.

 دوره Far-off ( خشکی

اهداف دوره Far-off خشكی شامل :

 - حفظ نمره وضعیت بدنی

- حفظ ذخائر پروتئینی و عضلانی

- نوسازی دیواره شكمبه و فراهم كردن ویتامین ها و مواد معدنی مورد نیاز می باشد.
طی دوره Pre-fresh مواد مغذی مورد نیاز افزایش یافته در حالی كه ماده خشك مصرفی كاهش می یابد. غلظت مواد مغذی جیره باید افزایش یابد. توازن مواد معدنی جیره در این دوره مهم می باشد. نیاز است میكروب های شكمبه و پرزهای شكمبه نیز برای سطوح بالاتر كنسانتره آماده باشند. در این دوره خوشخوراكی جیره مهم است. انرژی مورد نیاز یك گاو تازه زا معمولا بیشتر از انرژی تأمین شده می باشد. هر اقدام جهت كاهش (درجه) كتوز مزمن، به افزایش ماده خشك مصرفی، افزایش شیر تولیدی و تولید مثل بهتر منجر خواهد شد. به ویژه گروه های گاو تازه زا به تولیدكننده كمك میكند تا زمان مصرف علوفه با كیفیت بالاتر و افزودنیهای خوراكی را برای گاوهایی كه بیشترین پاسخ را دارند برنامه ریزی نمایند. افزودنی های خوراكی گاو تازه زا شامل پروپیونات كلسیم، كولین، نیاسین و كشت مخمر می باشد. افراد بسیاری فقط یك هدف برای گاو تازه زا دارند، آن ها می خواهند دامپزشك را دور نگه داشته و خودشان نیز از گاو نگهداری نكنند. هدف اصلی مشاهده جفت ماندگی ، كتوز حاد و تب شیر كم و یا جابجایی شیردان خوب است . اما تولید بالاتر تنها به شرطی تأمین می شود كه ما برای گاو تازه زا اهداف بیشتری در نظر بگیریم. آن ها باید تا جایی كه ممكن است زود، و به مقدار زیادی خوراك بخورند و دارای مشكلات متابولیكی تحت بالینی كمی باشند.

اهمیت گوساله زایی گاو برای تولید شیر تعدادی از تولیدكنندگان اهمیت كمی به بیماری های متابولیكی می دهند، زیرا آن ها با گاو تازه زا برای مدت طولانی سروكار ندارند. هر چند، آنها نمی توانند تشخیص دهند، ولی مشكلات مزمن ( تحت بالینی ) می تواند به تولید شیر آسیب وارد نماید. پیش بینی می شود كه 50 درصد گاوها دارای تب شیر مزمن در روز زایش می باشند. این مسئله گاو را به كمتر خوردن و ایجاد سایر مشكلات سلامتی مستعد می كند. بیشتر گاوهای پرتولید، كتوز مزمن را تجربه كرده اند. كاهش شدت كتوز می تواند باعث شود كه گاو حوراک بیشتری خورد ه و 5/45 تا 7/47 كیلوگرم شیر در روز و شاید بیشتر تولید نماید.  

تغذیه و مدیریت گاو Far-off دوره Far-off از روز 60تا21 پیش از زایش را شامل می شود. اهداف دوره Far-off شامل حفظ و نگهداری وضعیت بدنی، حفظ ذخایر پروتئینی و عضلانی، نوسازی دیواره شكمبه و فراهم كردن ویتامین ها و مواد معدنی مورد نیاز می باشد.

مصرف برای گاوهای Far-off ، ماده خشك مصرفی مورد انتظار 2/2-2 درصد از وزن بدن می باشد. بنابراین یك گاو 614 كیلوگرم می تواند 6/13-3/12 كیلوگرم ماده خشك را در هر روز مصرف نماید. گاوها به مقادیر ویژه ای ( پوند یا گرم ) از مواد مغذی نیاز دارند نه به درصدهای مواد مغذی. بنابراین، جیره ها را با مقادیر واقعی برای سنجش ماده خشك مصرفی متوازن كنید.  

وضعیت بدنی بهترین حالت این است كه گاوهای خشك دارای نمره وضعیت بدنی 5/3 باشند و این وضعیت را تا روز زایش حفظ نمایند.گاوها در اواخر دوره شیردهی از انرژی جیره برای جایگزین كردن ذخایر بدنی، كارآمدتر از گاوهای خشك می باشند (بازده 75 درصد در مقابل 60 درص) .بنابراین، توصیه می شود كه گاوها طی اواسط تا اواخر دوره شیردهی نمره وضعیت بدنی خود را افزایش داده و نمره وضعیت بدنی مناسب برای گوساله زایی را (5/3) به جای دوره خشكی در این زمان به دست آورند. اگر گاوها در اواخر دوره شیردهی بسیار سنگین باشند، باید از مقدار انرژی جیره در آن زمان كاست. هیچ وقت نباید تلاش كرد تا جیره گاوها را طی دوره خشكی افزایش داد زیرا گاوها در معرض شرایط نامطلوب كتوز قرار گرفته و شروع به ذخیره چربی در كبد می نمایند. پژوهشگران ایالت میشیگان دریافتند كه گاوهایی كه طی دوره خشكی چربی بدنی ذخیره كردند، در دوره شیردهی بعدی دارای شیر تولیدی بیشتری بوده و در اولین تلقیح آبستن می شوند. اما، گاوها در این مطالعه در دارای نمره وضعیت بدنی 77/2 بودند. گاوها بسیار لاغر بوده و به وزن بدن بیشتری نیاز داشتند. در این شرایط، بهتر این است كه نمره وضعیت بدنی طی دوره خشكی افزایش یابد. اما، باید تلاش كنیم كه در مرحله اول گاو لاغر وارد دوره Dry-off نشود. این مساله به ویژه زمانی اهمیت بیشتری دارد كه گاوهای خشك لاغر نتوانند از گاوهایی كه دارای شرایط مناسب برای خوراكدهی هستند، جدا شوند. گاوهایی كه دارای نمره وضعیت بدنی بالا هستند ( بیشتر از 75/3) با احتمال بیشتری مصرف كمتر، كتوز و سایر بیماری های متابولیكی را در قبل و بعد از زایش دارا هستند.

ذخایر پروتئینی و عضلانی 
(NRC (1989
توصیه نموده است كه جیره های گاوهای خشك دارای 12 درصد پروتئین خام باشد. بیشتر متخصصان تغذیه معتقدند كه این توصیه برای دوره Far-off می باشد. بعضی متخصصان تغذیه 13-12 درصد پروتئین خام را برای اطمینان توصیه كرده اند. (NRC (2001 پروتئین قابل متابولیسم مورد نیاز را بر اساس روزهای آبستنی و وزن گوساله متولد شده پیش بینی نموده است. برای مثال گاوی با وزن 730 كیلوگرم كه در روز 240 آبستنی قرار دارد 4/14 كیلوگرم ماده خشك در هر روز مصرف خواهد كرد و به 871 گرم پروتئین قابل متابولیسم در هر روز نیاز دارد. این مقدار برابر با 6 درصد پروتئین قابل متابولیسم در جیره ها یا 9/9 درصد پروتئین خام می باشد، به شرط آن كه جیره به خوبی برای بخش های پروتئینی متوازن شده باشد.یك زیرنویس در (NRC (2001 به خواننده توضیح می دهد كه 12 درصد پروتئین خام می تواند به طور حقیقی موردنیاز باشد تا نیاز گاوها برآورده شود و این به علت اتلاف پروتئین می باشد. خورانیدن پروتئین كمتر از حد، طی دوره خشكی می تواند ذخایر پروتئینی گاو را تهی نماید. این مساله می تواند تولید شیر ، عملكرد تولیدمثل و سلامت گاوها طی دوره شیردهی بعدی را كاهش دهد.در مطالعه ای، افزایش پروتئین جیره از 9 به 13 درصد در تلیسه ها از روز70 تا 0 پیش از زایش، مقدار شیر را در اولین دوره شیردهی از 807/10 كیلوگرم به 720/11 كیلوگرم افزایش داد. متاسفأنه بسیاری از گاوداران برای گاوهای Far-off جیره های سیلویی و دارای علوفه با كیفیت پایین یا مرتع در نظر می گیرند. آنها هیچ پروتئینی را اضافه نكرده و بنابراین بخش پروتئینی جیره 8 تا 10 درصد می باشد.  

نوسازی دیواره شكمبه مطلوب ترین حالت این است كه طی دوره Far-off ، جیره های با علوفه بالا به ویژه علوفه دارای ساقه های بلند نظیر یونجه خورانیده شود. علوفه به حفظ پرشدگی بالای شكمبه، تحریك حركت عضله و ترمیم دیواره آسیب دیده آن در شرایطی كه به گاوها جیره های با غلات بالا خورانیده می شود، كمك می نماید. این مساله می تواند ماده خشك مصرفی و تولید بالاتر را بعد از زایش تحریك كند. مزیت دیگر خورانیدن جیره با علوفه بالا، این است كه در مجموع، دارای انرژی كمتری هستند و به جلوگیری از چاق شدن گاو طی دوره خشكی كمك می نمایند. انواع مختلفی از علوفه می تواند به گاوهای Far-off خورانیده شود. درصد سدیم و پتاسیم جیره Far-off برای جلوگیری از تب شیر مهم نمی باشد، ولی به طور قطع جیره گاوهای پیش از زایش باید از نظر مواد معدنی متوازن باشد. علوفه هائی كه محتوی مقدار زیادی دانه می باشند، مثل سیلوی ذزت ، باید بصورت محدود خورانده شوند و معمولاً بهترین راه این است كه ذرت سیلویی به 40-30 درصد از ماده خشك جیره محدود شود.

ویتامین ها و مواد معدنی اگر یك گاو در دوره Far-off در معرض محدودیت ویتامین ها و مواد معدنی موردنیاز قرار گیرد، اثرات آن تا زمان بعد از زایش یا تا زمان تولید مثل بعدی گاو دیده نخواهد شد. مواد معدنی كمیاب و ویتامین E به طور ویژه ای برای جلوگیری از جفت ماندگی و ادم پستان مهم می باشد. امكانات زیادی برای افزودن ویتامین ها و مواد معدنی برای گاوهای شیری فراهم نشده است. بعضی گاوداران سعی می كنند تا مكمل ها را به صورت انتخاب آزاد بخورانند. این روش قابل اطمینان نمی باشد. اگر خورانیدن به صورت گروهی باشد، مهمترین كار این است كه مكمل ها را با TMR مخلوط كنیم  

مدیریت و تغذیه گاوهای خشك Pre-fresh

در 15-10 سال گذشته، گاوداران شیر تولیدی را در مزرعه شان افزایش دادند زیرا شروع به خورانیدن جیره Pre-fresh به گاوهای خشك از 21 روز قبل از زایش تا روز زایش نمودند. مدیریت وتغذیه گاو طی سه هفته قبل از زایش و بعد از آن، به مقدار زیادی تولید گاوها را برای یك دوره شیردهی كامل تعیین می نماید. طی دوره Pre-fresh احتیاجات تغذیه ای گاوها افزایش می یابد در حالی كه ماده خشك مصرفی كاهش می یابد بنابراین غلظت مواد مغذی جیره باید افزایش یابد. توازن مواد معدنی جیره در این زمان بسیار مهم می باشد. همچنین، میكروب های شكمبه و پرزهای شكمبه از تنظیم تدریجی به كنسانتره بیشتر سود می برند
مزایای بسیار زیادی در جیره Pre-fresh وجود دارد

1)  بیماری های متابولیكی كاهش می یابد كه به علت بهبود توازن مواد معدنی می باشد. اگر تمام گاوهای خشك در یك گروه باشند، به علت هزینه های مكمل و وجود علوفه، مشكل خواهد بود كه مواد معدنی مناسب تامین گردد
2)  
كتوز حاد و مزمن كاهش می یابد. این امر با افزایش غلظت انرژی جیره انجام می شود. اگر یك مزرعه دار فقط یك گروه خشك داشته باشد، غلظت انرژی نمی تواند افزایش یابد، چون گاوهای Far-off بسیار چاق خواهند بود. اغلب، كتوز قبل از زایش توسعه می یابد. این مساله ( كتوز) یكباره شروع می شود و آشكار نمی باشد و كنترل سرعت پیشرفت به سمت مشكلات كتوز بعد از زایش حتی با بهترین جیره گاو تازه زا هم مشكل می باشد.در نهایت، با تطبیق میكروب های شكمبه، مشكلات متابولیكی رفع شده و حفظ تا حد امكان بالای مصرف در طول دوره Pre-fresh ، مصرف بعد از زایش را افزایش خواهدداد. هرگونه اقدام جهت بهبودی در مصرف گاو تازه زا به شیر تولیدی بیشتر، مشكلات سلامتی تحت بالینی (مزمن)كمتر، عملكرد تولیدمثلی بهتر و سودمندی بیشتر منجر خواهد شد.

مصرف پژوهش ها در دانشگاه ویسكانسین نشان دادند كه گاوها به طور قابل توجهی ماده خشك مصرفی شان را طی هفته آخر پیش از زایش كاهش می دهند. میانگین ماده خشك مصرفی برای سه هفته قبل از زایش 20 درصد كمتر از مصرف گاوهای خشك Far away می باشد. بیشتر این كاهش طی هفته آخر پیش از زایش رخ می دهد. ماده خشك مصرفی در گاوهایی كه قرار است 2 گوساله به دنیا بیاورند زودتر از سایر گاوها كاهش می یابد. دلایل كاهش مصرف می تواند شامل تغییرات شرایط هورمونی، كتون هایی كه با شروع استفاده گاو از چربی بدنش افزایش می یابند و بزرگی گوساله باشد.
NRC 2001
پیش بینی كرده است كه گاوی با 751 كیلوگرم وزن در 270 روزگی آبستنی، 7/13 كیلوگرم ماده خشك مصرف می كند. ولی در 279 روزگی آبستنی فقط 1/10 كیلوگرم مصرف می نماید.
وقتی جیره ای برای یك گروه Pre-fresh فرموله می شود، فرض براین است كه مقداری برابر 75/1 درصد وزن بدن یا 5/10 كیلوگرم ماده خشك برای گاوهای هلشتاین. می توانند مصرف نمایند.در هر مرحله مدیریت باید گاوهای Pre-fresh را برای یك پوند ماده خشك مصرفی بیشتر ترغیب كرد. این مسئله وقتی كه گاوهای Pre-fresh به راحتی به مقادیر كافی آب تمیز دسترسی داشته باشند، حیاتی تر است. آب به گاوها كمك می كند كه مصرف بیشتری داشته باشند. پژوهشگران ویسكانسین نشان دادند كه گاوهایی كه طی دوره Pre-fresh به مقدار كمی خوراك می خوردند ماده خشك مصرفی آن ها در 3 هفته بعد از زایش كمتر بوده است. انرژی در همان زمان كه ماده خشك مصرفی كاهش می یابد رشد جنین و رشد بافت پستانی افزایش می یابد و این باعث افزایش مجموع مواد مغذی موردنیاز می شود. پژوهشگران در دانشگاه كورنل انرژی مورد نیاز برای رشد جنین و سایر بافت های وابسته به آبستنی را پیش بینی كردند.اما انرژی مورد نیاز برای رشد پستان را بررسی و تعیین نكردند. آنها دریافتند كه توصیه های NRC1989 برای گاوهای بالغ ( 25/1 مگاكالری بر كیلوگرم ) برای تأمین احتیاجات نگهداری و رشد جنینی كافی است. اما این غلظت انرژی طی هفته آخر پیش از زایش وقتی كه مصرف كاهش می یابد كافی نمی باشد. همچنین نیاز است كه غلظت انرژی برای تلیسه های زایش اول بالاتر باشد كه این مساله به علت مصرف كمتر آن ها و انرژی اضافی مورد نیاز برای رشدشان می باشد. به این دلایل و به دلیل اینكه بیشتر مزرعه ها امكانات برای 2 گروه گاو Pre-fresh را ندارند، بیشتر متخصصین تغذیه جیره های Pre-fresh را برای 54/1 مگاكالری بركیلوگرم انرژی خالص شیردهی متوازن می كنند.

خورانیدن علوفه های حاوی الیاف با قابلیت هضم بالا به تامین انرژی موردنیاز گاو Pre-fresh كمك می كند. اگر ما محاسباتی برای این كاهش ماده خشك مصرفی و افزایش انرژی مورد نیاز با افزایش غلظت انرژی جیره انجام ندهیم می توانیم انتظار داشته باشیم كه گاوها مقادیر اضافی چربی ذخیره شده شان را موبیلیزه كرده و دارای سطوح بالایی از NEFA پیش از زایش باشند.

این مساله می تواند ماده خشك مصرفی پیش از زایش را كاهش داده و باعث كاهش ماده خشك مصرفی، كتوز و سندرم كبد چرب به دنبال زایش شود. پژوهشگران ایالت میشیگان 30 درصد افزایش در ماده خشك مصرفی را وقتی كه غلظت انرژی جیره از 32/1 مگاكالری بر كیلوگرم به 54/1 مگاكالری بر كیلوگرم و پروتئین خام را از 13 به 16 درصد در حدود 3 هفته قبل از زایش افزایش دادند مشاهده نمودند. ماده خشك مصرفی از حدود 12 كیلوگرم به 7/15 كیلوگرم در روز افزایش یافت و بالای 14 كیلوگرم در روز تا هفته آخر پیش از زایش باقی ماند. فرض می شود كه انرژی اضافی به طور بارز از NFC تأمین شده باشد.

در مطالعه بعدی كه در ایالت میشیگان انجام شد، نتایج مشابهی مشاهده گردید و نیز نتیجه گرفته شد كه خورانیدن جیره با انرژی و پروتئین بالاتر منجر به موبیلیزاسیون كمتر چربی بدنی پیش از زایش می شود. NRC 2001  برای گاوهای Pre-fresh 4/14 مگاكالری در هر كیلو گرم NEL در هر روز پیشنهاد كرده است. به علت تفاوت در پیش بینی ماده خشك مصرفی، این مساله به غلظت انرژی 05/1 مگاكالری بر كیلوگرم در روز 270 آبستنی ( 7/13 كیلوگرم ماده خشك مصرفی) و 44/1 مگاكالری بر كیلوگرم در 279 روز آبستنی( 9/16 مگاكالری در روز ) كه برای آماده سازی شكمبه، افزایش مصرف وجلوگیری از جابجایی شیردان به سمت چپ بعد از زایش تعبیر می شود. دامنه توصیه شده برای انرژی جیره Pre-fresh استاندارد در NRC، 54/1-62/1 مگاكالری بر كیلوگرم باشد. ..



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

زمـان از شیـرگیـری گـوسـاله هـا

جمعه 23 مهر 1389-09:12 ب.ظ

 

از دیدگاه نظری می توان بیشتر گوساله ها را از 4 هفتگی به بالا از شیر گرفت. اما از نقطه نظر دستیابی به بهترین کارکرد گوساله و هزینه های پرورش ،سن بهینه از شیر گیری نزدیک به 5 تا 6 هفتگی است ، بجز برای سیستم های تولیدی ویژه مانند تولید گوشت سفید گوساله .

 

معیارهای تأثیر گذار بر سن از شیر گیری به شرح زیر است :

 

1) سن

2) وزن بدن

3) میزان مصرف خوراکهای جامد

میزان بهینه هر سه معیار فوق ، با توجه به نژاد و سیستم تولیدی ، متفاوت است . از دیدگاه نظری زمانیکه گوساله ها در آغل های انفرادی نگهداری می شوند ، میزان مصرف کنسانترهء خشک ، بهترین معیار برای از شیر گیری است و برخی پرورش دهندگان گوساله ، مصرف 5/0 کیلوگرم کنسانتره در روز را برای از شیرگیری ، در نظر می گیرند .

 در عمل مدیریت سیستم های بزرگ پرورش گوساله ، اگر از شیرگیری بر اساس سن انجام گیرد ، آسانتر است ؛ به شرطی كه انعطاف پذیری به اندازه ای باشد كه بتوان از شیرگیری گوساله های كم رشد را برحسب نیاز، به تعویق انداخت . وزن بدن ، معیار ایده آلی برای از شیرگیری نمی باشد زیرا كه این فاكتور در گوساله ها بسیار متفاوت می باشد ، بطوریكه گاهی اوقات برخی گوساله ها در وزنی آماده ی از شیرگیری هستند كه برابر وزن تولد دیگری است.

پرورش دهندگانی كه گوساله هایی بدون پیشینه می خرند ، در موقعیتی دشوار و ویژه هستند ، زیرا از تاریخ تولد گوساله ها و پیشینه ی تغذیه آنها ، اطلاعی ندارند . در این حالت ، همه گوساله های خریداری شده را باید با جایگزین كننده ی شیر با كیفیت خوب حداقل برای 3 هفته تغذیه نمود ، مگر اینكه میزان مصرف كنسانتره  ی آنها زیر نظر باشد و به روشنی نشان دهد كه آنها آماده از شیر گیری هستند .

گاهی اوقات ، عقب انداختن از شیرگیری گوساله ها ، اگر منابع ارزان شیر در دسترس باشد ، می تواند سودمند باشد . چنین خوراكهایی را می توان از 3 هفتگی و پس از یك دوره انتقالی 10 تا 14 روز آغاز كرد كه پس از آن ، خوراك غذای اصلی گوساله ها خواهند بود .

از شیر گیری را می توان بصورت تدریجی در فاصله 4 تا 7 روز و یا بصورت ناگهانی اجرا كرد. هر دو سیستم دارای طرفدارانی است ، اما بنظر می رسد كه چنانچه زمان از شیرگیری با دقت تعیین شود ، سرعت از شیرگیری اهمیت كمتری پیدا می كند.

آب تمیز ، كمی استارتر تازه و علوفه خشك با كیفیت مرغوب ، باید از سن پایین در دسترس گوساله ها قرار گیرد. از آنجاییكه گوساله ها تا هنگامی كه به سن 2 هفتگی برسند ، توان مصـرف شـایان توجهی از هر كدام از این 3 ماده را ندارند ؛ شاید بهتر باشد تا 2 هفتگی استارتر تغذیه نشود . این كار نه تنها موجب صرفه جویی در هزینه های پس مانده های مواد خوراكی گران می شود ، بلكه می تواند مصرف خوراك را در مرحله ای آغاز كند كه گوساله از نظر فیزیولوژیكی برای خــوردن  غذای جامد ، آمادگی دارد.

پس از ازشیرگیری ، گوساله ها را باید در آغلهای پرورشی ، نگهداری نموده و با همان استارتری تغذیه كرد كه بدان عادت دارند . پس از 2 تا 3 هفته ، آنها را به جایگاهی گروهی منتقل می كنند و بتدریج با جیره ای تغذیه می شوند كه برای گوساله ی جوان در حال رشد مناسب است.



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -